رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > تیتر یک و سیاست : آرایش شرقی

آرایش شرقی

آیا شرق در کنار ایران، فقط می‌ایستد یا حاضر است برای دفاع از ایران هزینه هم بدهد؟ “سازندگی” به این موضوع پرداخته است

دیدار پوتین، شی جین ‌پینگ، مودی و پزشکیان در بیشکک را نباید صرفاً مجموعه‌ای از دیدارهای دیپلماتیک در حاشیه اجلاس شانگهای دید. این دیدارها در شرایطی انجام می‌شود که ایران پس از دو جنگ با آمریکا و شهادت شماری از فرماندهان و مسئولان ارشد، تغییر رهبری، شکست تفاهم شکننده اسلام‌آباد و بازگشت دوباره تنش، وارد یکی از دشوارترین دوره‌های سیاسی و اقتصادی خود شده است. اجلاس شانگهای در بیشکک و دیدارهای آن در شرایطی انجام می‌شود که آمریکا همزمان فشار نظامی و اقتصادی بر ایران را تشدید کرده و حالا با تحریم‌های ثانویه می‌کوشد شرکای اقتصادی ایران را نیز از ادامه همکاری با تهران منصرف کند. در چنین شرایطی، حضور رئیس‌جمهور ایران در کنار رهبران چین، روسیه و هند، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که تهران هنوز برای شکستن حلقه انزوای خود گزینه‌هایی در شرق دارد.
اما سوال اصلی این است که آیا شانگهای می‌تواند به کمک اقتصادی ایران بیاید؟ بله؛ اما باید توجه داشت که سازمان همکاری شانگهای یک اتحاد اقتصادی منسجم با نظام بانکی و مالی مستقل نیست و حتی ایده ایجاد بانک توسعه، صندوق توسعه و صندوق سرمایه‌گذاری شانگهای هنوز در مرحله شکل‌گیری است. بنابراین نباید انتظار داشت که شانگهای بتواند یک‌شبه تحریم‌های آمریکا را خنثی کند یا منابع مالی مورد نیاز ایران را تأمین کند.
شانگهای پیمان نظامی یا یک ائتلاف ضدآمریکایی نیست و اختلاف منافع میان اعضای آن جدی است. اهمیت بیشکک برای ایران در جای دیگری است. در شرایطی که آمریکا می‌کوشد، ایران را از نظر اقتصادی و سیاسی منزوی کند، تهران نشان می‌دهد که هنوز در مرکز یکی از مهم‌ترین شبکه‌های قدرت در حال شکل‌گیری در آسیاست. مسئله اصلی از اینجا به‌بعد، تبدیل این حضور سیاسی به همکاری اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک واقعی است؛ وگرنه عکس‌های بیشکک، هرچقدر هم مهم باشند، برای اقتصاد و زندگی مردم ایران کافی نیستند.

با این ‌حال، ظرفیت واقعی این سازمان در ایجاد مسیرهای جایگزین برای تجارت و اتصال ایران به اقتصاد آسیاست. چین بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران است، روسیه شریک مهم ایران در انرژی و حمل‌ونقل است و هند نیز به دلیل نیازهای انرژی و موقعیت ایران در کریدور شمال- جنوب، منافع مشخصی در حفظ ارتباط اقتصادی با تهران دارد. همین کریدور می‌تواند ایران را به مسیر اصلی اتصال روسیه به هند تبدیل کند.
از این منظر، اهمیت اجلاس بیشکک برای ایران شاید بیشتر از آنکه در بیانیه‌های سیاسی باشد، در معامله‌های اقتصادی پشت درهای بسته باشد. آیا چین حاضر است خرید نفت ایران را حفظ و گسترش دهد؟ آیا روسیه می‌تواند سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ایران را سرعت ببخشد؟ آیا هند می‌تواند، تجارت و سرمایه‌گذاری خود در چابهار و مسیر شمال- جنوب را ادامه دهد؟ و مهم‌تر از همه، آیا این کشورها حاضرند برای حفظ تجارت با ایران، هزینه تحریم‌های ثانویه آمریکا را بپذیرند؟
اینجاست که باید واقع‌بین بود. چین، روسیه و هند دوست یا متحد ایران به‌معنای کلاسیک کلمه نیستند؛ هر سه کشور منافع ملی خودشان را دنبال می‌کنند. حتی چین با وجود رابطه اقتصادی عمیق با تهران، تاکنون تعهد دفاعی رسمی برای حمایت از ایران نپذیرفته است.
بنابراین شانگهای برای ایران یک فرصت است، نه معجزه. اگر تهران بتواند حضور خود در این سازمان را به قراردادهای واقعی، تجارت پایدار، سرمایه‌گذاری، توسعه کریدور شمال-جنوب، گسترش تجارت با ارزهای ملی و ایجاد مسیرهای بانکی و حمل‌ونقل مستقل تبدیل کند، شانگهای می‌تواند بخشی از فشار اقتصادی آمریکا را خنثی کند. اما اگر حاصل اجلاس فقط چند عکس و چند بیانیه سیاسی باشد برای اقتصادی که زیر فشار جنگ، تحریم و محاصره مالی قرار گرفته، اتفاق بزرگی رخ نداده است. مسئله اصلی ایران در بیشکک همین است. آیا شرق فقط در کنار ایران می‌ایستد یا حاضر است برای ماندن ایران در اقتصاد آسیا هزینه هم بدهد؟

ملاقات مهم شرق
اما شاید مهم‌ترین تصویر سیاسی اجلاس، دیدار ولادیمیر پوتین و شی جین ‌پینگ باشد؛ دو رهبری که روابط کشورهایشان یکی از ستون‌های اصلی نظم در حال شکل‌گیری در شرق محسوب می‌شود. کاخ کرملین اعلام کرده که دو طرف درباره مسائل کلیدی دستورکار بین‌المللی گفت‌وگو کردند. پوتین در این دیدار از آمادگی مسکو برای لغو دائمی روادید با چین خبر داد و روابط دو کشور را در تمامی زمینه‌ها رو به توسعه دانست. شی نیز روابط چین و روسیه را «استوار و پویا» توصیف کرد و گفت، همکاری راهبردی دو کشور فارغ از تحولات جهانی ادامه خواهد یافت. مسائل مربوط به مناطق مرزی نپال و تبت همچنین خسارات ناشی از سیل‌های اخیر نیز در این دیدار مطرح شد.

دو اجلاس، یک رقابت
اهمیت اجلاس شانگهای زمانی بیشتر آشکار می‌شود که همزمان وزیران دارایی و رؤسای بانک‌های مرکزی گروه ۲۰ در اشویل آمریکا گردهم آمده‌اند. در آنجا اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، تلاش می‌کند کشورها را برای محدود کردن تجارت با ایران متقاعد کند.
بسنت گفته است، فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران ممکن است هفته‌ها یا حتی ماه‌ها ادامه پیدا کند. او هدف این فشارها را نه فروپاشی اقتصاد ایران بلکه «بر سر عقل آوردن» جمهوری اسلامی عنوان کرده است.
در چنین شرایطی، اجلاس شانگهای برای تهران تنها یک نشست دیپلماتیک نیست؛ بلکه به نوعی صحنه نمایش دو مسیر متفاوت در سیاست جهانی تبدیل شده است: مسیر فشار و انزوای اقتصادی از سوی آمریکا و مسیر چندجانبه‌گرایی و همکاری میان قدرت‌های شرقی.

sazandegi

پست های مرتبط

مسیر متفاوت

چرا پکن به بیانیه G20 نه گفت؟ گروه بین‌الملل: همزمان با برگزاری…

۱۲ شهریور ۱۴۰۵

از انتخابات تا نمایندگی

احزاب چگونه از فلسفه وجودی خود فاصله می‌گیرند؟ بیش از ۶ ماه…

۱۲ شهریور ۱۴۰۵

پاسخ به توحش

گزارش حملات وحشیانه آمریکا به جنوب کشور و پاسخ متقابل ایران رویارویی…

۱۲ شهریور ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید