رنگ‌زمینه

انقلاب عمودی

درباره میکرودراما که از چین آغاز شد و به ایران رسید

میکرودراما یا دوان‌جو، این‌روزها از ویدئوهای سرگرمی چند دقیقه‌ای در چین، در حال تبدیل شدن به صنعتی چند میلیارد دلاری است و جالب است که خیلی‌زود به ایران هم رسیده است. مخاطبان آثار نمایشی طی سال‌ها عادت کرده بودند که فیلم‌ها و سریال‌های مورد علاقه‌شان را در زمان‌های چند ده دقیقه‌ای تماشا کنند و از زمان ظهور تلفن‌های هوشمند نیز ویدئوهای کوتاه شبکه‌های اجتماعی که برای سرگرمی ساخته می‌شدند، اغلب به شکل افقی تصویربرداری و تولید می‌شدند، اما حالا تلفن‌های همراه دارند ذائقه و عادات تماشاگران آثار نمایشی را با ورود یک فرمت تصویری تازه تغییر می‌دهند. تغییری که باید دید چقدر در برابر عادت قدیمی تماشای فیلم‌ها و سریال‌های گذشته برای مخاطب چالش‌برانگیز خواهند شد. این‌روزها در کشور چین میلیون‌ها نفر هر روز سریال‌هایی را تماشا می‌کنند که هر قسمت آنها گاهی فقط دو دقیقه زمان دارد و با این‌حال شاید ده‌ها قسمت داشته باشد. نام این مدل تازه، دوان‌جو یا «میکرودراما» است. مدلی که دیگر یک اتفاق حاشیه‌ای و زودگذر در شبکه‌های اجتماعی به‌حساب نمی‌آید.

میکرودراما و سریال
میکرودراما بیش از آنکه نسخه کوتاه شده یک سریال تلویزیونی باشد، محصول تغییر عادت‌های مخاطب است. داستان در این مدل خیلی‌زود شروع می‌شود، اتفاق اصلی خیلی‌زود رخ می‌دهد و هر قسمت باید دلیلی برای تماشای قسمت بعدی داشته باشد. در این مدل، دیگر خبری از مقدمه‌های طولانی، معرفی با حوصله شخصیت‌ها و گسترش تدریجی داستان نیست. عشق، انتقام، خیانت، پول، اختلاف طبقاتی، هویت پنهان و رازهای خانوادگی و مسائلی از این دست، خیلی‌زود وارد داستان می‌شوند و در پایان هر قسمت هم معمولاً اتفاقی رخ می‌دهد که بتواند مخاطب را برای چند دقیقه دیگر پای تلفن همراهش نگه دارد. در چین این مدل به شکل یک صنعت مستقل رشد کرد و ریشه‌های آن‌ داستان‌های دنباله‌دار اینترنتی هستند. با این ‌وجود شکل امروزی میکرودراما از حدود سال ۲۰۱۸ و با رشد پلتفرم‌هایی چون دویین و کوایشو شکل گرفت. در سال ۲۰۲۰ نیز نهاد تنظیم‌گر رسانه‌های صوتی تصویری چین، میکرودراما را به‌عنوان یک گونه مستقل در تولیدات آنلاین به رسمیت شناخت.
تفاوت اصلی این صنعت با سریال‌هایی که تا قبل از آن می‌شناختیم در این است که میکرودراما برای تلویزیون و تماشای یک نمایش طولانی ساخته نشده است. این مدل در اصل برای تلفن همراه ساخته شده و به همین دلیل هم قاب عمومی ۹:۱۶ برای آن در نظر گرفته شده است. درواقع میکرودراما برای مخاطبی ساخته شده که گوشی دارد اما وقت زیادی ندارد. رشد میکرودراما در چین آنقدر سریع بود که از یک سرگرمی ارزان‌قیمت تبدیل به یک بازار بزرگ اقتصادی شد، به‌طوری‌که در سال ۲۰۲۴ ارزش بازار میکرودراما در چین از ۵۰میلیارد یوان عبور کرد، که این رقم از فروش سینمای این کشور در همان سال بیشتر بود. نکته قابل‌توجه این است که میکرودراما به‌سرعت رشد کرده و بعید است که یک اتفاق فصلی و زودگذر باشد، چراکه هم‌اکنون نویسنده، بازیگر،‌ تهیه‌کننده و پلتفرم اختصاصی برای آن شکل گرفته است.

اقتصاد میکرودراما
از نظر اقتصادی نیز در حال حاضر این مدل با سینما و تلویزیون متفاوت است. در بسیاری از پلتفرم‌های بین‌المللی قسمت‌های ابتدایی رایگان برای مخاطب پخش می‌شود، اما برای تماشای ادامه آن باید هزینه بدهند. این موضوع در ساختار تولیدات تأثیر گذاشته و مخاطب بعد از تماشای قسمت‌های رایگان، باید عطش دیدن قسمت‌های پولی را داشته باشد. این مدل حتی روی ساختار کلاسیک فیلم‌نامه‌نویسی نیز تأثیرگذاشته است، به طوری‌که پایان هر قسمت نباید واقعاً پایان باشد. باید یک راز یا یک اتفاق که مخاطب را برای تماشای قسمت بعد تشنه نگه دارد، آنجا باشد. شاید از این نظر میکرودراما را بتوان با بازی‌های موبایلی مقایسه کرد تا سریال‌های تلویزیونی.
نکته قابل‌توجه دیگر این است که این اتفاق خیلی‌زود از چین فراتر رفت، به آمریکا و اروپا رسید و حالا سرو‌کله‌اش در تولیدات آثار نمایشی ایرانی هم پیدا شده است. در آمریکا پلتفرم‌هایی مانند ریل‌شورت و دراماباکس با همین فرمول رشد کردند و سریال‌هایی تولید کردند که از نظر داستانی اغلب به ملودرام‌های کلاسیک نزدیک هستند. در آمریکا نیز بازار میکرودراما دیگر بازار کوچکی نیست. گزارش‌های سال ۲۰۲۵ از درآمدهای صدها میلیون دلاری پلتفرم‌هایی مانند ریل‌شورت و دراماباکس خبر می‌دهند و برآوردهایی نیز ارزش بازار میکرودرامای آمریکا را در همان سال حدود ۱.۳‌میلیارد دلار اعلام کرده‌اند.
هزینه تولید نیز یکی از دلایل اصلی توجه به این مدل است. یک سریال عمودی را می‌توان در مدت بسیار کوتاه‌تری نسبت به تولیدات تلویزیونی معمولی ساخت. گزارش واشنگتن‌پست از بودجه حدود ۱۰۰ تا ۲۵۰‌ هزار دلار برای برخی تولیدات عمودی در آمریکا خبر داده است.
اما ماجرای جالب‌تر تغییری است که میکرودراما در ساختار هنری آثار پدید می‌آورد. میزانسن‌های قاب‌های عمودی به‌مراتب متفاوت‌تر هستند و این زبان تازه‌ای را برای این مدل می‌سازد و نزدیک بودن بازیگران به دوربین، اهمیت چهره آنها را بیشتر می‌کند.

قاب عمودی در ایران
در ایران اما میکرودراما از مسیر شبکه‌های اجتماعی وارد شد. تولیدات ابتدایی که شاید توسط آماتورها تولید شد اغلب کیفیت و استاندارد لازم را نداشتند، اما همین تولیدات داخلی توانستند مخاطبان را تا حدودی با این مدل آشنا کنند. حالا این مدل از شبکه‌های اجتماعی عبور کرده و تبدیل به یک مدل تولید آثار نمایشی در پلتفرم‌های مطرح، شده است. فیلیمو در این ارتباط جشنواره‌ای به اسم «ریلیمو» برگزار کرد که تمرکزش بر ریل‌های اینستاگرامی یا میکرودراما بود. ویستامدیا نیز چندی قبل اعلام کرد که از مرز ۱۰هزار دقیقه تولید سریال عمودی عبور کرده که نشان از سرمایه‌گذاری ویژه و جدی روی این مدل دارد.

خطر میکرودراما
یکی از خطراتی که تولیدات میکرودراما را در ایران با چالش مواجه می‌کند، این است که این مدل به دلیل شرایط تولید نسبتاً آسان‌تر و از طرفی وجود مخاطبان گسترده، می‌تواند به کارخانه تولید سریال‌های ضعیف و داستان‌های تکراری تبدیل شود. اگر تمام تولیدات این حوزه به چند فرمول مشخص محدود شود، خیلی‌زود با بازاری روبه‌رو خواهیم شد که مخاطب می‌داند قسمت بعد چه چیزی قرار است ببیند. اتفاقی که در چین و آمریکا نیز منتقدان این مدل، نسبت به آن هشدار داده‌اند. در این میان هوش مصنوعی می‌تواند نقش کلیدی در آینده میکرودراما ایفا کند. میکرودراما با هدف پائین آوردن هزینه و کوتاه کردن زمان تولید رشد کرد و هوش مصنوعی نیز می‌تواند در همین نقطه حضور پیدا کند. این موضوع نه‌تنها می‌تواند تعداد نیروی انسانی در تولیدات را کاهش دهد، بلکه می‌تواند سرعت و حجم تولیدات را به طرز قابل‌توجهی بالا ببرد. این اتفاقی است که با سرعت بالا در چین و آمریکا در حال افزایش است.

سینما چه می‌شود؟
از نظر برخی کارشناسان، رقیب دانستن میکرودراما با سینما یک اشتباه است. این دو از اساس برای دو نوع تماشاگر متفاوت ساخته شده‌اند. سینما هنوز تجربه‌ای جمعی و متکی به زیبایی‌شناسی بصری خاص خودش است و میکرودراما تنها در تلفن همراه است که معنا پیدا می‌کند. اما آنچه میکرودراما را در برابر سینما و تلویزیون قرار می‌دهد، این است که می‌تواند ذائقه مخاطب را تغییر دهد چراکه همیشه روی تلفن همراه قابل دسترس است، زمان خیلی کمی هم دارد و مناسب دنیای شلوغ انسان امروزی است. در ایران اما این بازار کاملاً جوان است و نمی‌توان آینده‌اش را پیش‌بینی کرد. اما آنچه قابل ذکر است اینکه مخاطب ایرانی نیز امروز و در آینده در معرض بمبارانی از تصاویر و تبلیغاتی قرار دارد که همه براساس این مدل جدید ساخته شده‌اند. اکنون پلتفرم‌های نمایشی در ایران دست به تولید آثاری در این مدل زده‌اند و باید دید در آینده‌ای نزدیک چه بازتابی از واکنش و میزان علاقه مخاطبان خواهند گرفت.

sazandegi

پست های مرتبط

نویسنده خجالتی

آن کارسون شاعر، جستارنویس و پژوهش‌گر ادبیات کلاسیک یونان برندۀ نوبل ادبیات…

ویولن‌زن عاشق لنین

بابک امیرخسروی از چهره‌های سرشناس چپ ایران در ۹۹ سالگی درگذشت  …

۱۴ مهر ۱۴۰۵

جریان یک جدایی

اثر اصغر فرهادی بر نسل تازه فیلم‌سازان ایران و جهان به قلم؛…

دیدگاهتان را بنویسید