نمایش نسخه مرمتشده «تنگسیر» ساخته امیر نادری در تهران

عد از نزدیک به ۱۷هزار روز، فیلمی با حضور بهروز وثوقی در تهران روی پرده رفت. آخرین بار در فروردین سال ۱۳۵۹ بود که فیلم «نفس بریده» به کارگردانی سیروس الوند که در سال ۱۳۵۷ تولید شده بود، روی پرده رفت و از آن زمان تا روز چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت، فیلمی از او بهطور رسمی اکران نشده بود. با این وجود، نسخه مرمت شده فیلم «تنگسیر» محصول سال ۱۳۵۲ و به کارگردانی امیر نادری که بهروز نقش اول آن را بازی میکرد، در یک اکران عمومی در موزه سینما و در سالنی مملو از علاقهمندان به سینما روی پرده رفت.
تنگسیر صادق چوبک
«تنگسیر» برای سینمای ایران فقط یک فیلم قدیمی نیست. فیلمی است که یک سوی آن به ادبیات معاصر ایران میرسد و سوی دیگرش به یکی از مهمترین دورههای سینمای ایران؛ سالهایی که فیلمسازان جوان تلاش میکردند از دل قصههای ساده و آدمهای معمولی، تصویری متفاوت از جامعه خود ارائه کنند.
امیر نادری برای ساخت «تنگسیر» سراغ رمان صادق چوبک رفت؛ نویسندهای که خودش متولد بوشهر بود و در کودکی یکبار زارمحمد واقعی را دیده بود. چوبک بعدها همین شخصیت را دستمایه رمان «تنگسیر» قرار داد؛ رمانی که نخستینبار در سال ۱۳۴۲ منتشر و خیلی زود به یکی از آثار مهم ادبیات معاصر ایران تبدیل شد. داستان «تنگسیر» براساس اتفاقاتی واقعی شکل گرفته بود. زارمحمد، مردی از بوشهر بود که پولی که در سالهای کار بهدست آورده بود را به چند نفر از معتمدان شهر سپرد، اما آنها پولش را پس ندادند. همین اتفاق زارمحمد را به مردی تبدیل کرد که تصمیم گرفت، خودش برای گرفتن حقاش دست بهکار شود.
نادری پیش از «تنگسیر»، فیلمهای «تنگنا» و «خداحافظ رفیق» را ساخته بود؛ فیلمهایی که از نظر هنری مورد توجه قرار گرفتند اما در گیشه موفق نبودند. او بعد از آن، تصمیم به ساخت تنگسیر گرفت و برای گرفتن اجازه ساخت فیلم، نزد صادق چوبک رفت. اولین سوال چوبک از او این بود که چه کسی قرار است، نقش زارمحمد را بازی کند. نادری نام سعید راد را مطرح کرد اما چوبک قبول نکرد و گفت این نقش باید بهروز وثوقی باشد. علی عباسی، تهیهکننده فیلم هم شرط مشابهی داشت. او به نادری گفته بود تنها در صورتی تهیه فیلم را قبول میکند که بهروز وثوقی، نقش اصلی را بازی کند. در نهایت حقوق داستان با پرداخت ۵۰ هزار تومان به صادق چوبک در اختیار گروه فیلم قرار گرفت. بهروز وثوقی در خاطراتش از آن روزها نوشته است که رمان چوبک را خوانده و از همان ابتدا شخصیت زارمحمد برایش جذاب بوده است. البته خودش هم میدانست که یک رمان بلند نمیتواند بدون تغییر، به فیلم تبدیل شود و بخشی از داستان باید کنار گذاشته شود. همین تغییرات بعدها باعث اختلافهایی میان چوبک و سازندگان فیلم شد.
تنگسیر امیر نادری
«تنگسیر» در بوشهر ساخته شد و بخشی از فیلمبرداری در همان شهر انجام شد. انتخاب لوکیشنهای واقعی هم به فیلم کمک کرد تا فضای داستان را باورپذیرتر کند. نادری پیش از فیلمبرداری چند بار به بوشهر رفت و با کسانی که سالها قبل ماجرای زارمحمد واقعی را دیده بودند، صحبت کرد. او تلاش کرد، قصه اصلی چوبک را حفظ کند اما در نهایت «تنگسیر» فیلمی شد که نگاه خود نادری را هم به داستان اضافه کرد. یکی از جالبترین خاطرات بهروز وثوقی از ساخت فیلم، دیدار با پیرمردی در بوشهر است. نادری پیش از فیلمبرداری، از وثوقی و تعدادی از عوامل خواست، لباسهای مربوط به فضای «تنگسیر» را بپوشند و آنها را به خانهای قدیمی برد. پیرمردی را هم به آنجا آوردند که سالها قبل زارمحمد واقعی را دیده بود. وقتی پیرمرد چشمش به وثوقی افتاد، عصایش را بالا آورد و گفت: «سبحانالله… امیر، به خدا خودش است… خودش است». وثوقی بعدها فهمید پیرمرد در کودکی زارمحمد واقعی را دیده است. آن مرد با دیدن بازیگری که قرار بود نقش همان آدم را بازی کند، بهشدت تحتتأثیر قرار گرفت. وثوقی پیشانی او را بوسید و از خانه بیرون آمد. این اتفاق شاید یکی از بهترین توضیحها برای ماندگاری «تنگسیر» باشد؛ فیلمی که فاصله میان یک آدم واقعی، یک شخصیت ادبی و یک ستاره سینما را از بین برد.
وقتی ادبیات وارد سینما شد
فرهاد توحیدی در مراسم نمایش نسخه مرمتشده «تنگسیر» که چهارشنبه ۱۸ شهریور در سالن سینماتوگراف موزه سینما برگزار شد، به همین پیوند میان ادبیات و سینما اشاره کرد. او با تبریک روز ملی سینما گفت جای امیر نادری در این مراسم خالی است و ابراز امیدواری کرد که او در سلامت باشد. توحیدی معتقد است بخش مهمی از سینمای موج نوی ایران در دهههای ۴۰ و ۵۰ از ادبیات تغذیه میکرد. در آن سالها، ادبیات یکی از مهمترین نیروهای فکری جامعه بود و بسیاری از نویسندگان درباره فقر، اختلاف طبقاتی، بیعدالتی و مسائل اجتماعی مینوشتند. طبیعی بود که سینما هم به سراغ همین داستانها برود. «تنگسیر» یکی از همین نمونههاست. رمانی که چوبک در سال ۱۳۴۲ نوشته بود و داستان مردی را روایت میکرد که در برابر ظلم و بیعدالتی قرار میگیرد و در نهایت تصمیم میگیرد خودش برای گرفتن حقاش اقدام کند. اما نادری نمیخواست صرفاً رمان چوبک را تصویر کند. او باید زارمحمد را در سینما معرفی میکرد و برای این کار خیلی سریعتر از رمان، سراغ شخصیت اصلی رفت. در رمان، چوبک نزدیک به ۲۰ صفحه درباره زارمحمد توضیح میدهد؛ درباره ظاهر، گذشته و زندگی او، اما سینما فرصت چنین معرفی طولانیای را ندارد.
نادری بهجای توضیح، زارمحمد را وارد عمل میکند. فیلم با صحنهای شروع میشود که یک گاو سرکش از کنترل خارج شده و زارمحمد تلاش میکند آن را مهار کند. او در همان ابتدا بهعنوان مردی نترس، توانمند و در عینحال بیاعتنا به خطر معرفی میشود. حتی شغل زارمحمد هم در فیلم تغییر میکند. او در رمان غلهفروش است، اما در فیلم تبدیل به مردی میشود که چاه میکند و زندگی سختتری دارد. این تغییر، جایگاه اجتماعی او را پائینتر میآورد و فاصله میان او و صاحبان قدرت و ثروت را بیشتر میکند.
قهرمان شورشی
یکی از مهمترین تفاوتهای فیلم و رمان، تصویری است که از زارمحمد ارائه میشود. زارمحمد چوبک، شخصیتی خشنتر و پیچیدهتر است. او در رمان در مسیر انتقام دست به اعمالی میزند که شخصیتاش را از یک قهرمان ساده فاصله میدهد. اما نادری بخشی از این خشونت را حذف کرد. در رمان، زارمحمد حتی همسر و دختر شیخابوتراب را هم میکشد؛ اتفاقی که در فیلم وجود ندارد. به اینترتیب، زارمحمد سینمایی تبدیل به شخصیتی میشود که تماشاگر راحتتر میتواند با او همراه شود. فیلم در عینحال نقش مردم را هم پررنگتر میکند. درگیری با افراد مسلح حکومت، همراهی مردم با زارمحمد و تبدیل شدن او به چهرهای که دیگر تنها برای گرفتن پول خودش نمیجنگد، از مهمترین تفاوتهای فیلم با رمان است. در فیلم، زارمحمد در مقطعی به «شیرمحمد» تبدیل میشود و بهنوعی رهبری یک شورش را برعهده میگیرد؛ اتفاقی که در رمان چوبک وجود ندارد. این تغییرات باعث شد «تنگسیر» از یک داستان انتقام شخصی فراتر برود و به فیلمی درباره اعتراض به ظلم تبدیل شود. زارمحمد دیگر فقط برای پولی که از او گرفتهاند نمیجنگد؛ او تبدیل به مردی میشود که در برابر ساختاری ایستاده که عدالت را در اختیار قدرتمندان قرار داده است. در همینجاست که نگاه اجتماعی و سیاسی نادری خودش را نشان میدهد.
ارتباط فیلم با مردم
«تنگسیر» در زمان نمایش اولیه، آنطور که امروز دربارهاش صحبت میشود، مورد توجه همه منتقدان قرار نگرفت، اما تماشاگران خیلیزود با آن ارتباط برقرار کردند. فیلم در سال ۱۳۵۲ از فیلمهای پرفروش بود و بعدها، در سالهای پس از انقلاب، بار دیگر مورد توجه قرار گرفت. حتی در مقطعی «تنگسیر» در مساجد هم نمایش داده شد؛ چون بسیاری از تماشاگران در شخصیت زارمحمد صدایی علیه ظلم و بیعدالتی میدیدند. امیر نادری برای ساخت این فیلم در ششمین جشنواره فیلم سپاس در سال ۱۳۵۳ جایزه بهترین کارگردانی را گرفت و بهروز وثوقی نیز در سال ۱۹۷۵ جایزه بهترین بازیگر جشنواره بینالمللی فیلم دهلینو را دریافت کرد. با اینحال، «تنگسیر» همچنان فیلمی است که درباره میزان وفاداری آن به رمان چوبک، بحث وجود دارد. بعضی منتقدان معتقدند تغییرات نادری باعث شده بخشهایی از پیچیدگی شخصیت زارمحمد و جهان فکری چوبک از بین برود. در مقابل، گروهی معتقدند همین تغییرات بود که باعث شد داستان برای سینما و برای تماشاگر عام قابللمستر شود. «تنگسیر» برای بهروز وثوقی اما فقط یک فیلم موفق نیست، بلکه یکی از متفاوتترین آثارش در زمینه بازیگری است. او در صحبتهایش درباره فیلم، همواره بخش مهمی از آن روزها را به پرویز فنیزاده اختصاص داده است؛ بازیگری که در «تنگسیر» نقش کوتاهی داشت، اما توانست نمایشی خیرهکننده ارائه دهد. وثوقی میگوید که فنیزاده به دلیل اعتیاد، شرایط مناسبی نداشت و از او خواسته بود یک ماه زودتر به بوشهر برود تا در بیمارستان بستری شود و شرایط جسمیاش بهتر شود. وثوقی حتی با یکی از دوستانش در بوشهر، فرمانده نیروی هوایی، تماس گرفت و از او خواست مراقب فنیزاده باشد. وقتی گروه برای فیلمبرداری به بوشهر رسید، فنیزاده وضعیت بهتری داشت. اما خودش میدانست این وضعیت ممکن است دوام زیادی نداشته باشد. بهروز وثوقی نقل میکند که فنیزاده به او گفته بود: «بهروز، الان خوبم اما میدانم وقتی برگردم تهران دوباره شروع میکنم». پرویز فنیزاده چند سال بعد از دنیا رفت و مرگ او یکی از فقدانهای مهم سینمای ایران شد.
با این حال، بهروز وثوقی و پرویز فنیزاده بعد از بیش از چهار دهه، دوباره باهم در تهران و با نسخه تازه و مرمتشده فیلم «تنگسیر» روی پرده رفتند. تماشاگران چهارشنبهشب در سالنی مملو از علاقهمندان به تماشای فیلم نشستند و به نظر بعد از گذشت بیش از ۵۰ سال این ساخته امیر نادری، توانسته مخاطبانش را حفظ کند.

