هشدار قطر به کشورهای عربی خلیجفارس
گروه بینالملل: در شرایطی که هیات قطری به منظور کاهش تنشها در تنگه هرمز و امکان بازگشت ایران و آمریکا به پای میز مذاکره به تهران سفر کردهاند ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر روز دوشنبه در کنفرانس بینالمللی هیلی در ابوظبی اذعان کرد، جنگ علیه ایران نشان داد که کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نباید برای امنیت خود تنها به مشارکتهای استراتژیکشان با آمریکا تکیه کنند. الانصاری در میزگردی در این کنفرانس اظهار کرد: ما کشورهای منطقه خلیج فارس باید بدانیم که حضور نیروهای بینالمللی در این منطقه و ایجاد یک اتحاد استراتژیک با آمریکا بسیار مهم است اما کافی نیست. سخنگوی وزارت خارجه قطر در ادامه نیز گفت: خودکفایی در زمینه امنیت تنها راه پیشروی ماست. او افزود: بله ما به شرکا و متحدان خود نیاز داریم اما نمیتوانیم برای امنیت خود تنها به آنها تکیه کنیم. این اولین بار نیست که کشورهای حاشیه خلیج فارس چنین موضعی را به صراحت بیان میکنند.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که جنگ اخیر آسیبپذیری کشورهای عربی در برابر تبعات مستقیم درگیری میان آمریکا، اسرائیل و ایران را بیش از گذشته آشکار کرده است. این جنگ یک پیامد مهم برای کشورهای عربی خلیج فارس داشته است: اعتماد به چتر امنیتی آمریکا دیگر مانند گذشته بیچونوچرا نیست. برای دههها، مناسبات واشنگتن با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بر یک معامله راهبردی نانوشته استوار بود؛ کشورهای عربی از چتر امنیتی آمریکا بهره میبردند و در مقابل همکاریهای دیپلماتیک، ثبات بازار انرژی و زیرساختهای لازم برای حضور نظامی واشنگتن در منطقه را فراهم میکردند.
اما جنگ ۴۰ روزه این معادله را با چالش روبهرو کرد. حملات تلافیجویانه ایران به اهداف مرتبط با حضور آمریکا در منطقه و تهدید مسیرهای حیاتی دریایی، ازجمله تنگه هرمز، نشان داد که کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی ممکن است خود نیز به بخشی از میدان درگیری تبدیل شوند. به این ترتیب آنچه قرار بود ضامن امنیت باشد، در برخی موارد به عاملی برای افزایش ریسک تبدیل شد.
اکنون پایتختهای عربی با یک دوراهی مهم مواجهند. از یکسو توان نظامی آمریکا همچنان برای بازدارندگی در برابر تهدیدهای منطقهای اهمیت دارد و جایگزین کردن کامل این ظرفیت در کوتاهمدت دشوار است. از سوی دیگر تجربه جنگ نشان داده که منافع واشنگتن لزوماً با اولویتهای امنیتی و اقتصادی کشورهای عربی یکسان نیست. دولتهای منطقه بیش از هر چیز بهدنبال ثبات، امنیت زیرساختها، استمرار صادرات انرژی و باز بودن مسیرهای تجاری هستند؛ درحالی که اهداف نظامی آمریکا ممکن است در مقاطع مختلف مستقیماً با این اولویتها در تضاد قرار گیرد.
از همینرو روند حرکت به سمت «خوداتکایی امنیتی» در کشورهای خلیج فارس شتاب گرفته است. افزایش تولید داخلی تجهیزات دفاعی، متنوعسازی منابع تسلیحاتی، تقویت سامانههای پدافندی و کاهش وابستگی به یک تأمینکننده خارجی بخشی از این رویکرد جدید است. همزمان ایجاد مسیرهای جایگزین برای انتقال انرژی و تجارت نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده تا اقتصادهای منطقه در برابر اختلال در نقاط گلوگاهی آسیبپذیر نباشند.
پیامدهای جنگ تنها به حوزه نظامی محدود نمانده است. همکاری آشکار با آمریکا و اسرائیل برای دولتهای عربی در سایه افزایش تلفات و تخریبهای ناشی از جنگ، هزینه سیاسی بیشتری پیدا کرده است. همین مسئله موجب شده بسیاری از کشورهای منطقه ضمن حفظ روابط امنیتی با واشنگتن بر استقلال تصمیمگیری و حاکمیت ملی خود تأکید کنند.
در همین چارچوب، کشورهای عربی بیش از گذشته به سمت سیاست «موازنهگری» حرکت کردهاند؛ یعنی حفظ روابط با آمریکا در کنار گسترش مناسبات با قدرتهایی مانند چین و روسیه و استفاده از ظرفیت کشورهایی همچون پاکستان برای میانجیگری و کاهش تنش. به این ترتیب، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا آمریکا همچنان در خلیج فارس حضور خواهد داشت یا نه؛ بلکه این است که کشورهای عربی تا چه اندازه حاضرند، امنیت خود را از چتر آمریکا خارج کرده و خودشان بخشی از ستونهای معماری امنیتی آینده منطقه باشند.
