در دوحه چه خبر است؟

درحالی که نشانههای تازهای از کاهش تنش میان ایران و آمریکا دیده میشود، مجموعهای از تحرکات دیپلماتیک در دوحه، واشنگتن و پایتختهای اروپایی نشان میدهد که دو طرف وارد مرحلهای تازه از گفتوگوها شدهاند؛ مرحلهای که هدف اصلی آن تثبیت آتشبس، جلوگیری از بازگشت درگیریها و فراهم کردن بستر مذاکراتی دشوار بر سر پرونده هستهای ایران است. با وجود آنکه مقامهای آمریکایی از «پیشرفت مثبت» مذاکرات سخن میگویند، تناقض در اظهارات مقامهای واشنگتن و باقی ماندن اختلافات بنیادین، نشان میدهد که تفاهم کنونی بیش از آنکه یک توافق جامع باشد، چارچوبی موقت برای مدیریت بحران است.
خبرگزاری بلومبرگ به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داده که استیو ویتکاف، فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکا و جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ و از چهرههای مؤثر در روند مذاکرات، در دوحه گفتوگوهای مثبتی با رهبران و میانجیهای منطقهای داشتهاند. به گفته این مقام تماسهای فنی میان تهران و واشنگتن همچنان ادامه دارد و دو طرف در حال بررسی جزئیات اجرای تفاهمی هستند که هدف آن جلوگیری از ازسرگیری درگیریها و فراهم کردن مقدمات یک توافق گستردهتر است.
در همین چارچوب، وزارت امور خارجه قطر نیز از دیدار شیخ محمد بنعبدالرحمن آلثانی، نخستوزیر و وزیر امور خارجه این کشور با ویتکاف و کوشنر خبر داد. براساس بیانیه دوحه، محور اصلی این نشست بررسی روند اجرای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا درباره توقف درگیریها بوده است. طرفین همچنین درباره تحولات منطقه بهویژه توافق آتشبس در لبنان و راهکارهای تقویت ثبات در خاورمیانه گفتوگو کردهاند؛ موضوعی که نشان میدهد مذاکرات تهران و واشنگتن دیگر صرفاً به پرونده هستهای محدود نیست و آثار آن بر معادلات امنیتی منطقه نیز مورد توجه قرار گرفته است.
با این حال روایتهای منتشرشده از سوی مقامهای آمریکایی کاملاً یکسان نیست. درحالی که منابع نزدیک به مذاکرات از پیشرفت مثبت سخن میگویند، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، تأکید کرده که مذاکرات هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد و واشنگتن همچنان ابزارهای فشار متعددی در اختیار دارد که در صورت لزوم از آنها استفاده خواهد کرد. این دوگانگی در مواضع از یکسو تلاشی برای حفظ اهرم فشار در برابر تهران تلقی میشود و از سوی دیگر نشاندهنده آن است که هنوز درباره مهمترین موضوعات اختلافی توافقی حاصل نشده است.
همزمان کاخ سفید نیز بر ادامه مسیر دیپلماسی تأکید اما اعلام کرده که صرفنظر از سرنوشت تفاهمنامه، آمریکا توانسته مسیر خلعسلاح هستهای ایران را هموار کند. مقامهای آمریکایی اعلام کردهاند که تیمهای فنی دو کشور مشغول بررسی تمامی بندهای تفاهمنامه هستند و دونالد ترامپ همچنان راهحل دیپلماتیک را بهترین گزینه میداند. از نگاه واشنگتن هنوز فرصت دستیابی به توافقی وجود دارد که بتواند، نگرانیهای هستهای را برطرف و همزمان از بازگشت بحران نظامی جلوگیری کند.
دونالد ترامپ نیز با اشاره به گفتوگوهای اخیر، مدعی شد ایران «گام بزرگی» برای دستیابی به توافق برداشته و نشست اخیر با نمایندگان ایرانی را «ممتاز» توصیف کرد. وی با پیوند زدن روند مذاکرات به وضعیت اقتصاد جهانی، مدعی شد کاهش قیمت نفت، رشد بازارهای مالی و ثبات اقتصادی از دستاوردهای این روند خواهد بود. ترامپ در عینحال، بار دیگر ادعا کرد که آمریکا در هفتههای گذشته ضربات سنگینی به ایران وارد کرده و اکنون در مسیر خلعسلاح هستهای این کشور حرکت میکند؛ موضعی که بیش از هر چیز بازتابدهنده تلاش دولت آمریکا برای نمایش مذاکرات بهعنوان نتیجه فشارهای نظامی و سیاسی است.
در کنار مباحث سیاسی، گزارشهایی نیز درباره نخستین دستاوردهای اقتصادی تفاهم منتشر شده است. شبکه العربیه از توافق اولیه برای آزادسازی سه میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده ایران خبر داده است؛ اقدامی که در صورت نهایی شدن میتواند نخستین امتیاز اقتصادی ملموس برای تهران در چارچوب تفاهم جدید باشد و زمینه را برای گامهای بعدی در کاهش محدودیتهای اقتصادی فراهم کند. شتاب گرفتن روند دیپلماسی میان تهران و واشنگتن، بازیگران اروپایی را نیز به تحرک واداشته است. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، اعلام کرده که نشست آینده ناتو در آنکارا فرصتی برای بررسی آخرین تحولات خاورمیانه و حمایت از تلاشهای دیپلماتیک میان ایران و آمریکا خواهد بود. وی تأکید کرد که کشورهای عضو ناتو همچنان دستیابی به صلح پایدار، پایان برنامه هستهای ایران و بازگشایی دائمی تنگه هرمز را اهداف مشترک خود میدانند. مرتس همچنین از آمادگی برلین برای مشارکت مالی در اجرای توافق احتمالی سخن گفت اما این حمایت را مشروط به برقراری آتشبسی پایدار دانست. به گفته او در صورت پایان جنگ آلمان آماده مشارکت در بازسازی زیرساختهای آسیبدیده منطقه خواهد بود؛ موضعی که نشان میدهد، اروپا علاوه بر نگرانیهای امنیتی، نیمنگاهی نیز به فرصتهای اقتصادی دوران پس از بحران دارد. با وجود این تحولات بسیاری از کارشناسان معتقدند، تفاهم کنونی تنها آغاز یک مسیر طولانی است. این سند برخلاف توافق هستهای گذشته، یک توافق جامع محسوب نمیشود بلکه چارچوبی موقت برای توقف درگیریها، بازگشایی تنگه هرمز، رفع محاصره دریایی و آغاز مذاکراتی است که قرار است، ظرف ۶۰ روز درباره توافق نهایی ادامه یابد. در این میان هر یک از دو طرف تلاش میکنند تفاهم را بهعنوان یک موفقیت سیاسی معرفی کنند. دولت ترامپ میتواند پایان جنگ، تثبیت بازار انرژی و دریافت تعهد دوباره ایران مبنی بر عدم حرکت به سمت سلاح هستهای را دستاورد خود بداند. در مقابل، ایران نیز توانسته است به بخشی از مطالبات اصلی خود از جمله توقف جنگ، رفع محاصره، از سرگیری صادرات نفت، آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکه شده و خارج شدن موضوع برنامه موشکی از دستورکار مذاکرات دست یابد. با این حال مهمترین و حساسترین پرونده همچنان حلنشده باقی مانده است؛ یعنی آینده برنامه هستهای ایران. این پرونده پس از حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران در سال ۲۰۲۵ به اصلیترین محور اختلاف میان دو کشور تبدیل شد. تهران همچنان بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود تأکید میکند اما آمریکا خواهان تضمینهای دائمی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است؛ خواستهای که از نگاه واشنگتن مستلزم کاهش ذخایر اورانیوم غنی شده و محدود شدن فعالیتهای هستهای ایران است. در تفاهم جدید، ایران بار دیگر متعهد شده که بهدنبال تولید یا دستیابی به سلاح هستهای نرود و همزمان دو طرف پذیرفتهاند درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی شده، مذاکره کنند. اما همین بخش از توافق نیز با پرسشهای فراوانی روبهروست؛ میزان دقیق کاهش ذخایر، جدول زمانی اجرای تعهدات، شیوه راستیآزمایی، آینده غنیسازی اورانیوم و نحوه ارتباط اقدامات هستهای با روند لغو تحریمها همگی موضوعاتی هستند که هنوز پاسخی برای آنها ارائه نشده است. موفقیت این تفاهم در گرو حل پیچیدهترین اختلافات دو طرف در هفتههای آینده خواهد بود. سرنوشت برنامه هستهای ایران، آینده تحریمها، سازوکار اجرای تعهدات و میزان اعتماد متقابل، عواملی هستند که مشخص خواهند کرد این تفاهم به توافقی پایدار تبدیل میشود یا صرفاً وقفهای کوتاه در یکی از پیچیدهترین منازعات سالهای اخیر خواهد بود.

