پیشنهاد گروسی برای همکاری با تهران

نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی از صبح دوشنبه ۷ سپتامبر در وین آغاز شد و تا ۱۱ سپتامبر ادامه خواهد داشت؛ نشستی که اگرچه موضوعات مختلفی از جمله سوریه، کرهشمالی و اوکراین را در دستورکار دارد اما پرونده هستهای ایران مهمترین و حساسترین محور آن است. این بار اختلاف تهران و آژانس تنها بر سر میزان دسترسی بازرسان نیست؛ پای احتمال ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و آینده همکاریهای هستهای در میان است. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در این نشست گفت: بیش از یک سال میگذرد که آژانس، تداوم دانش خود را در رابطه با موجودیهای پیشین اعلام شده اورانیوم با غنای کم و اورانیوم با غنای بالا تا خلوص ۶۰ درصد ایزوتوپ اورانیوم ۲۳۵ در تأسیسات هستهای اعلام شدهای که تحتتأثیر حملات نظامی ژوئن ۲۰۲۵ قرار گرفتهاند از دست داده است.
وی مدعی شد که بیاطلاعی آژانس درباره این تأسیسات و مواد هستهای و ناتوانی از انجام راستیآزمایی در این تأسیسات، نگرانی جدی در زمینه اشاعه ایجاد میکند. بنابراین، این وضعیت نیازمند اصلاح فوری است. او از ایران خواست که «بهصورت سازنده با آژانس همکاری کند تا امکان اجرای کامل و مؤثر پادمانهای آژانس در ایران فراهم شود». او تصریح کرد که وضعیت پیرامون برنامه هستهای ایران بر رژیم منع اشاعه جهانی تأثیرگذار است.
ماجرا چیست؟
نشست شورای حکام در شرایطی آغاز شده که همکاری ایران و آژانس همچنان با محدودیتهای جدی مواجه است. تهران پس از حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵ همکاریهای خود با آژانس را به حالت تعلیق درآورد. پیش از آن دو طرف در مارس همان سال برای ادامه شکلی از همکاری و امکان بازرسی از برخی تأسیسات آسیب ندیده به توافق رسیده بودند.
با این حال، از آن زمان اختلاف بر سر نحوه نظارت و دسترسی بازرسان تشدید شده است. ایران میگوید، شرایط امنیتی جدید و حمله به تأسیسات هستهای، چارچوب همکاری گذشته را تغییر داده و تا زمانی که آژانس تحت فشار آمریکا و اسرائیل قرار داشته باشد امکان پیشرفت در روابط وجود ندارد. در مقابل، آمریکا و سه کشور اروپایی یعنی فرانسه، آلمان و بریتانیا قصد دارند، پیشنویس قطعنامهای را در شورای حکام به رأی بگذارند که میتواند پرونده ایران را یک گام جدیتر به سمت شورای امنیت سوق دهد.
چرا اهمیت دارد؟
اهمیت این نشست در این است که تصمیم شورای حکام میتواند از یک اختلاف فنی میان ایران و آژانس فراتر برود و به یک بحران سیاسی و امنیتی گستردهتر تبدیل شود. پیشنویس مورد حمایت آمریکا و E3 صرفاً محکومیت یا درخواست معمول برای همکاری بیشتر نیست. در این طرح از مدیرکل آژانس خواسته میشود، قطعنامه و سوابق مربوط به موارد ادعایی عدم پایبندی ایران را در اختیار اعضای آژانس، شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل قرار دهد. چنین اقدامی میتواند، مسیر پرونده را به سمت شورای امنیت تغییر دهد و زمینه را برای بازگشت فشارهای بینالمللی، تحریمها و اقدامات سیاسی جدید فراهم کند. از همینرو نتیجه این نشست میتواند بر آینده مذاکرات هستهای ایران و غرب نیز تأثیر مستقیم بگذارد.
زمینه موضوع چیست؟
ریشه بحران کنونی به مجموعهای از اختلافات چند ساله بر سر برنامه هستهای ایران بازمیگردد؛ اختلافاتی که پس از خروج آمریکا از برجام و کاهش تدریجی تعهدات هستهای ایران شدت گرفت. اما حملات نظامی ژوئن ۲۰۲۵ شرایط را وارد مرحلهای تازه کرد. بمباران تأسیسات نطنز، فردو و اصفهان نهتنها زیرساختهای هستهای ایران را هدف قرار داد بلکه امکان نظارت عادی آژانس بر بخشی از فعالیتهای هستهای را نیز مختل کرد. اکنون آژانس میگوید به دلیل نبود دسترسی و دریافت نکردن اطلاعات کافی، درباره وضعیت بخشی از مواد هستهای ایران اطلاع دقیقی ندارد؛ موضوعی که به یکی از اصلیترین استدلالهای کشورهای غربی برای افزایش فشار بر تهران تبدیل شده است.
چه کسانی درگیرند؟
در یک سوی این مناقشه، ایران قرار دارد که بر حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای و ضرورت استقلال آژانس تأکید میکند. در سوی دیگر، آمریکا و سه کشور اروپایی قرار دارند که خواستار بازگشت نظارت کامل آژانس و دریافت پاسخ درباره مواد هستهای و فعالیتهای اعلام شده ایران هستند. در این میان، روسیه و چین موضع متفاوتی دارند و معمولاً بر خویشتنداری و ادامه مسیر دیپلماتیک تأکید میکنند. رافائل گروسی نیز در مرکز این کشمکش قرار گرفته است؛ مدیرکلی که هم باید نگرانیهای فنی آژانس را پیگیری کند و هم از تبدیل اختلافات هستهای به یک بحران سیاسی غیرقابل کنترل جلوگیری کند.
شواهد چه میگوید؟
یکی از مهمترین محورهای گزارشهای اخیر آژانس، میزان ذخایر اورانیوم غنی شده ایران است. بر اساس گزارشهای ارائه شده به کشورهای عضو، ایران حدود ۴۴۰.۹ کیلوگرم اورانیوم با غنای حداکثر ۶۰ درصد در اختیار دارد؛ سطحی که از نگاه نهادهای عدم اشاعه، نگرانی قابلتوجهی ایجاد میکند.
اختلاف بر سر چیست؟
اختلاف اصلی در ظاهر درباره «دسترسی و راستیآزمایی» است اما در عمق ماجرا مسئله اعتماد قرار دارد. آژانس میخواهد امکان دسترسی و نظارت خود را احیا کند، درحالی که تهران معتقد است پس از حملات نظامی به تأسیسات هستهای، نمیتوان همان سازوکار قبلی را بدون در نظر گرفتن ملاحظات امنیتی ادامه داد.
پیامدها چیست؟
صدور قطعنامه جدید میتواند، فضای تقابل میان ایران و غرب را تشدید کند. هرچند احتمال دارد، روسیه و چین در شورای امنیت با هرگونه اقدام علیه ایران مخالفت کنند اما خود ارجاع پرونده میتواند، فشار سیاسی بر تهران را افزایش دهد. آخرین بار در سال گذشته، تصویب قطعنامه آژانس علیه ایران منجر به جنگ ۱۲ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران شد. از سوی دیگر، مقامهای ایرانی هشدار دادهاند که فشار بیشتر ممکن است به بازنگری در سیاست هستهای ازجمله خروج از انپیتی منجر شود.
چه خواهد شد؟
اکنون پرسش اصلی این است که آیا شورای حکام به سمت تشدید فشار خواهد رفت یا امکان حفظ یک مسیر دیپلماتیک باقی خواهد ماند. کشورهای غربی از اکثریت لازم برای تصویب قطعنامه برخوردارند اما مخالفت روسیه و چین میتواند، مانع از تبدیل فوری این اقدام به یک تصمیم الزامآور در شورای امنیت شود. با این حال، حتی بدون رسیدن فوری پرونده به مرحله تحریمهای جدید، تصویب قطعنامه میتواند، فضای مذاکرات را دشوارتر کند و حتی طرفین را به سمت درگیری نظامی سوق دهد.
