بررسی دور جدید جنگی که آمریکا علیه ایران آغاز کرد
بهقلم؛ علی هاشمی؛ قائممقام دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران

تقابل ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً در قالب فشارهای اقتصادی، جنگ نیابتی یا رویاروییهای محدود منطقهای تحلیل کرد. از حدود یک سال گذشته، این منازعه بهتدریج ماهیتی نظامیتر یافته و اکنون در چرخهای از درگیری، توقف، آتشبس و تفاهمهای موقت جریان دارد و آنچه امروز بیش از هر عامل دیگری رفتار دو طرف را تعیین میکند، نه صرفاً قدرت نظامی بلکه تابآوری است؛ سنجهای که آینده این تقابل را رقم خواهد زد.
در این مرحله، تهران و واشنگتن بیش از آنکه بهدنبال پیروزی قاطع باشند، ظرفیت تحمل و استمرار طرف مقابل را ارزیابی میکنند. تابآوری اقتصادی، نظامی و اجتماعی ایران در برابر فشارها، در مقابل تابآوری سیاسی، اقتصادی و افکار عمومی آمریکا به مهمترین متغیر تصمیمگیری دو طرف تبدیل شده است.
برای ایالات متحده، این جنگ صرفاً به خاورمیانه محدود نمیشود. هرگونه تنش در منطقه مستقیماً بر بازار جهانی انرژی، قیمت نفت و بنزین و در نتیجه بر نرخ تورم در آمریکا و اروپا اثر میگذارد. این موضوع همزمان بر جنگ اوکراین نیز سایه میاندازد؛ زیرا افزایش قیمت انرژی میتواند، منابع مالی بیشتری در اختیار روسیه قرار دهد. از سوی دیگر، کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس که شرکای راهبردی واشنگتن محسوب میشوند از تداوم ناامنی متضرر میشوند و همین مسئله، فشار مضاعفی بر دولت آمریکا وارد میکند. این کشورها علاوه بر خریدهای کلان تسلیحاتی از آمریکا، سرمایهگذاریهای گستردهای در اقتصادهای غربی بهویژه اروپا دارند و بیثباتی منطقهای، منافع آنها را نیز تهدید میکند.
در داخل آمریکا نیز مسئله تلفات انسانی همچنان یکی از حساسترین موضوعات سیاسی است. کشته شدن نظامیان آمریکایی همواره به شاخصی برای ارزیابی عملکرد رؤسای جمهور تبدیل شده است؛ چنانکه در دوره جو بایدن نیز کشته شدن چند نظامی آمریکایی در اردن، واکنش نظامی گسترده واشنگتن علیه نیروهای همسو با ایران در عراق و سوریه را بهدنبال داشت. بنابراین تابآوری افکار عمومی آمریکا در برابر هزینههای انسانی جنگ، محدودیتی جدی برای تصمیمگیران کاخ سفید ایجاد میکند.
در سوی دیگر، ایران نیز با سه مؤلفه اصلی تابآوری مواجه است. نخست، تابآوری اقتصادی؛ اقتصادی که سالها تحتفشار تحریم قرار داشته و در صورت تشدید درگیریها، بهویژه با محدودیتهای دریایی یا اختلال در صادرات نفت، آسیبپذیری بیشتری خواهد داشت. تجربه کاهش صادرات نفت و اختلال در فعالیت بنادر پس از دوره اخیر تنشها، نشان داد که فشار بر اقتصاد همچنان یکی از ابزارهای اصلی طرف مقابل است.
دوم، تابآوری مدیریتی دولت در اداره کشور طی شرایط بحرانی است. هرچند ممکن است در حوزه تأمین برخی کالاها یا کنترل قیمتها، کاستیهایی وجود داشته باشد اما در مجموع میتوان گفت مدیریت کشور در عبور از شرایط اضطراری، مانع از شکلگیری بحران فراگیر در حوزه تأمین نیازهای عمومی شده است؛ موضوعی که رئیسجمهور نیز در سخنان اخیر خود بر آن تأکید داشت.
سومین مؤلفه، تابآوری نظامی است؛ حوزهای که بیش از هر زمان دیگری نیازمند انسجام در فرماندهی و تصمیمگیری است. اختلاف دیدگاه درباره آتشبس یا ادامه جنگ در عرصه سیاسی امری طبیعی است و میتواند، محل بحث و گفتوگو باشد اما در میدان نظامی، اصل اساسی تبعیت از تصمیمات نهادهای مسئول بهویژه مصوبات شورای عالی امنیت ملی است. در چنین شرایطی تصمیمگیریها بر پایه اطلاعات محرمانه و ملاحظاتی انجام میشود که الزاماً در اختیار افکار عمومی یا حتی همه جریانهای سیاسی قرار ندارد.
بهنظر میرسد، مرحله جدید مذاکرات نیز دیگر بر محور موضوعاتی مانند برنامه موشکی یا نیروهای نیابتی در منطقه متمرکز نیست؛ دستکم در اولویت فعلی آمریکا این مسائل کمرنگتر شدهاند. اکنون دو محور اصلی اختلاف، برنامه هستهای ایران و موضوع امنیت تنگه هرمز است؛ دو پروندهای که تعیینتکلیف آنها میتواند، مسیر آینده روابط تهران و واشنگتن را مشخص کند.
واقعیت آن است که عملکرد ایران در حفظ تابآوری، بهویژه در کوتاهمدت، توانسته بر روند تفاهمهای اخیر اثرگذار باشد و زمینه کسب امتیازاتی را فراهم کند که در مقایسه با برخی برآوردهای گذشته برای تهران مطلوبتر ارزیابی میشود. اما این تفاهمنامهها اجرا نمیشود یا ناقص میماند؛ و در مرحله بعد ممکن است به تفاهمی برسند یا به سمت تعیینشدهای از گفتوگوها گام بردارند که بتواند اختلاف با غرب- بهويژه آمریکا- را به سمت حل یا عقبنشینی از مواضع فعلی هدایت کند.
اما چشمانداز رسیدن به توافقی پایدار همچنان مبهم است. اگرچه امکان بازگشت به مسیر تفاهم وجود دارد اما تا زمانی که دو اختلاف اصلی یعنی پرونده هستهای و امنیت تنگه هرمز، حلوفصل نشود نمیتوان انتظار داشت این رویارویی از چرخه تنش و آتشبسهای موقت خارج شود. به همین دلیل آینده این منازعه بیش از هر چیز به این بستگی دارد که کدام طرف بتواند در میدان تابآوری دست برتر را حفظ کند.

