رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : رفع محاصره دریایی

رفع محاصره دریایی

آمریکا اولین گام توافق را برداشت و تردد کشتی‌های ایرانی آغاز شد. همزمان بازگشایی تدریجی تنگه هرمز نیز صورت گرفت

بازگشایی تدریجی تنگه هرمز، سقوط قیمت نفت و اعتراف واشنگتن به ناکامی در تحقق اهداف اولیه جنگ؛ آتش‌بس کنونی بیش از آنکه صلحی پایدار باشد، نقشه راهی برای مذاکراتی پیچیده در آینده است.
اعلام رسمی پایان جنگ میان ایران و ایالات متحده، مهم‌ترین تحول ژئوپلیتیکی ماه‌های اخیر به‌شمار می‌رود؛ رخدادی که نه‌تنها معادلات امنیتی منطقه را دگرگون کرده بلکه آثار آن به سرعت در بازارهای جهانی انرژی، تجارت دریایی و محاسبات سیاسی قدرت‌های بزرگ نمایان شده است. با این ‌حال آنچه اکنون میان تهران و واشنگتن شکل گرفته بیش از آنکه یک توافق جامع و نهایی باشد، چارچوبی برای مدیریت بحران و ورود به مرحله‌ای جدید از مذاکره است؛ مرحله‌ای که موفقیت یا شکست آن می‌تواند، آینده روابط دو کشور و حتی ثبات خاورمیانه را رقم بزند.
نشانه‌های عملی اجرای تفاهم از همان ساعات نخست پس از اعلام خاتمه جنگ آشکار شد. رفع تدریجی محدودیت‌های دریایی و آغاز تردد کشتی‌ها در مسیرهای منتهی به خلیج‌فارس از مهم‌ترین پیامدهای فوری این توافق بود. حرکت نفتکش‌های ایرانی در شمال اقیانوس هند و ورود کشتی‌های حامل کالاهای اساسی به بنادر جنوبی کشور نشان می‌دهد که دو طرف تلاش دارند، نخستین دستاورد ملموس توافق را در حوزه اقتصاد و تجارت به نمایش بگذارند. در همین‌ حال دونالد ترامپ که برای شرکت در نشست سران گروه هفت به فرانسه سفر کرده است از امضای الکترونیکی توافق میان ایران و آمریکا خبر داد و اعلام کرد که تنگه هرمز به ‌تدریج در حال بازگشایی است. تأکید او بر عدم دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای و وعده انتشار متن تفاهم‌نامه در روزهای آینده همچنین خواندن سطر به سطر آن، نشان می‌دهد که دولت آمریکا تلاش دارد این توافق را به‌عنوان یک موفقیت سیاسی و امنیتی معرفی کند.با این ‌وجود، در لابه‌لای اظهارات ترامپ نکات مهمی وجود داشت که می‌تواند، تصویری متفاوت از نتایج جنگ ارائه دهد. رئیس‌جمهور آمریکا اذعان کرد که تلاش‌ها برای دستیابی به ذخایر اورانیوم غنی‌ شده ایران به نتیجه نرسیده و پروژه تغییر نظام سیاسی در ایران نیز ناکام مانده است. این اعترافات در واقع نشان می‌دهد که واشنگتن نتوانسته به بخش مهمی از اهداف اولیه خود دست یابد.
از منظر راهبردی همین مسئله یکی از مهم‌ترین واقعیت‌های پساجنگ محسوب می‌شود. ایران اگرچه خسارات سنگینی در حوزه‌های زیرساختی، اقتصادی و نظامی متحمل شد اما در نهایت بدون پذیرش تسلیم یا عقب‌نشینی کامل از مواضع خود وارد فرآیند توافق شد. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند، نتیجه نهایی جنگ را نمی‌توان پیروزی قاطع هیچ‌یک از طرفین دانست. آنچه رخ داده بیشتر نوعی موازنه فرسایشی است که هر دو طرف را به سمت مذاکره سوق داده است.
در تهران نیز مقامات ایرانی بر همین برداشت تأکید دارند. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، با اشاره به ماه‌ها مذاکره فشرده میان ایران و آمریکا اعلام کرد که مهم‌ترین دستاورد مرحله نخست، پایان فوری و دائمی جنگ در همه جبهه‌ها از جمله لبنان است. این موضع‌گیری نشان می‌دهد که از نگاه تهران، اولویت فعلی تثبیت آتش‌بس و جلوگیری از بازگشت تنش‌های نظامی است. بازتاب اقتصادی توافق نیز بسیار سریع بود. قیمت نفت در بازارهای جهانی پس از انتشار خبر تفاهم، روندی نزولی به‌ خود گرفت و به پایین‌ترین سطح خود در سه ماه گذشته رسید. علت اصلی این کاهش، فروکش کردن نگرانی‌ها درباره اختلال در عرضه نفت خاورمیانه و احتمال بازگشت تدریجی صادرات منطقه به وضعیت عادی است. با این‌ حال کارشناسان انرژی هشدار می‌دهند که بازسازی ظرفیت‌های آسیب‌دیده و احیای کامل زنجیره تولید و صادرات نفت و گاز به زمان نیاز دارد و آثار جنگ به سرعت از بین نخواهد رفت.
اما مهم‌ترین پرسش این است که آیا توافق کنونی می‌تواند به صلحی پایدار منجر شود؟ پاسخ این سوال تا حد زیادی به سه پرونده اصلی وابسته است؛ پرونده‌هایی که هنوز حل نشده‌اند و به مذاکرات آینده موکول شده‌اند.
نخستین پرونده، تنگه هرمز و امنیت دریایی منطقه است. هرچند بازگشایی مسیرهای کشتیرانی آغاز شده اما همچنان درباره نحوه مدیریت تردد کشتی‌ها، سازوکارهای امنیتی، هزینه‌های خدمات دریایی و حدود اختیارات طرف‌های مختلف ابهام‌هایی وجود دارد. از آنجا که تنگه هرمز شاهراه حیاتی انتقال انرژی جهان محسوب می‌شود هرگونه اختلاف در این زمینه می‌تواند بار دیگر تنش‌ها را احیا کند.
دومین پرونده، موضوع تحریم‌های اقتصادی است. ایران انتظار دارد پس از پایان جنگ، دسترسی به دارایی‌های مسدود شده و رفع محدودیت‌های مالی با سرعت بیشتری انجام شود. در مقابل، آمریکا تلاش می‌کند هرگونه کاهش فشار اقتصادی را به اجرای تعهدات بعدی ایران و روند مذاکرات آینده گره بزند. همین اختلاف می‌تواند به یکی از مهم‌ترین میدان‌های چانه‌زنی در ماه‌های آینده تبدیل شود.
سومین و شاید پیچیده‌ترین پرونده موضوع هسته‌ای است. اگرچه دو طرف در چارچوب تفاهم فعلی بر اصولی کلی توافق کرده‌اند اما هنوز درباره جزئیات نظارت‌ها، سطح غنی‌سازی، سرنوشت ذخایر موجود و نحوه راستی‌آزمایی توافق نهایی، اختلافات جدی وجود دارد. اظهارات جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، مبنی بر اینکه تفاهم‌نامه امضا شده «سندی بسیار کلی» است خود مؤید این واقعیت است که مذاکرات اصلی هنوز آغاز نشده است. بر این اساس توافق کنونی را باید نه پایان یک منازعه تاریخی بلکه آغاز مرحله‌ای جدید از رقابت و مذاکره دانست. تهران و واشنگتن توانسته‌اند، جنگ را متوقف کنند اما هنوز نتوانسته‌اند، اختلافات بنیادین خود را حل کنند. به همین دلیل، آینده این تفاهم بیش از هر چیز به اراده سیاسی دو طرف برای عبور از بحران‌های باقی‌مانده وابسته خواهد بود.
در واقع، آتش‌بس امروز اگرچه از شدت بحران کاسته و فضای تنفس تازه‌ای برای منطقه ایجاد کرده است اما هنوز تا تبدیل شدن به یک صلح پایدار فاصله زیادی دارد. روز جمعه و امضای رسمی توافق می‌تواند، نقطه آغاز این مسیر باشد. نقطه‌ای که جهت‌دهی روابط تهران-واشنگتن را بازتاب می‌دهد: بازگشت به تنش‌های قبلی، یا مدیریت آن و مصالحه که لازمه آن رسیدگی به اختلافات عمیق است.

sazandegi

پست های مرتبط

امید به ژنو

چرا توافق اسلام‌آباد برای جامعه ایران مهم است؟ تازه‌ترین آمارها نشان می‌دهد…

۲۷ خرداد ۱۴۰۵

پیام دبیرکل حزب‌الله به قالیباف

از ایران وفادار، سپاسگزاریم شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله لبنان در پیامی…

۲۷ خرداد ۱۴۰۵

رسانه اقلیت علیه اکثریت

عارف با انتقاد از رویکرد صداوسیما درباره اینترنت گفت: ۸۹ درصد مردم…

۲۷ خرداد ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید