رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : حملات هدفمند به قالیباف

حملات هدفمند به قالیباف

تشدید انتقادات تندروها به رئیس مجلس همزمان با نهایی شدن توافق

در سیاست ایران، همیشه لحظه‌هایی وجود دارد که اختلاف‌نظر از سطح برداشت متفاوت عبور می‌کند و به جنگ روایت‌ها تبدیل می‌شود؛ جایی ‌که دیگر مسئله بر سر متن یک توافق یا یک نامه نیست، بر سر این است که چه کسی حق دارد، واقعیت را تعریف کند. ماجرای این روزهای حمله جبهه پایداری به محمدباقر قالیباف و تیم مذاکره‌کننده دقیقاً در همین نقطه ایستاده است. تقابل میان یک منطق نهادی مسئولیت‌پذیر با یک منطق رسانه‌ای بحران‌ساز که در آن حذف واقعیت جایگزین تحلیل شده است.

مهندسی آگاهانه ادراک توسط رجانیوز
در مرکز این جدال، رفتاری قرار دارد که بیش از هر چیز از منظر سیاسی قابل خوانش است. تلاش برای بازنویسی واقعیت. نمونه روشن آن‌ هم اقدام سایت رجانیوز در انتشار نسخه‌ای دستکاری ‌شده از نامه روز گذشته شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله لبنان، خطاب به محمدباقر قالیباف است. در این نسخه، هم بخش ابتدایی نامه که حاوی قدردانی صریح و لحن حمایتی نسبت به قالیباف بود، حذف شد و هم حتی مخاطب اصلی نامه از متن کنار گذاشته شد تا پیام از یک نامه معنادار سیاسی به یک متن بی‌هویت و عمومی تقلیل یابد. این سطح از حذف گزینشی، دیگر در چارچوب خطای رسانه‌ای قابل توضیح نیست؛ اینجا با مهندسی آگاهانه ادراک مواجهیم.
اما این تنها یک نشانه است نه کل ماجرا. آنچه امروز در جریان است، پروژه‌ای گسترده‌تر است برای بی‌اعتبارسازی هر سازوکار تصمیم‌سازی رسمی در کشور، از مجلس تا تیم دیپلماسی. در این پروژه، قالیباف نماد یک رویکرد است، رویکردی که تلاش می‌کند میان فشارهای سیاسی داخلی، الزامات امنیت ملی و واقعیت‌های سخت سیاست خارجی تعادل برقرار کند. به همین دلیل است که حمله به او، فراتر از اختلاف شخصی در عمل حمله به منطق مدیریت نهادی سیاست خارجی محسوب می‌شود.
در همین چارچوب حملات چهره‌هایی چون محمود نبویان، امیرحسین ثابتی، حمید رسایی و دیگر نمایندگان همسو با جریان پایداری از یک الگوی تکراری تبعیت می‌کند که هر نوع مذاکره را به تهدید و هر نوع توافق را پیشاپیش به شکست تعبیر می‌کند. در این روایت، تفاوتی میان تحلیل متن و قضاوت سیاسی وجود ندارد؛ همه چیز از پیش تعیین شده است. توافق اگر امضا شود، «ترکمانچای» است؛ اگر نشود «پیروزی مقاومت» تعبیر می‌شود. چنین چارچوبی اساساً امکان گفت‌وگوی کارشناسی را حذف می‌کند.

قالیباف و نقش میانجی قدرت
در مقابل این فضای قطبی‌ساز، نقش قالیباف به‌عنوان رئیس مجلس اهمیت مضاعف پیدا می‌کند. او در موقعیتی ایستاده که باید میان سه سطح متفاوت از قدرت یعنی دولت، شورای عالی امنیت ملی و تیم دیپلماسی هماهنگی ایجاد کند. این موقعیت ذاتاً نیازمند رفتار میانجیگرانه و پرهیز از افتادن در دام قطبی‌سازی است. حمایت او از تیم مذاکره‌کننده به ریاست عباس عراقچی نیز در همین چارچوب قابل فهم است: حمایت از یک فرآیند، نه یک فرد یا یک نتیجه قطعی.
تیم مذاکره‌کننده هم دقیقاً در همین میدان پیچیده عمل می‌کند؛ جایی ‌که هر واژه در متن مذاکرات می‌تواند، پیامد حقوقی و سیاسی داشته باشد. برخلاف تصویرسازی‌های رسانه‌ای تندروها، این تیم نه در خلأ تصمیم می‌گیرد و نه خارج از چارچوب‌های کلان نظام بلکه در یک شبکه پیچیده از نظارت و هماهنگی حرکت می‌کند که در آن، تصمیم نهایی محصول تعامل سطوح مختلف حاکمیت است نه اراده فردی.
اما یکی از محورهای اصلی حمله جریان پایداری، القای این گزاره است که «همه چیز به رهبری منتسب می‌شود» تا مسئولیت از دوش دیگران برداشته شود. این روایت اگرچه ظاهراً در لباس دفاع از رهبری بیان می‌شود اما در عمل کارکردی معکوس دارد؛ تخریب تفکیک دقیق میان سطوح راهبردی و اجرایی. درحالی ‌که در ساختار تصمیم‌سازی کشور تفاوت روشن میان تعیین خطوط کلان و اجرای مذاکرات وجود دارد، رسانه‌هایی مانند رجانیوز تلاش می‌کنند این مرز را مخدوش کنند و همه چیز را در یک سطح مبهم و غیرقابل پاسخگویی قرار دهند.
این همان نقطه‌ای است که سیاست خارجی را از عقلانیت تهی می‌کند. چراکه اگر همه چیز یا کاملاً موفق یا کاملاً خیانت‌بار تصویر شود، دیگر هیچ فضای میانی برای اصلاح، چانه‌زنی یا بهینه‌سازی باقی نمی‌ماند. سیاست خارجی اما دقیقاً در همین منطقه خاکستری معنا پیدا می‌کند.

هزینه شکاف؛ از رسانه تا میز مذاکره
از سوی دیگر، تجربه تاریخی نیز نشان داده است که تضعیف تیم‌های مذاکره‌کننده در میانه مسیر معمولاً به تقویت موضع طرف مقابل منجر شده است. در پرونده‌های پیچیده‌ای مانند مذاکرات هسته‌ای، انسجام داخلی یک ابزار قدرت است. بنابراین هرگونه شکاف‌سازی رسانه‌ای، به‌ویژه زمانی ‌که از درون ساختار سیاسی کشور تغذیه شود، عملاً هزینه چانه‌زنی را افزایش می‌دهد.
در این میان، رفتار رسانه‌ای رجانیوز و هم‌راستاهای آن، بازتولید بی‌اعتمادی نهادی است. از دستکاری نامه‌های دیپلماتیک گرفته تا تقطیع سخنان و برجسته‌سازی گزینشی اظهارات نمایندگان تندرو همگی در یک مسیر حرکت می‌کنند و تلاش دارند، سیاست خارجی را از یک فرآیند پیچیده تصمیم‌سازی به یک میدان دوگانه «با ما/ بر ضد ما» تبدیل کنند.
در همین چارچوب، موج اخیر حملات رسانه‌ای اصولگرایان تندرو فقط به رجانیوز محدود نمانده و در شبکه‌ای از تریبون‌های همسو نیز بازتولید شده است. در گزارش‌ها و مواضع چهره‌های نزدیک به جبهه پایداری، از جمله نقدهای تند به نقش مجلس در فرآیند مذاکرات تلاش شده است، جایگاه محمدباقر قالیباف از یک مدیر هماهنگ‌کننده به یک «مسئول مستقیم نتیجه مذاکرات» تقلیل داده شود. حتی در ادبیات رسمی برخی از همین طیف از جمله سخنان محمود نبویان و امیرحسین ثابتی، گزاره‌هایی مانند «توافق ترکمانچای» یا «عدم انطباق متن با خطوط قرمز» بدون ارائه متن کامل یا تحلیل حقوقی دقیق تکرار شده است؛ رویکردی که بیشتر به تولید فشار سیاسی شباهت دارد تا نقد تخصصی.
در همین فضا، بخشی از رسانه‌های همسو با این جریان با برجسته‌سازی گزینشی برخی اظهارات مانند ادعای لزوم توقف یا محدودسازی مذاکره تلاش کرده‌اند، فضای تصمیم‌سازی را دو قطبی کنند: یا پذیرش کامل روایت آنان یا قرار گرفتن در سوی مقابل. این الگو دقیقاً در نقطه مقابل سازوکارهای رسمی تصمیم‌گیری در سیاست خارجی ایران قرار می‌گیرد که مبتنی بر چندلایگی، جمع‌بندی نهادی و کنترل تدریجی ریسک است. نتیجه چنین فضایی، نه اصلاح فرآیندها بلکه فرسایش اعتماد نهادی و افزایش هزینه‌های سیاست خارجی است.
اما واقعیت سیاست، ساده‌تر از این دوگانه‌ها نیست. حمایت از قالیباف و تیم مذاکره‌کننده در این چارچوب به‌معنای حمایت از یک فرد یا یک توافق خاص نیست؛ بلکه به ‌معنای دفاع از اصل «حکمرانی قابل مدیریت در شرایط پیچیده» است. حکمرانی‌ای که بتواند همزمان فشار داخلی، تهدید خارجی و محدودیت‌های ساختاری را در یک چارچوب عقلانی مدیریت کند.
در نهایت باید دید آیا سیاست در ایران می‌تواند بر اساس مسئولیت، هماهنگی و عقلانیت پیش برود یا باز هم در گرداب روایت‌سازی‌های رادیکال و بی‌وقفه فرو می‌رود. در این میان نیز آنچه بیش از همه اهمیت دارد، حفظ ظرفیت تصمیم‌گیری جمعی و جلوگیری از تبدیل اختلاف‌نظر به تخریب ساختار است.

sazandegi

«پست قبلی

پست بعدی»

پست های مرتبط

امید به ژنو

چرا توافق اسلام‌آباد برای جامعه ایران مهم است؟ تازه‌ترین آمارها نشان می‌دهد…

۲۷ خرداد ۱۴۰۵

پیام دبیرکل حزب‌الله به قالیباف

از ایران وفادار، سپاسگزاریم شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‌الله لبنان در پیامی…

۲۷ خرداد ۱۴۰۵

رسانه اقلیت علیه اکثریت

عارف با انتقاد از رویکرد صداوسیما درباره اینترنت گفت: ۸۹ درصد مردم…

۲۷ خرداد ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید