گردهمایی سران کشورهای اروپایی و آمریکایی گروه هفت
گروه بینالملل: نشست پنجاهودوم گروه هفت در شهر اِویان-له-بن فرانسه تصویری روشن از تحول جایگاه ایالات متحده در نظام اتحادهای غربی ارائه میدهد. تصمیم امانوئل مکرون برای تغییر برنامه زمانی اجلاس بهمنظور هماهنگی با هشتادمین سالروز تولد دونالد ترامپ صرفاً یک اقدام تشریفاتی نبود؛ بلکه نمادی از تلاش رهبران اروپایی برای حفظ تعامل و همراهی واشنگتن در شرایطی است که آمریکا بیش از گذشته رویکردی مستقل و معاملهمحور در سیاست خارجی خود در پیش گرفته است. در واقع کاخ سفید دیگر گروه هفت را بهعنوان یک نهاد تصمیمساز جمعی نمیبیند بلکه آن را بستری برای پیشبرد توافقها و منافع دوجانبه تلقی میکند.
مهمترین رویداد روزهای نخست اجلاس، اعلام ناگهانی یادداشت تفاهم مشترک میان ایران و آمریکا بود؛ توافقی که با هدف بازگشایی نسبی تنگه هرمز و تثبیت آتشبس حاصل شده است. ترامپ با این اقدام، دستورکار از پیش تعیین شده اجلاس را به حاشیه راند و توجه رهبران جهان را به پرونده ایران معطوف کرد. به این ترتیب محور اختلافات از احتمال گسترش جنگ به چگونگی مدیریت صلح و ثبات پس از آن تغییر یافت. در همین چارچوب، واشنگتن از متحدان اروپایی خود، بهویژه فرانسه و بریتانیا، خواست برای پاکسازی مسیرهای کشتیرانی و تضمین امنیت دریایی وارد عمل شوند؛ درخواستی که بازتابدهنده یکی از ویژگیهای اصلی سیاست خارجی دولت ترامپ است: اقدام یکجانبه در مرحله تصمیمگیری و اتکا به شرکا برای تأمین هزینههای اجرایی و تثبیت نتایج آن.
با وجود تردیدهایی که برخی رهبران اروپایی، ازجمله فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، درباره دوام و اثربخشی این رویکرد دارند، نشست اِویان در حوزه اقتصادی شاهد نوعی همگرایی کمسابقه بود. مکرون با تمرکز بر چالشهای ناشی از یارانههای گسترده صادراتی چین و مازاد ظرفیت صنعتی این کشور، توانست زمینهای مشترک میان نگرانیهای اروپا و سیاستهای تجاری سختگیرانه آمریکا ایجاد کند. از یکسو، دولت ترامپ بر محدود کردن نفوذ اقتصادی چین تأکید دارد و از سوی دیگر، کشورهای اروپایی نیز از هجوم محصولات ارزانقیمت چینی، بهویژه در حوزه خودروهای برقی و فناوریهای سبز، نگران هستند. همین مسئله باعث شد، پکن به مهمترین نقطه اشتراک دیدگاههای دو سوی آتلانتیک تبدیل شود.
با این حال اختلافات ساختاری میان آمریکا و اروپا همچنان پابرجاست. یکی از مهمترین این اختلافات به حوزه فناوری و حکمرانی دیجیتال مربوط میشود. واشنگتن از فرصت اجلاس برای ترویج فناوریهای هوش مصنوعی آمریکایی استفاده میکند، درحالی که اروپا همچنان بر تدوین مقررات سختگیرانهتر برای فضای مجازی، حفاظت از دادهها و محدودسازی دسترسی نوجوانان به شبکههای اجتماعی تأکید دارد.
در حاشیه اجلاس نیز مجموعهای از رهبران غیرعضو گروه هفت حضور یافتهاند که این نشست را به یک مرکز گسترده دیپلماسی جهانی تبدیل کرده است. ترامپ در این چارچوب دیدارهای دوجانبه متعددی با رهبران هند، قطر، مصر و امارات متحده عربی برگزار کرد تا علاوه بر بررسی بحران غزه درباره امنیت زنجیرههای تأمین مواد معدنی راهبردی و همکاریهای اقتصادی جدید گفتوگو کند. نکته قابل توجه آن است که بسیاری از این مذاکرات خارج از سازوکارهای سنتی اروپایی انجام میشود؛ موضوعی که بیانگر تغییر تدریجی موازنههای دیپلماتیک در سطح بینالمللی است.
شاید مهمترین پیام اجلاس اِویان را بتوان در کنار گذاشتن بیانیه مشترک جامع و جایگزینی آن با یک جمعبندی محدود از سوی رئیس نشست مشاهده کرد. این تصمیم نشان میدهد که دوران اجماعهای گسترده و مواضع واحد در میان قدرتهای غربی تا حد زیادی به پایان رسیده است. گروه هفت همچنان قادر است، بزرگترین اقتصادهای دموکراتیک جهان را دور یک میز جمع کند اما دیگر مانند گذشته بهعنوان یک بلوک منسجم و هماهنگ عمل نمیکند. در نظم جدید جهانی، کشورها بیش از هر زمان دیگری بر توافقهای موردی، منافع ملی و ائتلافهای انعطافپذیر تکیه دارند؛ واقعیتی که اجلاس ۲۰۲۶ گروه هفت بهخوبی آن را به نمایش گذاشت.

