نیویورک میتواند دریچهای برای خروج از محاصره و بازگشت به وضعیت عادی باشد
بهقلم؛ فریدون مجلسی؛ تحلیلگر مسائل بینالملل

سرانجام، پس از همه کشوقوسها، رئیسجمهور راهی نیویورک شد تا در هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل، مواضع ایران را با جهان در میان بگذارد. اما اهمیت این سفر نه صرفاً در بیان آنچه بر ایران گذشته بلکه در این است که ایران از این تریبون چه میخواهد و برای خروج از وضعیت دشوار کنونی چه راهی پیشنهاد میکند. جهان طی ماههای گذشته، ابعاد مختلف جنگ و فشار علیه ایران را دیده و رسانههای بینالمللی نیز درباره آن بسیار نوشتهاند. بنابراین تکرار صرف این تحولات، دردی از ایران دوا نمیکند. مسئله اصلی اکنون تهدیدهایی است که کشور را دربر گرفته و هزینههایی که ادامه این وضعیت بر مردم و اقتصاد ایران تحمیل میکند. مذاکره و سازگاری با جهان، نه از سر تسلیم بلکه برای بازگرداندن کشور به وضعیت عادی باید در مرکز این سفر قرار گیرد. مردم ایران بیش از آنکه بهدنبال مظلومنمایی باشند، خواهان حل مشکلات خود هستند. آنها حتی لزوماً از مسئولان نمیخواهند همه مشکلات را یکشبه حل کنند؛ انتظارشان این است که تصمیمی گرفته نشود که بر مشکلات موجود بیفزاید. بسیاری از هزینههایی که در سالهای گذشته بر کشور تحمیل شده اکنون به شکل تهدیدهای تازه خود را نشان میدهد؛ از وضعیت تنگه هرمز و دریای سرخ تا بابالمندب و محاصره هوایی و دریایی. محکومیت این وضعیت از سوی چین یا دیگر کشورها میتواند، اهمیت دیپلماتیک داشته باشد اما بهتنهایی فضای تازهای برای ایران ایجاد نمیکند. ایران نباید تسلیم زورگویی شود اما در عین حال نباید واقعیت موازنه قدرت را نادیده بگیرد. جهان در حال تغییر است و کشورهای مختلف در حال رشد و قدرتمندتر شدن هستند؛ درحالی که ایران با مشکلات اقتصادی و کاهش ظرفیتهای تولیدی روبهروست. بخشی از ظرفیت فولاد کشور در جنگ آسیب دیده و صنایع پتروشیمی نیز از تبعات بحران در امان نماندهاند. اینها موضوعاتی است که باید در نیویورک درباره آنها سخن گفت. در منطق جنگ، درگیر شدن با قدرتی مانند آمریکا که بزرگترین اقتصاد جهان را دراختیار دارد، هزینههایی سنگین به همراه دارد. حتی اگر اصل جنگ قابل بحث باشد، پرسش اساسی این است که آیا هزینههای آن متناسب با منافعاش بوده است؟ اکنون زمان التیام زخمهای کهنه است. ایران ضرورتی ندارد با همه کشورهای جهان دوست باشد؛ همین که تعداد دشمنان خود را کاهش دهد و بتواند با جهان تعامل کند، گام مهمی است. در این میان وضعیت میلیونها ایرانی خارج از کشور نیز اهمیت دارد. ایرانیانی که به دلیل محدودیتهای پروازی و محاصره هوایی از دیدار خانوادههای خود محروم شدهاند، بخشی از همین واقعیت دشوارند. پاسخ به این مسائل با تهدید متقابل یا شعارهای تند ممکن نیست. سازمان ملل میتواند برای ایران فرصتی دیپلماتیک باشد. تجربه گذشته نیز نشان داده که نوع حضور ایران در این تریبون اهمیت دارد. سفر محمد خاتمی با ایده گفتوگوی تمدنها دستاوردهایی ایجاد کرد اما در سالهای بعد بخشی از این سرمایه دیپلماتیک از میان رفت. سفر محمود احمدینژاد با هیأتی بزرگ و انکار حقایق موجود چیزی جز مسئلهآفرینی برای ایران ایجاد نکرد. اکنون نیز اگر سفر رئیسجمهور با اهداف روشن و ایدههای مشخص همراه نباشد، صرف حضور در نیویورک آوردهای برای ایران نخواهد داشت. ترامپ حتی در داخل آمریکا نیز منتقدان فراوانی دارد و ایران نیازی ندارد خود به دامنه این منازعه بیفزاید. آنچه ایران به آن نیاز دارد، استفاده از فرصت نیویورک برای باز کردن مسیر گفتوگو و کاهش تنش است. ایران در این سفر باید نشان دهد که بهجای ماندن در موضع مظلومیت بهدنبال صلح، ثبات و حل مشکلات کشور است. نیویورک میتواند آغاز چنین مسیری باشد؛ به شرط آنکه این فرصت بهجای تکرار گذشته، به دریچهای برای خروج از محاصره و بازگشت به وضعیت عادی تبدیل شود.

