دیدار عراقچی و ویتکاف با واکنش تندروها روبهرو شد

دیدار عراقچی با ویتکاف و حضور یک دیپلمات ایرانی هنگام سخنرانی ترامپ، دو جنجال همزمانی بود که در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل به انتقادهای تند از تیم دیپلماسی ایران انجامید.
نیویورک برای هیأت ایرانی تنها صحنه رویارویی دیپلماتیک با آمریکا نبود؛ در فاصله کوتاهی، دو اتفاق در مرکز موجی از انتقادهای داخلی قرار گرفت. نخست، دیدار عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران با استیو ویتکاف فرستاده ویژه دونالد ترامپ و دوم، حضور ناصر اسدی دیپلمات ایرانی، در سالن مجمع عمومی سازمان ملل هنگام سخنرانی رئیسجمهور آمریکا. دو اتفاقی که هر کدام از زاویهای متفاوت، بهانهای برای حمله به دستگاه دیپلماسی شد.
عراقچی زیر فشار منتقدان
دیدار سه ساعته عراقچی و ویتکاف در حاشیه هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل، نخستین تماس سطح بالای تهران و واشنگتن طی حدود سه ماه گذشته توصیف شده است. این رایزنی با میانجیگری طرفهای قطری انجام شد و محور اصلی آن ازجمله موضوع تنگه هرمز و شرایط کاهش تنش میان دو کشور بود. روایت رسمی منتشر شده در ایران میگوید، عراقچی پس از اصرار طرف آمریکایی پذیرفت با ویتکاف دیدار کند تا شروط تهران برای بازگشایی تنگه هرمز را منتقل کند. صداوسیما اعلام کرد این شروط شامل پایان محاصره دریایی، آزادسازی داراییهای بلوکه شده ایران و توقف عملیات نظامی در جبهههای مختلف است.
اما همین روایت خیلی زود به یکی از اصلیترین نقاط اختلاف تبدیل شد. خبرگزاری تسنیم در یادداشتی با عنوان «آقای عراقچی! استدلال از این سخیفتر نداشتید؟» توضیح وزارت امور خارجه را زیر سوال برد و پرسید اگر شروط ایران پیشتر از طریق میانجیها به آمریکا منتقل شده بود چرا اساساً دیدار مستقیم ضرورت پیدا کرده است. این رسانه همچنین نوشت که چنین تماسهایی در شرایطی که واشنگتن همزمان فشارهای اقتصادی و نظامی علیه تهران اعمال میکند، میتواند از فشارهای وارد شده بر دولت ترامپ بکاهد.
تسنیم حتی پا را فراتر گذاشت و مدعی شد که نهادهای «تصمیمگیر و سیاستگذار» پیشتر تأکید کرده بودند چنین دیداری نباید انجام شود و از عراقچی خواست درباره این تماس توضیح دهد و عذرخواهی کند. خبرگزاری فارس نیز با انتشار مطلبی با عنوان «سه پرسش از عراقچی درباره علت دیدار با ویتکاف» به این ماجرا ورود کرد. محور انتقاد فارس نیز مشابه تسنیم بود: اگر شروط تهران قبلاً از طریق واسطهها منتقل شده، چه نیازی به دیدار مستقیم وجود داشته است؟ همچنین این رسانه درباره تأثیر انتشار خبر رایزنی ایران و آمریکا بر بازار نفت و کاهش فشار اقتصادی بر واشنگتن پرسشهایی مطرح کرد.
در مقابل، همه در تهران این دیدار را اقدامی منفی ندانستند. برخی نمایندگان مجلس گفتند که انتقال مستقیم و صریح شروط ایران میتواند ضرورت داشته باشد و مهدی محمدی، مشاور رئیس مجلس نیز تأکید کرد که این تماس را نباید لزوماً بهمعنای «مذاکره و بدهبستان» دانست. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز تأکید کرد، ارتباط با طرف آمریکایی از مسیر میانجی قطری و با هدف انتقال شروط ایران انجام شده است.
محمد گلزاری، دبیر شورای اطلاعرسانی دولت نیز در ایکس نوشت: دیدار عراقچی با ویتکاف مجوز دارد و هیأت ایرانی با هماهنگی نهادهای مسئول و در سازوکارهای نهادی کشور به نیویورک رفت. همه برنامهها در چارچوب تصمیمات اتخاذ شده در تهران صورت میگیرد. از سوی دیگر، روایت ویتکاف نیز اندکی متفاوت بود. او گفت، هیأتهای ایران و آمریکا در طول روز از طریق میانجیها گفتوگوهای طولانی داشتهاند و واسطهها میان دو طرف در رفتوآمد بودهاند. در عین حال ویتکاف فضای رایزنیها را سازنده و امیدوارکننده توصیف کرد.
جنجال دوم!
درحالی که جدال بر سر عراقچی ادامه داشت، نام دیگری از هیأت ایرانی در نیویورک به سوژه انتقادها تبدیل شد: ناصر اسدی از اعضای دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل.
اسدی هنگام سخنرانی ترامپ در مجمع عمومی، سالن را ترک نکرد و در صندلی ایران باقی ماند. تصاویر این اتفاق به سرعت در شبکههای اجتماعی و برخی رسانههای داخلی و خارج از ایران بازتاب یافت و منتقدان از این پرسش سخن گفتند که چرا نماینده ایران هنگام سخنرانی رئیسجمهوری آمریکا که تهدیدهای تندی علیه جمهوری اسلامی مطرح میکرد، سالن را ترک نکرده است.
برخی منتقدان حتی از ادبیاتی بسیار تند علیه اسدی استفاده کردند و ماندن او در سالن را نشانه انفعال دانستند. در گزارشهای منتشر شده، اسدی از اعضای نمایندگی ایران در سازمان ملل و داماد منوچهر متکی، وزیر امور خارجه پیشین و نماینده کنونی مجلس معرفی شده است.
اما وزارت امور خارجه تلاش کرد، این انتقادها را از زاویه دیگری پاسخ دهد. بقایی در واکنش به بحثها درباره اینکه چرا هیأت ایرانی سالن را بهطور کامل ترک نکرده است، گفت برای دیپلماتها «صندلی ایران» در مجمع عمومی سازمان ملل اهمیت ویژه دارد. او تأکید کرد، صندلی ایران در چنین محلی «سنگر ماست» و ترک آن صرفاً به دلیل تندگویی یا مواضع طرف مقابل،بهمعنای انجام ندادن وظیفه دیپلماتیک خواهد بود.
دو روایت از یک حضور
در واقع، دو جنجال نیویورک یک نقطه مشترک داشتند: مسئله اصلی نه فقط رفتار یک دیپلمات بلکه تعریف نحوه مواجهه ایران با آمریکا بود. منتقدان عراقچی میپرسیدند چرا در شرایط فشار و تهدید باید پای میز تماس با نماینده ترامپ رفت؛ منتقدان اسدی نیز میپرسیدند چرا در برابر سخنان رئیسجمهوری آمریکا سالن ترک نشد. حتی پیش از این اتفاقات یک فعال مجازی تندرو با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ویراستی به مسعود پزشکیان پیشنهاد داد که در مجمع عمومی سازمان ملل از فرصت ملاقات با ترامپ استفاده و حتی اگر شده، او را با دست خالی خفه کند!
با این حال وزارت امور خارجه در هر دو مورد بر یک منطق متفاوت تأکید دارد: دیپلماسی بهمعنای قطع ارتباط نیست و حضور در مجامع بینالمللی یا انتقال شروط از طریق کانالهای دیپلماتیک لزوماً بهمعنای عقبنشینی نیست. به این ترتیب مجمع عمومی امسال برای تیم دیپلماسی ایران تنها عرصه مذاکره با آمریکا نبود؛ به صحنهای داخلی نیز تبدیل شد که در آن هر حرکت هیأت ایرانی از یک دیدار سه ساعته با ویتکاف تا نشستن یک دیپلمات روی صندلی ایران هنگام سخنرانی ترامپ به موضوعی برای مناقشه سیاسی تبدیل شد. در شرایطی که تهران و واشنگتن همزمان با تهدید و مذاکره پیش میروند، این دو ماجرا نشان داد که حتی شکل و نحوه حضور دیپلماتهای ایرانی در نیویورک نیز میتواند به اندازه محتوای مذاکرات محل اختلاف باشد، چه برسد به موضوعات اصلی و کلان که پیچیدگیها و ظرافتهای خاص خود را دارد!
