سازندگی سخنان اخیر رئیسجمهور را بررسی میکند: چرا القای شکاف میان دولت و نظامیان، حرف اسرائیل است؟

ویدئویی که این روزها از مسعود پزشکیان در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود شاید صریحترین کیفرخواست رئیسجمهور علیه رسانهای باشد که قرار بود ملی باشد اما درحال حاضر بیشتر به قرارگاه رسانهای یک جریان سیاسی خاص شباهت دارد تا رسانهای برای همه مردم. پزشکیان در این ویدئو با انتقاد از برخی تحلیلها در رسانه ملی میگوید: «وقتی در صداوسیمای جمهوری اسلامی میگویند، نظامیها یک طرف و دولت یک طرف دیگر، معنای آن شکاف است؛ این حرف اسرائیل است… حق ندارند در صداوسیما بین دولت و نیروهای مسلح القای شکاف کنند». جملهای که بیش از آنکه یک واکنش احساسی باشد، جمعبندی ماهها اعتراض رئیسجمهور به عملکرد جامجم است؛ اعتراضی که این بار مستقیماً قلب راهبرد رسانهای صداوسیما را هدف گرفته است. پزشکیان در ماههای اخیر تقریباً در هیچ فرصتی انتقاد از صداوسیما را کنار نگذاشته است. بهویژه از اوایل خرداد، چه در دیدار با مدیران صداوسیما، چه در نشست وزارت علوم، چه در شورای هماهنگی اقتصادی دولت و چه در فرصتهای دیگر، بارها نسبت به «تحلیلهای غیرواقعی»، «روایتهای یکجانبه» و «سیاهنمایی» عملکرد دولت هشدار داده است. رئیسجمهور حتی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که دولت برای حفظ آرامش جامعه سکوت کرده اما اگر این روند ادامه پیدا کند، ناچار خواهد بود پاسخ دهد؛ هشداری که نشان میدهد حتی صبر سیاستمداری که همواره به مدارا شناخته میشد، در برابر جامجم رو به پایان است.
از نقد دولت تا القای شکاف در حاکمیت
زمینه این عصبانیت هم چندان پیچیده نیست. در هفتههای گذشته، آنتن صداوسیما بارها محلی برای حمله به دولت، وزارت امور خارجه، عباس عراقچی، مذاکرات و حتی اصل دیپلماسی بود. ترکیب کارشناسان بسیاری از برنامهها چنان یکدست است که نتیجه بحث را میتوان پیش از آغاز برنامه حدس زد؛ مخالفان دولت پشت سر هم در قاب تلویزیون حاضر میشوند و صدای متفاوت یا اصلاً شنیده نمیشود یا صرفاً برای کامل شدن یک نمایش از پیش طراحیشده، دعوت میشود. یکی از مصادیق این انتقادها، برنامه «ثریا» یکی از مهمترین تریبونهای جریان اصولگرای تندرو در صداوسیما بود که تعطیلی پخش زنده آن هم چیزی را تغییر نداد و برنامه خیلی زود با عنوان «خیابان انقلاب» در استیجهای شبانه تهران و شبکههای اجتماعی ادامه پیدا کرد و نشان داد، مسئله اصلی نه یک برنامه که خطمشی رسانهای است که در ماههای اخیر بیش از آنکه دغدغه انسجام و اقناع افکار عمومی را داشته باشد، درگیر تسویهحسابهای سیاسی است. اعتراض دولت صرفاً به اصل نقد نیست. اتفاقاً پزشکیان همواره از «نقد منصفانه» دفاع و بارها تأکید کرده که نقد منصفانه ضروری است، مسئله آنجاست که به باور او در بخشی از برنامههای رسانه ملی، نقد جای خود را به پروژه تخریب دولت داده است. دولتیها میگویند در روزهایی که کشور همزمان با جنگ، تحریم و بحران اقتصادی دستوپنجه نرم میکند، بار اداره کشور بر دوش قوه مجریه است اما سهم دولت در قاب تلویزیون، بیشتر شنیدن اتهام و ناکارآمد جلوه داده شدن و متهم شدن به همه مشکلات است؛ بیآنکه از محدودیتها، فشارهای بیرونی یا مسئولیت سایر نهادها و موانعی که خود منتقدان نیز از وجودشان آگاهند، سخنی به میان بیاید. همچنین بخشی از رسانهای که با بودجه عمومی اداره میشود، در حساسترین مقطع کشور بهجای تقویت انسجام ملی، مشغول ساختن دوگانههایی است که خوراک رسانههای معاند را فراهم و میان دولت، نیروهای مسلح و دیگر ارکان حاکمیت شکاف ترسیم میکند.
جامجم و یک الگوی تکراری
به همین دلیل هم پزشکیان امروز روی یک خط قرمز دست گذاشته است؛ اینکه برای زمین زدن دولت حتی القای شکاف میان دولت و نیروهای مسلح هم مجاز شمرده شود. درحالی که رئیسجمهور تأکید میکند که خود را جدا از نیروهای نظامی نمیداند و دفاع از آنان را افتخار میشمارد و میگوید: «حاضرم بروم و در همان خط مقدم بجنگم و نهتنها از شهادت نمیترسم بلکه برای خودم فوز میدانم». از نگاه پزشکیان، این اقدام صداوسیما دیگر رقابت سیاسی نیست؛ عبور از مرزی است که امنیت روانی جامعه و انسجام حاکمیت را هدف میگیرد. او معتقد است، رقابت جناحی نباید تا جایی پیش برود که برای تسویهحساب سیاسی، تصویر اختلاف میان ارکان حاکمیت ساخته شود. به همین دلیل هم با صراحت میگوید این همان روایتی است که اسرائیل بهدنبال آن است. البته این اولین بار نیست که صداوسیما به جان دولتی میافتد که همسو با مدیرانش نیست. دولت خاتمی تجربهاش را داشت، دولت روحانی هم همین مسیر را رفت و حالا نوبت دولت پزشکیان است. در مقابل، رابطه صداوسیما با دولت سیزدهم بهقدری گرم و کمتنش و همدلانه بود که کمتر کسی از وجود فاصله میان دولت و رسانه ملی سخن میگفت. تفاوت رفتار مجریان، نوع پرسشها، انتخاب کارشناسان و نحوه پوشش اخبار، اتفاقی نیست؛ محصول همان خطمشیای است که از زمان مدیریت پیمان جبلی و پررنگتر شدن نقش جریان نزدیک به وحید جلیلی بر آنتن صداوسیما سایه انداخته است. همین مقایسه هم این تصور را تقویت کرده که در حال حاضر، معیار مواجهه جامجم با دولتها بهجای عملکرد آنها نسبت سیاسیشان با مدیران رسانه است. از زمان استقرار جبلی، صداوسیما بیش از گذشته به سمت یکدستسازی آنتن، حذف صداهای متفاوت و میدان دادن به چهرههای همسو حرکت کرده است؛ روندی که حتی برخی اصولگرایان هم نسبت به آثار آن بر سرمایه اجتماعی رسانه ملی هشدار دادهاند. وقتی رسانهای که باید محل گفتوگوی همه دیدگاهها باشد فقط پژواک یک قرائت سیاسی میشود، طبیعی است که بخش بزرگی از جامعه دیگر آن را «ملی» نداند.
رسانه ملی برای چه کسی؟
در این رابطه، احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاحطلب میگوید که دولت باید هم کشور را در شرایط جنگ و تحریم اداره کند و هم بودجه رسانهای را تأمین کند که شبانهروز علیه همان دولت برنامه میسازد؛ تناقضی که کمتر میتوان برای آن نمونهای مشابه پیدا کرد. زیدآبادی پس از انتشار گسترده ویدئوی اعتراض اخیر رئیسجمهور در کانال تلگرامی خود در یادداشتی تحت عنوان «فغان رئیسجمهور!» نوشت: «خداوند به داد دل مسعود پزشکیان برسد! بار اداره کشور و تأمین مایحتاج ۹۰ میلیون جمعیت در این شرایط جنگ و تحریم و محاصره بر دوش او و همکارانش در دولت است اما فغانهای روزانهاش از رسانه رسمی کشور به جایی نمیرسد! پزشکیان از خودش که رسانه فراگیر ندارد. در عین حال مجبور به تأمین بودجه سازمان عریض و طویلی بهنام صداوسیماست». او در ادامه میگوید: «ماجرا درست مثل این است که دولت مجبور به تأمین بودجه شبکههای فارسیزبان آن سوی آب شود تا در هدفشان برای تضعیف و بیاعتبارسازی مدیران اجرایی کشور موفق شوند! خداوند چنین وضعیتی را نصیب هیچکدام از مخلوقات خود نکند!» فارغ از اینکه ارزیابیها درباره عملکرد دولت یا صداوسیما چه باشد، یک نکته در سخنان اخیر رئیسجمهور برجسته است؛ او تلاش میکند میان نقد دولت و القای شکاف در حاکمیت مرز مشخصی ترسیم کند. مهمترین پرسشی هم که با انتقادهای اخیرش مطرح میکند این است، صداوسیمایی که از جیب همه مردم اداره میشود، قرار است رسانه همه مردم باشد یا رسانه یک جناح خاص؟ اگر قرار است هر اختلاف کارشناسی به دوگانه دولت در برابر نظام، دولت در برابر نیروهای مسلح یا دیپلماسی در برابر مقاومت ترجمه شود، دیگر نمیتوان از رسانه ملی حرفی زد. آنچه رئیسجمهور به آن معترض است صرفاً نقد دولت نیست؛ اعتراض به عملکرد رسانهای است که بهجای تقویت منافع ملی و ساختن پل میان ارکان کشور اغلب همان شکافی را بازتولید میکند که دشمن سالهاست در پی القای آن است و بعد نام آن را هم تحلیل میگذارد. به همین دلیل هم هست که پزشکیان، القای چنین دوگانهای را «حرف اسرائیل» میخواند؛ چراکه از منظر او هر روایتی که دولت را در برابر نیروهای مسلح یا دیگر ارکان حاکمیت قرار دهد مستقیماً انسجام ملی و امنیت کشور را نشانه میرود.

