رنگ‌زمینه

نغمه نوشتن

نشست نقد و بررسی مجموعه‌ نمایشنامه‌های نغمه ثمینی

نشست نقد و بررسی مجموعه‌ نمایش‌نامه‌های نغمه ثمینی با عنوان «مکاشفات جادو» با حضور نغمه ثمینی، بابک احمدی، اصغر دشتی، افسانه ماهیان و با اجرای بهاءالدین مرشدی برگزار شد. نشستی دربارۀ انتشار مجموعۀ‌ ۳۰ نمایش‌نامه که فرصتی برای مرور مسیر حرفه‌ای نویسنده‌ای بود که بیش از دو دهه یکی از مهم‌ترین صداهای نمایش‌نامه‌نویسی معاصر ایران به‌شمار می‌آید.

دوست‌داشتنی و هراس‌انگیز
به گزارش ایبنا، نغمه ثمینی انتشار این کتاب را تجربه‌ای شخصی و متفاوت توصیف کرد و با تشکر از مدیر نشر نی و مجموعه این انتشارات، گفت: «آماده‌سازی این مجموعه نزدیک به سه سال طول کشید؛ فرآیندی که شامل پیدا کردن متن‌های قدیمی، بازخوانی، حروف‌چینی دوباره، بازنویسی و نوشتن مقدمه برای هر نمایش‌نامه بوده است». ثمینی دربارۀ ضرورت نوشتن مقدمه برای هر نمایش‌نامه گفت: «ما اصرار داشتیم که حتماً برای هر نمایش‌نامه مقدمه‌ای نوشته شود، چون به نظر من می‌توانست برای خواننده یک زمینه بسازد از این‌که چگونه و در چه بستری نمایش‌نامه‌ها نوشته شدند». او درباره‌ مواجهه‌ شخصی خود با این مجموعه پس از دریافت آن در آمریکا، گفت: «وقتی کتاب را حدود دو سال پیش در آمریکا دریافت کردم، احساس عجیبی بود. می‌گفتم من از این به‌بعد با این مثل حیوان خانگی رفتار می‌کنم. گاهی کتابم را کنار پنجره می‌گذاشتم، گاهی در سایه می‌بردم، حتی به رختخواب می‌بردم». ثمینی این مجموعه را برای خود اثری هم‌زمان دوست‌داشتنی و هراس‌انگیز دانست و ادامه داد: «وقتی به آن نگاه می‌کنم، هم از آن می‌ترسم چون فکر می‌کنم من کی این‌ها را نوشتم، هم خیلی دوستش دارم. هم دلم می‌خواهد بازش کنم، هم دلم نمی‌خواهد بازش کنم. برای من یک موجود عجیب است؛ مثل یک هیولای عجیب‌وغریب و مهربان که خوشحالم به وجود آمده و خوشحالم که هست».
این نمایش‌نامه‌نویس در ادامه صحبت‌هایش به رابطۀ طولانی خود با نوشتن پرداخت و گفت، نوشتن برای او نه یک انتخاب مقطعی، بلکه ضرورتی همیشگی بوده است: «واقعاً روزی را به‌یاد نمی‌آورم که از ۱۸ ‌سالگی گذشته باشد و من ننوشته باشم». ثمینی با اشاره به نخستین تجربه‌هایش از مواجهه با محدودیت‌ها، خاطره‌ای از دوران جوانی خود تعریف کرد؛ زمانی‌که یکی از نمایش‌نامه‌هایش برای بررسی به دست فردی در حوزۀ نظارت و ارزشیابی افتاده بود. او گفت: «برای من پیغام فرستادند که به این دخترک بگوییم نمایش‌نامه ننویسد. من فقط ۱۸ سالم بود. آن کلمه را نمی‌خواهم تکرار کنم، ولی تقریباً زشت‌ترین حرف دنیا را به من زده بودند. ساعت‌ها در خیابان راه می‌رفتم و گریه می‌کردم. اما بعد با خودم گفتم: باشه، گریه‌هایم را کردم، اذیتم کردی، ولی من می‌روم نمایش‌نامۀ بعدی را می‌نویسم». او دربارۀ‌ شکل‌گیری نمایش‌نامۀ «هیولاخوانی» توضیح داد: «این نمایش‌نامه دقیقاً بعد از بلایی که سر نمایش‌نامه‌ «خانه» آمد، نوشته شد. من آن‌قدر کلافه بودم که چرا اجازه نمی‌دهند این نمایش‌نامه منتشر شود، فکر کردم پس باید دربارۀ همین مانع بنویسم».

متأثر از شکسپیر و بیضایی
ثمینی در ادامه به تأثیر شکسپیر و بهرام بیضایی بر نگاهش به نوشتن اشاره کرد و گفت: «از آن‌ها یاد گرفته‌ام که نوشتن باید امری مداوم باشد. نوشتن این نیست که یک نمایش‌نامه بنویسید و بگویید خب، حالا نوشتم، بروم ببینم با آن، چه کار کنم. نوشتن باید نیاز آدم باشد، باید زندگی آدم باشد». او خاطره‌ای از بهرام بیضایی نقل کرد که برایش معنای تعهد به نوشتن را داشته و گفت: «یک بار در تمرین یکی از نمایش‌ها، همه ناهار خوردند. آقای بیضایی رفت یک گوشه، یک تخم‌مرغ از جیبش درآورد، آرام خورد و بعد نشست و شروع کرد متنش را خواندن و بازنویسی کردن. من فکر کردم زندگی سالم همین است؛ این‌که آدم بداند برای چه کاری این‌جاست». ثمینی هم‌چنین دربارۀ‌ جایگاه متن در فرآیند نمایش‌نامه‌نویسی گفت: «نمایش‌نامه در ذهن اتفاق نمی‌افتد؛ نمایش‌نامه روی کاغذ اتفاق می‌افتد. همیشه به دانشجویان می‌گویم نمایش‌نامه باید وجودی مستقل داشته باشد. اگر بگویند نمایش‌نامه‌ام در ذهن‌ام است، می‌گویم نه! نمایش‌نامه باید روی کاغذ باشد. یک صفحه بگذار جلوی من و بگو این نمایش‌نامۀ‌ من است، آن وقت می‌گویم یک چیزی وجود دارد». او در بخش دیگری از صحبت‌هایش به دو نمایش‌نامۀ گمشدۀ خود اشاره کرد و گفت: «یکی از آن‌ها «اگر رومئو چند لحظه دیرتر می‌رسید» بوده که در ۱۹ سالگی نوشته‌ام. نمایش از جایی شروع می‌شود که ژولیت بیدار می‌شد. بعد ازدواج می‌کردند، بچه‌دار می‌شدند، دعوا می‌کردند و زندگی روزمره شروع می‌شد. آن نمایش‌نامه متأسفانه دیگر وجود ندارد و فقط در حافظه‌ من زنده است». نغمه ثمینی در پایان بار دیگر بر نقش موانع در مسیر خلق اثر تأکید کرد و گفت: «موانع همیشه وجود دارند، اما نباید اجازه داد مانع باعث شود نوشتن متوقف گردد. اگر ننویسیم، آن چیزی که قرار بوده ما را متوقف کند، موفق شده است».

معلم توانا
افسانه ماهیان در ابتدای سخنانش با اشاره به انتشار مجموعۀ نمایش‌نامه‌های نغمه ثمینی، این اتفاق را فرصتی برای گفت‌وگو با این نمایش‌نامه‌نویس دانست و گفت، بخش اصلی این نشست باید به شنیدن تجربه‌ها و مسیر کاری ثمینی اختصاص پیدا کند. او با اشاره به تجربۀ همکاری‌هایش با نغمه ثمینی، گفت: «همیشه کیف کردم و کیف می‌کنم وقتی من و نغمه با هم کار می‌کنیم. فکر می‌کنم از این بابت خیلی خوش‌شانس هستم. نغمه واقعاً پای من می‌ایستد. من هم آن‌قدر به او گیر می‌دهم، سوال می‌پرسم، بحث می‌کنم و پیگیری می‌کنم تا در نهایت آن چیزی که از روح و جان نغمه می‌آید شکل بگیرد. این ارتباط فقط به پروژه‌های مشترک محدود نمی‌شود و در بسیاری از موقعیت‌ها، نخستین کسی که ایده‌ها و طرح‌های تازه‌اش را با او در میان می‌گذارم، نغمه ثمینی است. چه یک مطلب باشد، چه یک قصه، چه یک اتفاق یا هر چیزی که ناگهان در ذهن من جرقه می‌زند، اولین کسی که دربارۀ آن با او صحبت می‌کنم، نغمه است».
ماهیان هم‌چنین به نقش ثمینی در آموزش نمایش‌نامه‌نویسی اشاره کرد و او را معلمی تأثیرگذار دانست و گفت: همیشه می‌گویم نغمه، لطفاً زودتر بیا که من در کلاس‌های نمایش‌نامه‌نویسی تو شرکت کنم. چون واقعاً نغمه معلم بسیار توانایی است. می‌دانم که دانشجوهایش چقدر دوستش دارند و همیشه سراغش را می‌گیرند». ماهیان در پایان با اشاره به جایگاه ثمینی در تئاتر معاصر ایران، این مسیر را حاصل سال‌ها نوشتن، آموزش و ساختن دانست و با اشاره به کتاب «مکاشفات جادو» گفت: «باید همین‌طور از این هیولاها بسازی؛ نتیجه‌اش هم می‌شود هیولاهایی که ۳۰ سال بعد دوباره درباره‌شان حرف می‌زنیم».

لحظه‌ای تاریخی در نمایش‌نامه‌نویسی
بابک احمدی، روزنامه‌نگار و منتقد تئاتر در این مراسم انتشار مجموعه‌ نمایش‌نامه‌‌های نغمه ثمینی را فراتر از یک اتفاق نشر دانست و آن را رویدادی مهم در تاریخ نمایش‌نامه‌نویسی معاصر ایران توصیف کرد و گفت: «تصور من این است که آنچه امروز پیش روی ما قرار گرفته، صرفاً انتشار مجموعه‌ای از نمایش‌نامه‌ها نیست، بلکه لحظه‌ای تاریخی در نمایش‌نامه‌نویسی معاصر ایران است؛ زیرا برای معدود دفعاتی این امکان فراهم شده که مسیر فکری و هنری یک نمایش‌نامه‌نویس را نه نمایش‌نامه به نمایش‌نامه، بلکه در قالب یک کلیت ببینیم و بررسی کنیم». او با اشاره به جایگاه نغمه ثمینی در تاریخ نمایش‌نامه‌نویسی زنان ایران، تأکید کرد این مسیر از امروز آغاز نمی‌شود و پیش از آن، زنانی برای امکان حضور زنان در عرصه عمومی و فرهنگی تلاش کرده‌اند و نویسندگانی مانند فریده فرجام و دیگر نمایش‌نامه‌نویسان زن، حلقه‌هایی از این زنجیره را ساخته‌اند و ثمینی ادامۀ این سنت است، اما در عین‌حال نقطۀ عطفی در آن نیز محسوب می‌شود. احمدی در ادامه، مهم‌ترین ویژگی آثار ثمینی را نه صرفاً استفاده از اسطوره یا تاریخ، بلکه رابطۀ میان متن و اجرا دانست و گفت: «نمایش‌نامه‌های ثمینی صرفاً متن‌هایی برای خواندن نیستند، بلکه نوعی طراحی برای اجرا را در خود حمل می‌کنند». او با اشاره به نمایش‌نامه‌هایی مانند «خواب در فنجان خالی»، «چهار دقیقه» و «همان چهار دقیقه» توضیح داد که در این آثار، جابه‌جایی میان واقعیت، خاطره، تاریخ و اسطوره به مسئله‌ای اجرایی تبدیل می‌شود و کارگردان باید برای آن معادل صحنه‌ای پیدا کند.

نباید به حذف، تن داد
اصغر دشتی صحبت‌هایش را از موضوع حذف و موانع موجود در مسیر تئاتر آغاز کرد و گفت: «در تئاتر سال‌های اخیر، یک متن وجود دارد که من آن را شاهدی بر آینده می‌دانم؛ متنی که شاید بعدها وقتی به آن نگاه کنیم، به ما بگوید در چه روزگاری زندگی می‌کردیم. او با اشاره به نامۀ‌ محمد رضایی‌راد دربارۀ‌ حذف نام نغمه ثمینی از یک اجرا ادامه داد: «یک نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان چهار ساعت اجرا می‌سازد و در لحظه‌ای تصمیم می‌گیرد تمام آن چهار ساعت اجرا را رها کند، اما حاضر نیست از حذف نام همکارش بگذرد. این نامه فقط دربارۀ‌ رابطه‌ تئاتر با دولت و حاکمیت نیست، دربارۀ رابطه‌ جامعیت‌ تئاتری با خودش هم هست. انگار محمد رضایی‌راد ناگهان به همه‌ ما یادآوری می‌کند که در چه لحظاتی، مقابل چه حذف‌هایی سکوت کرده‌ایم و آن حذف‌ها چگونه تبدیل به امری عادی شده‌اند. مسأله فقط یک نام نیست. مسأله دفاع از این اصل است که حذف یک هنرمند از اثر نباید پذیرفته شود. وقتی نغمه از من خواست که در این جلسه صحبت کنم، قبول کردم، اما همان لحظه فکر کردم چقدر آدم بی‌ربطی برای این موضوع هستم، چون من و نغمه تجربۀ همکاری مستقیم زیادی نداشتیم. ما در یکی از سخت‌ترین و رنج‌آورترین پروژه‌ها کنار هم قرار گرفتیم، اما بیشتر از این‌که همکاری کنیم، با هم همدردی کردیم. من و نغمه از دو رویکرد متفاوت به تئاتر می‌آییم؛ دو نوع نگاه به اجرا و ساختن اثر. اما به مرور فهمیدیم که در یک جزیرۀ مشترک زندگی می‌کنیم. این تفاوت‌ها فقط مربوط به شیوۀ ساخت اجراست، نه به نوع زیست ما یا رابطه‌مان با تماشاگر». او سپس با اشاره به تجربه‌ خواندن مجموعۀ آثار ثمینی گفت: «وقتی صفحات اول این کتاب را ورق زدم، ناگهان یک تاریخ تماشا پیش چشمم آمد. حدود ۲۲ اجرای نمایش‌نامه‌های نغمه ثمینی را روی صحنه دیده بودم. برای همین فکر کردم شاید بهتر باشد از زاویۀ تماشاگری که این اجراها را دیده، دربارۀ این مجموعه صحبت کنم».

sazandegi

پست های مرتبط

صد سال سکوت

چرا سینمای ایران تاریخ مشروطه را دوست ندارد؟ سینمای ایران و فیلم‌سازان…

شاه و ادیب و واعظ

تأثیرگذارترین چهره‌های مشروطه چه کسانی بودند؟ پرداختن و انتخاب ۱۰ چهره شاخص…

کارخانه استانداردسازی ذوق

نگاهی انتقادی به صنعتی شدن خلاقیت و ناکارآمدی کلاس‌های نویسندگی   در…

دیدگاهتان را بنویسید