رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : پیشنهاد دوحه

پیشنهاد دوحه

قطر پیشنهاد جدیدی را برای توقف جنگ بین ایران و آمریکا ارائه کرد

جنگ میان ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای شده که همزمان با ادامه حملات نظامی، دیپلماسی نیز بار دیگر به میدان بازگشته است. درحالی‌ که حملات متقابل دو طرف برای نهمین شب متوالی ادامه دارد، میانجی‌های منطقه‌ای طرحی برای برقراری یک آتش‌بس ۱۰‌ روزه به تهران ارائه کرده‌اند؛ پیشنهادی که هدف آن ایجاد فرصتی کوتاه برای احیای یادداشت تفاهمی است که ماه گذشته با هدف توقف جنگ امضا شد اما اکنون عملاً فروپاشیده است. این تحرک دیپلماتیک در شرایطی صورت می‌گیرد که میدان نبرد هر روز گسترده‌تر می‌شود؛ از حملات آمریکا به خاک ایران گرفته تا پاسخ تهران علیه مواضع آمریکا در کشورهای عربی، ناامن شدن تنگه هرمز و ورود بازیگران جدیدی مانند یمن به معادله منطقه‌ای. ایران در واکنش به تجاوز آمریکا به جنوب، مواضعی را در کشورهای عرب متحد آمریکا از‌جمله کویت و بحرین هدف قرار داد. همزمان یک کشتی دیگر در تنگه هرمز بر اثر اصابت یک پرتابه دچار آتش‌سوزی شد و باعث شد خدمه آن، کشتی را ترک کنند.

چرا آتش‌بس اهمیت دارد؟
اهمیت این پیشنهاد تنها به توقف موقت درگیری‌ها محدود نمی‌شود. آتش‌بس ۱۰‌ روزه شاید آخرین فرصت برای جلوگیری از تبدیل شدن یک جنگ دوجانبه به بحرانی فراگیر در خاورمیانه باشد؛ بحرانی که اکنون نه‌تنها امنیت منطقه بلکه بازار جهانی انرژی، تجارت دریایی و حتی فضای سیاسی داخلی آمریکا را نیز تحت‌تأثیر قرار داده است. در واقع اگر این ابتکار شکست بخورد احتمال حرکت طرفین به سمت دور تازه‌ای از عملیات نظامی بسیار بیشتر خواهد شد؛ عملیاتی که می‌تواند، کشورهای بیشتری را وارد جنگ کند.

زمینه موضوع چیست؟
پیشنهاد جدید بر پایه همان یادداشت تفاهمی شکل گرفته که ماه گذشته میان ایران و آمریکا با میانجی‌گری کشورهای منطقه به امضا رسید. آن توافق، آتش‌بسی ۶۰‌ روزه، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مذاکرات برای حل دائمی اختلافات هسته‌ای را پیش‌بینی می‌کرد. اما این توافق از همان ابتدا با یک مانع جدی روبه‌رو بود؛ مخالفت شدید اسرائیل. تل‌آویو معتقد بود این تفاهم هیچ‌یک از اهداف اصلی جنگ از نابودی برنامه هسته‌ای و موشکی ایران گرفته تا تضعیف ساختار سیاسی جمهوری اسلامی را محقق نمی‌کند. در نهایت نیز با از سرگیری حملات دو طرف، آتش‌بس فروپاشید و منطقه بار دیگر وارد چرخه تشدید تنش شد. با این‌‌ حال تلاش‌ها برای میانجی‌گری همچنان ادامه دارد و اسکندر مومنی برای گفت‌وگو با مقامات پاکستان به این کشور سفر کرده است.

چه کسانی درگیر هستند؟
اگرچه جنگ مستقیماً میان ایران و آمریکا جریان دارد اما دامنه بازیگران بسیار گسترده‌تر شده است. در یک‌سو، ایران قرار دارد که علاوه بر پاسخ نظامی همچنان از کانال‌های دیپلماتیک، پیام‌های میانجی‌ها را دریافت می‌کند. پاکستان، برخی کشورهای منطقه و دیگر میانجی‌ها تلاش می‌کنند، مسیر مذاکرات را زنده نگه دارند. در سوی دیگر، آمریکا ضمن ادامه حملات نظامی اعلام کرده همچنان در مذاکره را نبسته است. مارکو روبیو تأکید کرده که واشنگتن آماده گفت‌وگو است اما تنها در صورتی که مذاکرات «واقعی» باشد. در این میان اسرائیل همچنان مخالف هرگونه توافق موقت است و همزمان یمن نیز با اعلام محاصره دریایی عربستان، جبهه‌ای تازه به بحران افزوده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد، جنگ به‌تدریج در حال تبدیل شدن به یک بحران چندلایه منطقه‌ای است.

شواهد چه می‌گوید؟
واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد نه جنگ توانسته اهداف سیاسی طرفین را محقق کند و نه دیپلماسی تاکنون موفق به متوقف کردن آن شده است. سنتکام از کشته شدن نیروهای آمریکایی خبر داده، حملات متقابل همچنان ادامه دارد، محاصره دریایی بنادر ایران دوباره برقرار شده و عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز به‌شدت مختل شده است. در بازارهای جهانی نیز آثار جنگ آشکار است. افزایش قیمت نفت به بیش از ۸۶ دلار، رشد قیمت سوخت در آمریکا و نگرانی نسبت به امنیت یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان همگی نشان می‌دهد، هزینه‌های این بحران تنها به میدان نبرد محدود نمانده است.

اختلاف بر سر چیست؟
اختلاف امروز دیگر صرفاً بر سر برنامه هسته‌ای ایران نیست. واشنگتن همچنان به‌دنبال محدود کردن توان هسته‌ای و نظامی ایران و کاهش نفوذ منطقه‌ای تهران است؛ در مقابل، ایران رفع فشارهای نظامی و اقتصادی، پایان محاصره دریایی و دریافت تضمین برای توقف حملات را شرط هرگونه توافق پایدار می‌داند. از سوی دیگر، شکاف مهم دیگری نیز میان آمریکا و اسرائیل دیده می‌شود. درحالی‌ که برخی محافل در واشنگتن احیای مسیر دیپلماسی را ضروری می‌دانند، تل‌آویو همچنان بر ادامه فشار نظامی تا تحقق کامل اهداف جنگ اصرار دارد.

پیامدها چیست؟
ادامه این روند می‌تواند، پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران و آمریکا داشته باشد. ناامن شدن تنگه هرمز، افزایش قیمت انرژی، گسترش درگیری به کشورهای عربی، تشدید فشار اقتصادی بر ایران، افزایش هزینه‌های نظامی آمریکا و ورود بازیگران جدید به میدان تنها بخشی از آثار احتمالی این بحران است. از منظر سیاسی نیز ادامه جنگ می‌تواند بر فضای داخلی آمریکا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای همچنین بر معادلات امنیتی خاورمیانه تأثیر قابل‌توجهی بگذارد.

چه خواهد شد؟
به‌ نظر می‌رسد هر دو طرف اکنون در نقطه‌ای قرار گرفته‌اند که گزینه‌های راهبردی آنها محدودتر از گذشته شده است. آمریکا برخلاف اهداف اولیه خود نه موفق به نابودی کامل برنامه هسته‌ای ایران شده، نه تغییر حکومت را محقق کرده و نه توانسته بدون همراهی گسترده متحدان، امنیت کامل تنگه هرمز را تضمین کند. در مقابل، ایران نیز اگرچه همچنان ابزارهای فشار منطقه‌ای خود را حفظ کرده اما با هزینه‌های سنگین اقتصادی، نظامی و فرسایشی ادامه جنگ روبه‌رو‌ست. به همین دلیل پیشنهاد آتش‌بس ۱۰‌ روزه بیش از آنکه صرفاً یک وقفه نظامی باشد، تلاشی برای خرید زمان است؛ زمانی ‌که می‌تواند یا مسیر بازگشت به مذاکرات را هموار کند یا در صورت شکست، منطقه را به سوی مرحله‌ای پرهزینه‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر از جنگ سوق دهد. اکنون تصمیم تهران و واشنگتن درباره این فرصت کوتاه، می‌تواند مسیر تحولات خاورمیانه در هفته‌ها و ماه‌های آینده را تعیین کند.

sazandegi

پست های مرتبط

دفاع اژه‌ای از پزشکیان

رئیس قوه قضائیه: همه موظف و مکلفیم که به دولت کمک کنیم…

۳۰ تیر ۱۴۰۵

خداحافظی استارمر

نخست‌وزیری که در قدرت دوام نیاورد گروه بین‌الملل: کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا،…

۳۰ تیر ۱۴۰۵

پیام رهبری به خاتمی

روایت محمد عطریان‌فر از پیامی که آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای برای سیدمحمد خاتمی…

۳۰ تیر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید