رونمایی از کتاب آنچه نآمد در کتاب و در خطاب
عصر دوشنبه ۲۵ خرداد، نهصدوپنجاهودومین شب از مجموعه شبهای مجلۀ «بخارا» با همراهی فرهنگسرای نیاوران، صندوق اعتباری هنر و نشر ققنوس به شب کتاب «آنچه نآمد در کتاب و در خطاب» اختصاص یافت. در این شب که در تالار خلیجفارس فرهنگسرای نیاوران و با حضور دکتر محمدرضا شفیعیکدکنی برگزار شد، محمدعلی موحد، مصطفی ملکیان، سیروس علینژاد و علی دهباشی به سخنرانی پرداختند.
علی دهباشی در ابتدا ضمن خوشامدگویی به میهمانان این مجلس، دربارۀ کتاب «آنچه نآمد در کتاب و در خطاب» چنین گفت: «سیروس علینژاد در این کتاب که توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است، از ۳۰ سال آشنایی و رفتوآمد با دکتر محمدعلی موحد سخن گفته است. در چند گفتوگو با دکتر موحد سیری داشته است در زندگی ایشان از دوران کودکی تا بهاکنون. همچنین در مقالات جداگانه به کتابهای ایشان در حوزههایی چون ملی شدن صنعت نفت، مسائل حقوقی و مثنویپژوهی پرداخته است».
ویترنی بهنام موحد
در ادامه مهران شیراوند، مدیر فرهنگسرای نیاوران دربارۀ فعالیتهای این مجموعه نکاتی بیان داشت و پس از آن سیروس علینژاد از فراز و نشیب تألیف کتاب «آنچه نآمد در کتاب و در خطاب» چنین گفت: «سال ۱۳۵۰ بود که نام دکتر موحد بر سر زبانها افتاد. برای اینکه پارههایی از مقالات شمس را دانشگاه آریا مهر چاپ کرده بود و این به منزله یک کشف بزرگ بود که نشان میداد، شمس تبریزی یک موجود واقعی است که در زمانۀ مولانا میزیست. پیش از آن شمس تبریزی موجودی موهوم بیش نبود. نام دکتر موحد را قبلترها شنیده بودم، چون سفرنامه ابنبطوطه را خوانده و در سال ۱۳۷۲ سفرنامه ابنبطوطه دوباره مطرح شد. چون مجلۀ نشنال جغرافی دربارهاش ویژهنامهای منتشر کرده بود و «نقد آگاه» هم مقالۀ مفصلی به قلم باقر پرهام دربارۀ آن منتشر کرده بود. من هم در آن زمان فصلنامۀ «سفر» را سردبیری میکردم. بنابراین فرصت خوبی بود تا موضوع ابنبطوطه را مطرح کنم. بعد از آن سالها بود که آشنایی من با دکتر موحد بهواسطۀ صفدر تقیزاده به دوستی بدل شد. شگفتانگیز آنکه از آن پس هر دو سه سال یکبار نام دکتر موحد مانند نام ابنبطوطه در ویترین فرهنگ ایران ظاهر شده است. گزاف نیست بگویم که خودش بهمثابه یک محقق برجسته ویترین شد. برای آنکه طولی نکشید که کتاب نامدار «خواب آشفته نفت» انتشار یافت، کتابی که تکلیف ما را با نفت این کشور روشن کرد. دکتر موحد معتقد است که در ایران همه چیز بوی نفت میدهد، چون صد سال است که ما به کمک نفت زندگی کردهایم. همه میدانند که دکتر موحد عمر خود را در نفت سپری کرده است. بسیاری از اهل فرهنگ مثل صادق چوبک، ابراهیم گلستان و دیگران نیز عمر خود را در شرکت نفت گذاشتهاند اما تنها دکتر موحد بود که اهمیت نفت را درک کرد. هنوز از «خواب آشفته نفت» بیدار نشده بودیم که کتاب «در هوای حق و عدالت» انتشار یافت و کتاب «فصوص الحکم» بار دیگر نام دکتر موحد را بر سر زبانها انداخت. آثار دکتر موحد در۳۰ سال اخیر سلسهوار بودند. اثر بزرگ دیگر «در کشاکش دین و دولت» و «تصحیح مثنوی معنوی» بود. گزاف نیست که بگویم او در ۷۰ سالگی متولد شده است. در تولد ۱۰۰ سالگیاش وقتی خدمتشان رسیدیم، گفتند: من صد سال عمر کردهام اما صد سال دیگر لازم دارم تا اندوختههایم را روی کاغذ بیاورم. یعنی هنوز جانش میجوشد، اگر جسم یاری کند.
علینژاد در ادامه افزود: «اما دربارۀ کتاب خودم، این کتاب در یک کلام حاصل همنشینیهای من با دکتر موحد است. راهی که انتخاب کردم این بود که حرفهای خود دکتر موحد را که در همنشینیها در خانهاش با من در میان گذاشته و در جایی منعکس نشده و شاید فقط من آنها را ثبت کرده باشم، به روی کاغذ بیاورم. مثل خاطراتی که در کتاب من آمده است و به گمانم یک جامعهشناسی عمیق زمان کودکی و جوانی اوست، ولی فراتر از تبریز و حال و روز ایران است. چون آنچه دربارۀ نفوذ مذهب و باورهای مذهبی و روابط و مناسبات و آیینهای جاری گفته در تمام ایران جاری بوده است و هر که آن را بخواند، خواهد فهمید چرا جامعۀ ایران امروز در سال ۱۴۰۵ در جاییکه هستیم قرار دارد. هر آیندهای در گذشته ریشه دارد. دکتر موحد در خاطراتش این ریشهها را برای ما بیرون میکشد و عنوان میکند. دکتر موحد معتقد است کندوکاو در گذشته باید به درد امروزمان بخورد وگرنه به ما چه ربطی دارد».
گزارشی از سیر آفاق و انفس موحد
در بخشی دیگری از این نشست، مصطفی ملکیان با نگاهی به ساحت مختلف نگارش شرح حال با توجه به کتاب حاضر گفت: «از قدیمالایام در فرهنگها و تمدنهای مختلف بشری وقتی شرح حال یک متفکر را مینوشتند، معمولاً سه ساحت را از یکدیگر جدا میکردند. در اثر بسیار خوب آقای علینژاد هم شما هر سه بخش را میبینید. بخش اول جنبۀ بیرونی دارد، بخش دوم جنبۀ درونی و بخش سوم جنبۀ درونی-بیرونی. هر متفکری از ایام نخستین به دنیا آمدنش تا ترک دنیا در محیطی وارد و مشمول یک سلسله ارتباطات، نسبتها و رخدادها میشود که حاصل مواجهه آن متفکر با جهانی است که او را احاطه کرده است. این جهان شامل جهان جغرافیایی، تاریخی، اجتماعی و جهان سیاسی میشود. این قسمت بیرونی یک متفکر است. گذشتگان به این بخش «سوانح ایام» فلان متفکر میگفتند. مرادشان چیزهایی بود که بر او در چند دهۀ عمرش گذشته است. قسمت دوم این است که خود متفکر به لحاظ شخصیت و منش چگونه بوده است. در قسمت «سوانح ایام» محیط متفکر را بررسی میکنیم. اینکه شخصی که در این محیط بهسر میبرده است، چه ویژگیهای منشی، شخصیتی، باورها، احساسات، عواطف و هیجاناتی داشته است. اهداف او چه بوده و چه ارزشها یا هنجارهایی بر او وارد بوده است و در واقع در محیطی که او را احاطه کرده بوده، چگونه خود را بروز داده است. این قسمت دوم بسیار مهم است. در قدیم قسمت دوم را به «احوال» تعبیر میکردند. قسمت سوم ترکیبی از درون و بیرون محیط و شخصیت و منش و آن آثاری است که از آن متفکر به یادگار میماند. این مجموعه در گذشته به «آثار» تعبیر میشد. در واقع وقتی محیط یک شخص متفکر با خود آن متفکر وارد تعامل میشود نقطه اشتراک آثاری است که از او پدید میآید».
ما گرفتار نفتیم
در پایان استاد محمدعلی موحد ضمن تشکر از سیروس علینژاد و علی دهباشی اظهار کرد: «این کتاب حاصل دوستی من و آقای علینژاد است. دوستی من و سیروس سابقهای سی چهل ساله دارد. در این مدت بسیار با هم نشستیم و از هر در سخن گفتهایم. سیروس در این مجموعه کوشیده تا شرحی از پراکندهگوییهای مرا که به یادش مانده بههم پیوند دهد. و گزارش کمابیش معناداری از تلفیق آنها فراهم آورد. اهل قلم میدانند که سیروس از موفقترین گزارشگران عصر خود است».
دکتر محمدعلی موحد در پاسخ به سوال علی دهباشی که پرسید: استاد ما گرفتار نفتیم راهحل چیست؟ گفت: «بله ما گرفتار نفتیم. آدمهای آن طرف دنیا عاشق چشم و ابروی ایرانیها و عربهای دور خلیجفارس نیستند. خلیجفارس شریان حیاتی است. تا برای نفت آلترناتیو پیدا نشود این گرفتاری با ما خواهد بود. این روزها حقیقت مطلب گفته نمیشود. گاهی دیگران از آن سوی دنیا میگویند آمدهایم دموکراسی در خطر را نجات دهیم! ولی در این حکومت فعلی آمریکا پرده برافتاد و حاضر شدند بگویند که ما برای نفت این کارها را کردهایم».
