چگونه جنگ معیشت ۲۰۰ هزار صیاد جنوب ایران را خاکستر کرد؟

با تداوم و تشدید حملات هوایی و محاصره دریایی ارتش آمریکا در آبهای جنوبی ایران، بحران از خطوط مقدم نظامی فراتر رفته و به شکلی مستقیم، شریانهای معیشتی جامعه محلی را هدف قرار داده است. در این میان، جامعه ۲۰۰ هزار نفری صیادان جنوب کشور در استانهای سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر و خوزستان، آسیبپذیرترین گروهی هستند که تاروپود زندگیشان در مواجهه با آتشباریهای پیاپی، فقدان ایمنی و نابودی زیرساختها درحال فروپاشی است.
برآوردها نشان میدهد که از آغاز جنگ ۴۰ روزه تا موج جدید درگیریها بیش از ۴۰۰ فروند لنج و قایق صیادی بومیان در اسکلهها و سواحل مختلف از بین رفته یا بهطور کامل سوختهاند؛ آماری که در کنار ناامنی حاکم بر دریا، ماهیگیری را در بسیاری از مناطق بهحالت تعلیق درآورده است.
صیادانی که بازنگشتند
اگرچه بیانیههای رسمی واشنگتن بر هدفگیری مواضع نظامی تأکید دارند اما مستندات میدانی و آمارهای محلی حکایت از سهم سنگین غیرنظامیان بهویژه صیادان از تلفات این درگیریها دارد. درحالی که سخنگوی وزارت بهداشت تا دیروز آمار شهدای غیرنظامی را تا پیش از روز چهارشنبه حدود ۵۰ نفر اعلام کرده بود، منابع محلی در خطوط ساحلی تأکید میکنند که تعداد صیادان جانباخته در اسکلهها، فراتر از این ارقام است.
جرقه گزارشهای جنگ با شهادت دو جوان صیاد کمسنوسال بهنامهای «امید» و «مرتضی» در بامداد ۱۸ تیرماه زده شد که قایقشان در مجاورت شناورهای دریابانی هدف قرار گرفت. همچنین در اسکله پشتشهر، حمله موشکی منجر به شهادت یک سرباز وظیفه و قطع هر دو پای نگهبان پیمانی دریابانی شد. تنها در تعاونیهای صیادی هرمزگان تاکنون شهادت ۷ صیاد حین انجام کار تأیید شده است.
همچنین در جریان حمله به شناورهای چوبی در بندر معلم ۶ صیاد درون لنج زندهزنده سوختند که پیکر برخی از آنها هنوز شناسایی نشده است. در حادثهای دیگر شلیک به قایقی که به دلیل انسداد خط امارات ناچار به تردد به سمت عمان بود به شهادت ۴ صیاد اهل سنت («سالم دهبانی»، «عمر سمرا»، «محمد سرپرست» و «اسماعیل ملک») و مفقود شدن دو تن دیگر انجامید.
در چابهار در کنار شهادت یک صیاد محلی در آغاز دور جدید درگیریها ۵ صیاد دیگر درون یک لنج، هدف اصابت مستقیم شلیک یک ناو آمریکایی قرار گرفته و جان خود را از دست دادند.
خاکستر شدن داراییها
خسارتهای اقتصادی وارد شده به جامعه صیادی، ابعادی نجومی و در عین حال ویرانگر برای خانوادههای بومی دارد. قایق و لنج برای یک صیاد جنوب، تنها یک ابزار کار نیست بلکه تمام هستی و کلید تأمین معاش خانواده است.
عمق فاجعه زمانی بیشتر نمایان میشود که بدانیم بسیاری از این صیادان با دریافت وامهای کلان، اقدام به خرید یا اجاره این شناورها کرده بودند و اکنون بدون داشتن هیچ منبع درآمدی زیر بار بدهیهای سنگین قرار گرفتهاند. افزون بر این در ساعات ناامن و پر هرجومرج پس از حملات در اسکله پشت شهر، گزارشهایی از سرقت موتور قایقها، بنزین و تجهیزات باقیمانده صیادان به ثبت رسیده که بار مضاعفی بر دوش خسارتدیدگان گذاشته است.
قفل شدن دریا
اگرچه مقامات در استان هرمزگان و فرمانداریهایی مانند بندرلنگه به دلیل هراس از فلج شدن کامل اقتصاد منطقه هنوز دستور رسمی مبنی بر ممنوعیت صیادی صادر نکردهاند اما دریا عملاً به روی صیادان بسته است. علت اصلی این انسداد عملی، ناامنی مطلق و قطع شدن سیستم موقعیتیاب جهانی(GPS) به دلیل شرایط جنگی است. بدون جیپیاس امکان راهبری و مسیریابی در آبهای دور دستکم برای صیادان وجود ندارد و خروج از ساحل بهمعنای گم شدن یا ورود ناخواسته به محدوده آتش ناوهای جنگی است. این وضعیت باعث کاهش بیش از ۵۰ درصدی صید در هرمزگان شده است.
با این حال فرمانداریهای بندر ماهشهر و بندر امام در استان خوزستان، با ابلاغیههای رسمی حرکت تمامی شناورهای خصوصی و صیادی را ممنوع اعلام کردهاند. این ممنوعیت که تا هندیجان و بندر دیلم در استان بوشهر نیز امتداد یافته با وجود آسیب ندیدن فیزیکی قایقها، صیادان این مناطق را بهطور کامل خانهنشین کرده است.
در سیستان و بلوچستان نیز صیادان چابهار و کنارک که در این فصل باید برای صید به آبهای دور اقیانوس هند و نزدیک خط استوا بروند با مخاطرات مرگباری روبهرو هستند. برخی از شناورها با وجود خطر به عمق اقیانوس رفتهاند اما به دلیل قطع کانالهای ارتباطی هیچ خبری از وضعیت سلامت یا بازگشت آنها در دست نیست.
چرخه باطل فقر و سوءمدیریت انباشته
با این حال براساس آمارهای سراسری از میان ۲۰۰ هزار صیاد فعال در جنوب کشور، تنها نیمی از آنها دارای مجوز رسمی و تحت پوشش حمایتهای دولتی هستند. به گفته فعالان صنفی ۷۰ درصد صیادان به دلیل مشکلات معیشتی توان پرداخت حق بیمه خود را ندارند و لغو معافیتهای بیمهای مالکان ۱۲ هزار فروند شناور در جنوب طی سالهای گذشته اوضاع را وخیمتر کرده بود.
در مناطقی مانند عسلویه و روستای بنود، سایه سنگین فازهای صنعتی و اقتصادی باعث شده بود که مسئولان شیلات بخش صیادی سنتی را نادیده بگیرند، درحالی که بیشتر این صیادان به دلیل کهولت سن یا بیسوادی، مهارت لازم برای کار در شرکتهای پتروشیمی را ندارند و زندگیشان ۱۰۰ درصد به دریا وابسته است.
چشمانداز: سفرههای خالی در کرانههای خلیجفارس
استان هرمزگان به تنهایی حدود ۴۹ درصد از صید دریایی ایران را تأمین میکند و معیشت بیش از ۴۰ هزار خانوار در این استان مستقیماً به شیلات گره خورده است. از کار افتادن این زنجیره- شامل صیادان، ملوانان، کارگران بارگیری، یخسازیها، تعمیرکاران و دستفروشان بازار ماهی- بهمعنای سقوط آزاد اقتصاد بومی جنوب است. ماهی یک کالای فاسدشدنی است و قطع برق سردخانهها در کنار بسته شدن جادههای ترانزیتی حتی صیدهای محدود را هم پیش از رسیدن به بازار نابود میکند.

