تلویزیون؛ آخرین سنگری که توسط ماهواره و اینترنت فتح شد

جام جهانی فوتبال به پایان رسید و اکنون میتوان درباره آنچه در این زمان و در ارتباط با مسابقات در ایران گذشت و شکستها و بردها به تحلیل رسید. بیتردید یکی از بزرگترین بازندگان این دوره از رقابتهای جام جهانی، تلویزیون یا همان رسانه بهاصطلاح ملی بود. در واقع آخرین سنگری که تلویزیون برای جذب مخاطبان پرتعداد داشت، در جام جهانی ۲۰۲۶ نیز فتح شد تا عملاً این مجموعه عریض و طویل، یک شکست بزرگ را تجربه کند. در سالها و ادوار قبل، تلویزیون ایران از یک رانت ویژه برای جذب مخاطبان استفاده میکرد. این رسانه در حالیکه مخاطب ایرانی، دسترسی فراگیر و آسان به تماشای مسابقات فوتبال نداشت، به اجبار به سراغ تلویزیون میآمد. تلویزیون هم شاید امتیاز پخش مسابقاتی مثل جام جهانی را به اجبار میخرید اما بسیاری از مسابقات مهم فوتبال جهان مانند لیگ قهرمانان اروپا و جام ملتهای اروپا و آمریکای جنوبی و لیگهای معتبر فوتبال جهان را بدون مجوز و خرید حقپخش روی آنتن میبرد و در کنارش به تولید برنامه و محتوا میپرداخت. طبیعی بود که در پیک حضور مخاطبان پای تلویزیون، تبلیغات و آگهیهای گسترده به سمت بخش بازرگانی سازمان هجوم بیاورند. در این دوره اما شرایط بهطور کلی از دست و انحصار تلویزیون خارج شد. شبکههای ماهوارهای فارسیزبان که تعدادشان اصلاً کم نبود، اقدام به پخش مسابقات کردند، آنهم بدون سانسورهای اعصاب خردکن تلویزیون و تصاویر نامربوطی که در زمان پخش بازی، توسط سانسورچیها به مسابقه تحمیل میشود … علاوه بر اینکه علاقهمندان به فوتبال، توانستند مسابقات را با تمام حواشی و اتفاقاتی که تمام مخاطبان دنیا به آن دسترسی داشتند، ببینید، برخی از این شبکهها از چهرههای مطرح فوتبال ایران، بهعنوان کارشناس در ویژهبرنامههایشان استفاده کردند. اما این شبکهها تمام ماجرا نبودند؛ پلتفرمهای آنلاین نیز اقدام به پخش زنده مسابقات با گزارشگران فارسیزبان کردند و این عملاً کار کسانیکه بسیاری از مسابقات را با گوشی موبایل میدیدند، تا حدودی راحت کرد و تلویزیون آرامآرام مخاطبانش را از دست داد.
شروع برنامههای تلویزیونی بهخصوص اصلیترین برنامه شبکه سه درباره جام جهانی، با حواشی و جنجالهایی همراه بود و تا حدودی در ریزش مخاطب این رسانه تأثیر گذاشت. در همان برنامههای ابتدایی، محمدحسین میثاقی با ادبیاتی بسیار تند و توهینآمیز، به مخالفان و منتقدان این تیم ملی حمله کرد و با اتهاماتی چون وطنفروش، جنگی عجیب را آغاز کرد. جنگی که در نهایت این تلویزیون و اندک اعتبار باقیماندهاش را نیز کاملاً از بین برد. این اتفاقات، مخاطبان را هرچه بیشتر به سوی پلتفرمهای تازهتری سوق داد که از هر نظر بر تلویزیون برتری داشتند. تلویزیونی که حتی در حال حاضر دیگر بهترین گزارشگرها نیز در آن نیستند؛ عادل فردوسیپور که در آنتن و فوتبال ۳۶۰ گزارش میکرد، مزدک میرزایی که به اینترنشنال رفته، پیمان یوسفی کنار گذاشته شده و حتی جواد خیابانی هم از تلویزیون جدا شد. اتفاقی که باعث شد حتی از این نظر نیز پلتفرمهای اینترنتی و شبکههای ماهوارهای که فردوسیپور و مجید وارث را داشتند، برتری داشته باشند. حتی بسیاری از گزارشگران در این دوران، کار کردن با جایی غیر از تلویزیون را ترجیح دادند. دلیل آن هم واضح است؛ چراکه آنها بهدنبال مخاطبان بیشتر هستند و صداوسیما از این نظر در موضع ضعف قرار دارد.
صداوسیمای ایران یک مجموعه بسیار بزرگ است که اگر بخواهید همه آن را در یک روز ببینید، باید ماشین کرایه کنید اما این مجموعه بزرگ با بودجهای حدود ۳۰ هزار میلیارد و مونوپول بسیاری چیزها ازجمله تبلیغات و پخش مسابقات پرطرفدار فوتبال و دیگر ورزشهای داخلی، اکنون یک رسانه کاملاً ورشکسته است. واقعیت این است که اگر سالهای قبل نیز این موقعیت برای مخاطبان وجود داشت که بتوانند بهراحتی و در ابعاد گسترده، مسابقات را بدون سانسور و مزاحمتهای گاه و بیگاه تصویری تماشا کنند، شاید وضعیت تلویزیون از آنچه امروز هست، بغرنجتر میشد یا این ورشکستگی زودتر رخ میداد.اما این اتفاقات یک هشدار بزرگ هم به رسانه بهاصطلاح ملی بود. شبکههای ماهوارهای میتوانند با همان روشی که تلویزیون در سالهای قبل گروه مخاطبان بزرگ را جذب میکرد، باقیمانده مخاطبان آن را نیز بگیرند. این احتمال وجود دارد که پخش مسابقات جام جهانی یک آزمون موفق برای شبکهای ماهوارهای و پلتفرمهای اینترنتی بود و اگر چنین روندی را ادامه داده و در پخش مسابقات ورزشی مهم مانند بازیهای باشگاهی در لیگهای اروپایی و حتی فوتبال باشگاهی ایران و لیگبرتر برنامهای شبیه جام جهانی داشته باشند، آنوقت از تلویزیون چه باقی خواهد ماند؟

