گزارش “سازندگی” از تأثیرات جنگ بر زندگی مردم سواحل جنوبی کشور در گفتوگو با صیادان جاسک و سیریک

![]()
اسکلههای صیادی جاسک و سیریک، همیشه با صدای موتور شناورها، قیلوقال ملوانان و بوی تند شورهزار زنده بودند؛ حالا اما آنچه بر حاشیه خلیجفارس و دریای عمان سایه انداخته، سکوت سنگین لنجهای زمینگیرشده و بوی دود شناورهای خاکسترشده است. در روزهایی که جنگ، مرزهای آبی جنوب را ناامن کرده، تورهای صیادی روی زمین خشکیدهاند و معیشت زنجیرهوار هزاران خانواده از لنجدار تا کارگر یخسازی از حرکت باز ایستاده است. در این میان آنچه بیش از زبانه کشیدن آتش بر بدنه شناورها بر دل جامعه صیادی سنگینی میکند سررسید بیرحمانه اقساط بانکی و سفرههای خالی ملوانانی است که درآمدشان گره به امواج دریا داشت. سه روایت زیر تصویری بیواسطه و عریان از همین روزهای بحرانی در سواحل هرمزگان است.
بخش اول: روایت ناخدای ناشناس و لنجدار آسیبدیده
«سختیهای دریا را دیده بودیم، اما چنین اتفاقی را نه»
سال ۱۳۷۵ پس از پایان خدمت سربازی وارد کار دریا شد. فعالیتاش را با صید محدود و حمل ماهی آغاز کرد و به تدریج با دریافت تسهیلات از بانک ملت و بانک تجارت، توانست نخستین شناور خود را بسازد. سالها کار در دریا، سرمایهگذاری تدریجی و توسعه فعالیت باعث شد، تعداد شناورهایش به ۸ فروند برسد؛ شناورهایی که به گفته خودش حاصل نزدیک به سه دهه کار مداوم بود.
در تمام این سالها، سختیهای دریا برایش غریبه نبود. در آبهای آزاد و محدوده سومالی، بارها با حملات دزدان دریایی روبهرو شده بود. شناورها مورد حمله قرار گرفته و حتی تعدادی از ناخداها و ملوانان، جان خود را از دست داده بودند؛ اما با وجود همه این مخاطرات، کار را رها نکرده و هر بار دوباره به دریا بازگشته بودند. او میگوید هیچیک از آن تجربهها به اندازه اتفاقی که در روزهای نخست جنگ رخ داد، برایش سنگین نبود: «همه سختیهای دریا را دیده بودیم اما چنین اتفاقی را نه». به گفته او در زمان حمله، شناورها پس از تخلیه بار در اسکله پهلو گرفته بودند و هیچکدام در مأموریت صیادی یا در حال تردد در دریا نبودند: «بار را تخلیه کرده بودیم و شناورها خالی داخل بندر بودند. قرار بود برای سفر بعدی آماده شوند که همان جا هدف حمله قرار گرفتند».
در جریان این حمله، چهار فروند از هشت شناور او بهطور کامل از بین رفت: «هشت شناور داشتم که چهار فروندشان سوخت». او تأکید میکند که خسارت تنها به شناورهایش محدود نبود و بسیاری از لنجداران دیگر نیز آسیب دیدند: «از آنچه خودم دیدم، تعداد زیادی شناور در اسکله آسیب دیدند. صد شناور هدف قرار گرفتند و از بین رفتند». به گفته او، آنچه از بین رفت فقط چند شناور نبود؛ حاصل سالها تلاش، سرمایهگذاری و تجربهای بود که طی نزدیک به سه دهه در دریا به دست آمده بود.
ابعاد سنگین خسارت مالی و چالشهای پوشش بیمهای
او برآورد میکند که مجموع خسارت وارد شده به چهار شناور و جایگاه سوخت متعلق به مجموعهاش بیش از ۴۰۰ میلیارد تومان باشد. به گفته او بسیاری از مردم از هزینه واقعی ساخت و تجهیز یک شناور صیادی اطلاع ندارند و به همین دلیل ابعاد خسارتهای واردشده بهدرستی درک نمیشود. او توضیح میدهد که ارزش یک شناور تنها به بدنه آن محدود نیست؛ موتور اصلی، موتورهای کمکی، سردخانه، ژنراتور، تجهیزات ناوبری، ادوات صیادی و دهها تجهیز دیگر، بخش عمده ارزش یک لنج را تشکیل میدهد: «الان اگر بخواهید یک شناور با همین مشخصات بسازید کمتر از ۴۰ تا ۵۰ میلیارد تومان امکان ندارد. فقط موتور اصلی یک شناور بزرگ حدود ۳۰ تا ۳۵ میلیارد تومان قیمت دارد. بعد باید موتور سردخانه، ژنراتور، تجهیزات صیادی و بقیه امکانات را هم به آن اضافه کنید». او میگوید علاوه بر شناورها، جایگاه سوختی که برای سوخترسانی به لنجها مورد استفاده قرار میگرفت نیز در همان حمله آسیب جدی دید و همین موضوع بر حجم خسارتها افزود.
با وجود این خسارت سنگین هنوز هیچ حمایت عملی برای جبران آن دریافت نکرده است. به گفته او پس از حادثه، مسئولانی از تهران و استان برای بازدید از محل و ثبت خسارتها به جاسک آمدند و همه موارد را صورتجلسه کردند اما تاکنون نتیجه مشخصی به لنجداران اعلام نشده است: «آمدند، خسارتها را ثبت کردند و گفتند بررسی میشود اما تا امروز خبری از جبران خسارت نیست».
او تجربه ناموفقی هم از بیمه دارد. میگوید، سالها قبل یکی از شناورهایش بیمه بود اما پس از وقوع حادثه به دلیل ایرادی در مدارک یکی از ملوانان، خسارتی به او پرداخت نشد و همین تجربه باعث شد اعتمادش به بیمه از بین برود. این بار نیز به گفته او، اعلام شده که خسارتهای ناشی از جنگ مشمول بیمه نمیشود.
در کنار خسارتهای مالی، او به سرنوشت یکی از افرادی اشاره میکند که هنگام حمله در محدوده اسکله حضور داشت و پس از حادثه مفقود شد: «موضوع را به فرمانداری اعلام کردیم و پیگیری انجام شد. تا جایی که اطلاع دارم، خانوادهاش او را شهید اعلام کردهاند».
بدهیهای ارزی و انتظار برای تسهیلات دولتی
او میگوید، لنجداران انتظار داشتند پس از این حجم از خسارت دستکم برنامهای برای پرداخت تسهیلات، جبران بخشی از خسارتها یا حمایتهای بیمهای و مالیاتی اعلام شود اما تاکنون تنها موضوعی که از سوی مسئولان مطرح شده، صدور مجوزهای مربوط به شناورها بوده است: «نه درباره جبران خسارت صحبتی شده، نه وام کمبهره و نه حمایت دیگری. فعلاً فقط گفتهاند، مجوزها را پیگیری کنیم».
با وجود گذشت چند ماه از حملات میگوید، زندگی هنوز به روال عادی بازنگشته است. خسارت تنها به شناورهای سوخته محدود نمیشود؛ بخش بزرگی از سرمایه او در تجهیزاتی خوابیده که امروز بدون استفاده ماندهاند و بازگشت آنها به چرخه کار به از سرگیری فعالیت شناورها وابسته است. او از بدهیهای سنگینی میگوید که همچنان بر دوشش مانده است: «الان وضعیت خیلی سخت شده است. تجهیزات صیادی را خریدهایم اما شناورها بیکار ماندهاند. منتظریم فصل جدید صید شروع شود تا شاید بتوانیم دوباره کار کنیم».
بخش قابلتوجهی از سرمایه او صرف خرید تورهای صیادی شده است؛ تجهیزاتی که امروز بلااستفاده ماندهاند: «فقط بابت تورها و تجهیزات صیادی حدود ۶۰ تا ۷۰ میلیارد تومان بدهکار هستم. این تجهیزات را به درهم خریدهایم و حالا باید اقساط و بدهی آن را پرداخت کنیم درحالی که شناورها کار نمیکنند و درآمدی وجود ندارد». او امیدوار است با آغاز فصل جدید صید در آبهای آزاد، بخشی از این بدهیها را جبران کند اما میگوید تا زمانی که شناورها دوباره به دریا نروند هیچ منبع درآمدی برای بازپرداخت این هزینهها وجود ندارد.
تبعات انسانی و بیکاری ۲۰۰ ملوان شناورها
پیش از جنگ، صید شناورهای او به کارخانههای فرآوری در استانهای مختلف ارسال میشد: «ماهی را به کارخانههای تهران، اصفهان، یزد و حتی شمال کشور میفرستادیم. کار ما به همین شکل ادامه داشت». اما تعطیلی بخشی از ناوگان تنها صاحبان شناورها را متضرر نکرده است. او از وضعیت ملوانان و کارکنانی میگوید که سالها همراهش کار کردهاند. به گفته او حدود ۲۰۰ نفر بهطور مستقیم در شناورهایش مشغول فعالیت بودند. نظام پرداخت در این حرفه مانند بسیاری از مشاغل دریایی بر پایه سهم از صید است و ملوانان، حقوق ثابت دریافت نمیکنند: «ملوانها حقوق ماهانه ندارند. وقتی شناور به دریا میرود، صید انجام میشود و بعد هر کس، سهم خودش را برمیدارد حالا که شناورها بیکار شدهاند، درآمد آنها هم قطع شده است».
او میگوید، بخشی از نیروهایش برای تأمین معاش به ناچار بیکار شدهاند؛ وقتی از وضعیت معیشتی ملوانان صحبت میکند، صدایش رنگ دیگری میگیرد. میگوید فشار اقتصادی، خانوادههای زیادی را در منطقه گرفتار کرده است: «بعضی از آنها برای گذران زندگی، سراغ کارهای دیگر رفتهاند؛ بعضی کشاورزی میکنند و بعضی هم هنوز هیچ کاری پیدا نکردهاند».
او در ادامه از پیامدهای اجتماعی بیکاری هم سخن میگوید؛ موضوعی که معتقد است کمتر مورد توجه قرار گرفته است: «وقتی کار نباشد، مشکلات هم بیشتر میشود. بعضیها خانهنشین شدهاند. شرایط روحی و اقتصادی مردم خوب نیست و این وضعیت برای خانوادهها خیلی سخت است».
به گفته او، رکود ایجاد شده تنها به اسکله و دریا محدود نمیشود. هر شناوری که متوقف میشود، زنجیرهای از مشاغل نیز از حرکت بازمیایستد؛ از ملوان و ناخدا گرفته تا فروشندگان تجهیزات، تعمیرکاران موتور، کارگران اسکله، کامیونداران و کارخانههای فرآوری آبزیان: «وقتی یک شناور کار نکند فقط صاحبش ضرر نمیکند؛ دهها خانواده از همان شناور ارتزاق میکنند. درآمد همه آنها به دریا وابسته است».
او تأکید میکند، خسارت جنگ را نباید فقط با تعداد شناورهای سوخته یا رقم خسارت مالی سنجید؛ به اعتقاد او، مهمترین آسیب، توقف چرخه معیشتی مردمی است که زندگیشان به دریا گره خورده است: «اگر شناورها به کار برنگردند فقط لنجداران نیستند که آسیب میبینند؛ زندگی خیلی از خانوادهها تحتتأثیر قرار میگیرد».
با وجود همه خسارتهایی که در این ماهها متحمل شده هنوز امیدش را برای بازگشت به دریا از دست نداده است. میگوید، شناورهای باقیمانده را برای آغاز فصل جدید صید آماده میکنند؛ هرچند تا بازگشت شرایط عادی راه دشواری پیش روی لنجداران قرار دارد.
در روزهای پس از حملات برای جلوگیری از خسارتهای احتمالی بخشی از شناورها به اسکلههای دیگر منتقل شدند: «یکی از شناورها را به اسکله بلوچستان منتقل کردهایم و دو شناور دیگر هم در اسکله دیگری مستقر هستند. ترجیح دادیم آنها را از محل قبلی خارج کنیم تا امنیت بیشتری داشته باشند».
به گفته او با آغاز فصل صید در آبهای آزاد، بخشی از شناورها دوباره راهی دریا خواهند شد؛ اما آغاز دوباره کار بهمعنای پایان مشکلات نیست: «امیدواریم دیگر از آن اتفاقها خبری نباشد و بتوانیم دوباره کار کنیم».
او میگوید، لنجداران جنوب به سختیهای دریا عادت دارند. سالها با توفان، کمبار شدن صید، گرمای طاقتفرسا و حتی ناامنی آبهای آزاد کنار آمدهاند اما خسارتی که در این جنگ به آنها وارد شد با هیچیک از تجربههای گذشته، قابل مقایسه نیست. با این حال باور دارد تنها راه ادامه زندگی، بازگشت دوباره به دریاست.
بخش دوم: گفتوگوی مستقیم
با یکی از صیادان منطقه کوهستک سیریک
شما اهل کجا هستید؟ خودتان را معرفی کنید؟
مجتبی هیبتی، اهل کوهستک از توابع شهرستان سیریک، ۳۵ سالهام و سه دختر دارم.
خودتان چند شناور داشتید؟ شناورتان آسیب دید؟
خوشبختانه شناور خودم موقع حمله در دریا نبود اما شناورهای خیلی از بچهها خسارت دید؛ بعضیها هم کاملاً نابود شدند.
حمله چه زمانی اتفاق افتاد؟
تاریخ دقیقاش یادم نیست اما همین روزهای جنگ بود؛ تقریباً ۱۰ روز پیش.
چه اتفاقی افتاد؟
اسکله صیادی را هدف قرار دادند. همان حمله باعث شد، تعداد زیادی از قایقها و شناورهای صیادی آسیب ببینند.
حمله چه ساعتی بود؟
حدود ساعت ۳ تا ۳:۳۰ بامداد. همان موقع تعدادی از صیادها از دریا برمیگشتند.
از صیادان هم شهید داشتید؟
بله، دو یا سه نفر شهید شدند. از شهرستان سیریک هم دو جوان ۲۲و۲۳ساله، جانشان را از دست دادند.
آماری از میزان خسارت دارید؟
آمار دقیق دستم نیست اما حدود ۱۵ شناور کاملاً از بین رفت.
مردم هنوز به دریا میروند؟
نه. از همان روزی که این اتفاق افتاد، دیگر کسی جرأت نمیکند برای صید به دریا برود.
پس معیشت مردم چه؟
درآمد ما که از صیادی بود. همه زندگی ما از همین راه میگذشت. ماهی صید میکردیم به بازار میبردیم؛ معمولاً تا بندر میناب و از آنجا هم به شهرهای دیگر فرستاده میشد. اما در این ۱۰، ۱۲روز اصلاً نتوانستهایم به دریا برویم.
حمایتی هم از شما شده است؟
نه. فقط خبرنگارها میآیند و میروند اما هنوز کسی نیامده بگوید چطور قرار است، خسارتها جبران شود.دار و ندار خیلی از بچهها از بین رفته. با این گرانی واقعاً نمیشود دوباره از صفر شروع کرد.
الان وضعیت سیریک چطور است؟
تقریباً هر شب حمله داریم. بیشتر جاهای نظامی را میزنند اما مردم هم در ترس و وحشت زندگی میکنند. زندگی جریان دارد اما معیشت مردم کاملاً آسیب دیده است. دیگر نه امنیتخاطر مانده نه امکان کار کردن.

