ایرج توتونچیان که بود و چه نقشی در شکلگیری بانکداری بدون ربا داشت؟

ایرج توتونچیان، اقتصاددان، نظریهپرداز اقتصاد اسلامی و از چهرههای مؤثر در تدوین قانون عملیات بانکی بدون ربا، درگذشت و در سکوت به خاک سپرده شد. شمار افرادی که در تشییع پیکر او حضور داشتند به ۱۰ نفر هم نمیرسید. جمع کوچکی که چه بسا همه آنها نیز با دیدگاههای اقتصادی و فکری او همدل نبودند. این تشییع خلوت اما با میراثی که توتونچیان از خود بهجا گذاشت، نسبتی نداشت. میراثی که بیش از چهار دهه است بر ساختار بانکداری ایران سایه انداخته و همچنان موضوع مناقشه اقتصاددانان است.
توتونچیان از اقتصاددانانی بود که به اقتصاد آزاد و نظام متعارف سرمایهداری نقد جدی داشت و بخش مهمی از زندگی علمی خود را صرف طراحی و دفاع از الگویی کرد که قرار بود، جایگزینی اسلامی برای بانکداری مبتنی بر بهره باشد. او همچنین از اعضای کمیتهای بود که در ابتدای دهه ۱۳۶۰ برای تدوین قانون عملیات بانکی بدون ربا تشکیل شد. قانونی که بیش از چهار دهه است یکی از پایههای حقوقی نظام بانکی ایران بهشمار میرود. در طول دهههای گذشته، تصمیمهایی در اقتصاد ایران گرفته شده که تغییر آنها، حتی پس از آشکار شدن پیامدهایشان، بسیار دشوار بوده است. بعضی از این تصمیمها ساختار مالکیت را تغییر دادند، برخی روابط اقتصادی ایران با جهان را محدود کردند و برخی قواعد فعالیت بنگاهها و بانکها را دگرگون ساختند. قانون عملیات بانکی بدون ربا را نیز میتوان در همین دسته قرار داد. قانونی که با هدف حذف ربا و اسلامی کردن نظام بانکی تدوین شد اما منتقدان معتقدند، بانکداری ایران را از الگوی متعارف بانکداری دور کرد بیآنکه در عمل بتواند الگوی منسجمی از بانکداری اسلامی به وجود آورد. خود توتونچیان البته تا پایان عمر این داوری را قبول نداشت و مشکل را نه در اصل قانون بلکه در اجرا نشدن آن میدید.
از تگزاس تا اقتصاد اسلامی
ایرج توتونچیان در اردیبهشت ۱۳۲۰ در تهران به دنیا آمد. پس از تحصیل در ایران برای ادامه تحصیل راهی آمریکا شد و در سال ۱۹۷۲ مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد خود را از دانشگاه وایومینگ گرفت. چهار سال بعد دکترای اقتصاد خود را از دانشگاه تگزاس اِیانداِم دریافت کرد. عنوان رساله دکترای او «کالاهای مصرفی بادوام، سرمایهگذاری و تعاونیهای مالی خانوادگی در چارچوب اسلامی» بود. همین انتخاب نشان میدهد که علاقه او به اقتصاد اسلامی، محصول فضای سیاسی پس از انقلاب نبود و ریشه در سالهای تحصیلش در آمریکا داشت. توتونچیان بعدها روایت کرد که پس از ازدواج همراه همسرش برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و حضور در انجمنهای اسلامی دانشجویان، توجه او را بیش از پیش به اقتصاد اسلامی جلب کرد. در آن سالها گروههایی از دانشجویان مسلمان در آمریکا درباره امکان طراحی نظام اقتصادی متفاوت با سرمایهداری و سوسیالیسم بحث میکردند. نقطه عطف مسیر فکری او در کلاس «تاریخ عقاید اقتصادی» شکل گرفت. توتونچیان به استادش پیشنهاد کرد، پژوهشی درباره اقتصاد اسلامی انجام دهد. واکنش استاد پرسشی ساده اما تعیینکننده بود. اینکه آیا اساساً اسلام چیزی به نام اقتصاد دارد؟ استاد از او خواست، شواهدی ارائه کند که نشان دهد در متون اسلامی میتوان ریشههایی از اندیشه اقتصادی یافت. توتونچیان چند هفته به جستوجو پرداخت و مجموعهای از آیات و منابع اسلامی را گردآوری کرد. استاد پس از دیدن این مستندات با ادامه پژوهش موافقت کرد. اما مسئلهای که بیش از همه ذهن توتونچیان را درگیر کرد «ربا» بود. او در دانشگاه با نظریههایی روبهرو بود که نرخ بهره در آنها یکی از متغیرهای اصلی اقتصاد کلان و نظام مالی بود، درحالی که آموزههای اسلامی ربا را منع میکردند. همین تعارض به پرسش اصلی زندگی علمی او تبدیل شد: آیا میتوان اقتصادی مدرن داشت که در آن نرخ بهره وجود نداشته باشد؟ او برای پاسخ به این پرسش کوشید از همان ابزارهایی استفاده کند که اقتصاد متعارف در اختیارش گذاشته بود. توتونچیان مدلی ریاضی طراحی کرد تا عملکرد اقتصادی مبتنی بر بهره را با اقتصادی بدون بهره مقایسه کند. به گفته خودش، نتیجه حدود یک سال مطالعه نشان میداد که در چارچوب مدل طراحی شده، نظام بدون بهره میتواندف عملکرد بهتری داشته باشد. این نتیجه بعدها به یکی از پایههای فکری دفاع او از بانکداری اسلامی تبدیل شد. پس از دریافت دکترا، در سالهای ۱۹۷۶ و ۱۹۷۷ در دانشگاه ایالتی آپالاچی تدریس کرد سپس به ایران بازگشت. طرح اقتصاد اسلامی در فضای دانشگاهی ایران آن روز نیز چندان متعارف نبود. مدتی در سازمان برنامه فعالیت کرد و در چند محیط دانشگاهی حضور داشت تا سرانجام به دانشگاه الزهرا رسید و مطالعات خود درباره اقتصاد اسلامی و حذف بهره را ادامه داد.
انقلاب و فرصت اجرای یک ایده
انقلاب ۱۳۵۷ فرصت کمسابقهای برای طرفداران اقتصاد اسلامی فراهم کرد. نیروهای انقلابی تنها در پی تغییر نظام سیاسی نبودند. آنها میخواستند ساختار اقتصادی موجود را نیز دگرگون کنند. عدالت اجتماعی، مبارزه با سرمایهداری وابسته، دولتی کردن بخشهایی از اقتصاد و حذف ربا از نظام بانکی در زمره مهمترین آرمانهای اقتصادی سالهای نخست انقلاب قرار گرفت. بانکها یکی از نخستین اهداف این تغییر بودند. در نگاه بسیاری از انقلابیون، نظام بانکی دوره پهلوی بخشی از ساختار سرمایهداری وابسته و مرتبط با نظام مالی غرب بود. بانکها در سال ۱۳۵۸ ملی شدند اما ملی شدن برای اسلامی کردن نظام بانکی کافی نبود. مسئله بعدی حذف بهره بود. در این فضای فکری، دیدگاههای مختلفی با عنوان «اقتصاد اسلامی» مطرح شد. ابوالحسن بنیصدر از «اقتصاد توحیدی» سخن میگفت و گروه دیگری از اقتصاددانان و روحانیون نیز در پی یافتن سازوکاری بودند که بانک بتواند بدون دریافت و پرداخت بهره فعالیت کند. قرار بود عقودی مانند مشارکت، مضاربه، جعاله، فروش اقساطی و قرضالحسنه جای رابطه ساده وامدهنده و وامگیرنده را بگیرند. توتونچیان در چنین فضایی از محیط دانشگاه وارد سیاستگذاری شد. او از معدود اقتصاددانانی بود که تلاش کرد، حذف بهره را با ابزارهای اقتصاد متعارف، مدلسازی ریاضی و نظریه اقتصادی توضیح دهد. پرسش محوری آثارش این بود که آیا میتوان نظام پولی و بانکیای طراحی کرد که نرخ بهره در آن وجود نداشته باشد اما همچنان تخصیص سرمایه، سرمایهگذاری و تأمین مالی انجام شود؟ بعدها همین ایده را تا بحث رابطه پول و سرمایه گسترش داد. حسین نمازی که مدتی رئیس دانشگاه الزهرا بود و بعدها به وزارت امور اقتصادی و دارایی رسید از او برای همکاری دعوت کرد. توتونچیان معاون امور اقتصادی و بینالملل وزارتخانه شد و اکنون فرصتی در اختیار داشت تا ایدهای که سالها پیش در دانشگاههای آمریکا درباره آن تحقیق کرده بود را در مقیاس یک نظام بانکی بیازماید.
تولد قانون
در ابتدای دهه ۱۳۶۰ مأموریت تدوین الگویی برای حذف ربا از بانکداری کشور جدی شد. گروهی متشکل از اقتصاددانان، بانکداران و فقها در این فرآیند مشارکت کردند و توتونچیان یکی از اقتصاددانان حاضر در این جریان بود. هدف این بود که بانکداری ایران بهجای قرارداد مبتنی بر بهره بر عقود اسلامی و مشارکت در سود و زیان استوار شود. سرانجام قانون عملیات بانکی بدون ربا هشتم شهریور ۱۳۶۲ در ۲۷ ماده و ۴ تبصره به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و دو روز بعد شورای نگهبان آن را تأیید کرد. متن قانون نشان میدهد که بانکها اجازه یافتند منابع خود را از طریق قراردادهایی چون مشارکت، مضاربه، اجاره به شرط تملیک، فروش اقساطی، مزارعه، مساقات، سلف و جعاله به کار گیرند. آئیننامههای اجرایی نیز در ماههای بعد تدوین شدند و اجرای نظام جدید از سال ۱۳۶۳ در دستورکار قرار گرفت. ایده روی کاغذ مشخص بود. بانک بهجای آنکه پول را با نرخ بهره مشخص قرض دهد باید در فعالیت اقتصادی مشارکت کند یا از قراردادهای مشروع برای تأمین مالی استفاده کند. سپردهگذار نیز در سپردههای سرمایهگذاری بهجای دریافت بهره از پیش تعیینشده، قرار بود از بازده فعالیت اقتصادی منتفع شود. به این ترتیب تصور میشد، رابطه پول با فعالیت واقعی اقتصادی تقویت و ربا از نظام بانکی حذف میشود. اما فاصله میان نظریه و عمل خیلی زود خود را نشان داد. چهار دهه پس از تصویب آن قانون هنوز بحث بر سر نتیجه تجربه بانکداری بدون ربا ادامه دارد. منتقدان میگویند، نظام بانکی ایران نه به بانکداری مشارکتی مورد نظر طراحان قانون تبدیل شد و نه توانست، مزایای بانکداری متعارف را حفظ کند. بسیاری از قراردادهای بانکی در عمل به ترتیباتی تبدیل شدند که نتیجه اقتصادی آنها شباهت زیادی به وام با نرخ بهره داشت هرچند عنوان حقوقی و فقهی متفاوتی پیدا کردند. در مقابل، توتونچیان مسئولیت وضع موجود را متوجه اصل قانون نمیدانست. استدلال او این بود که قانون مورد نظر طراحان اساساً بهدرستی اجرا نشده است. او سالها بعد از عملکرد بانکها و بانک مرکزی انتقاد کرد و معتقد بود سازوکار وکالت سپردهگذاران، مشارکت واقعی در فعالیت اقتصادی و قرضالحسنه آنگونه که در نظریه مورد نظر بود، عملی نشده است. اینجاست که اختلاف اصلی میان توتونچیان و منتقدانش شکل میگیرد. منتقدان میپرسند اگر قانونی پس از بیش از چهار دهه نتوانسته است سازوکار مطلوب خود را ایجاد کند، آیا مشکل فقط در اجراست یا باید در خود طراحی نیز تجدیدنظر کرد؟ آیا بانک تجاری اساساً میتواند بهجای واسطهگری مالی وارد شبکه پیچیدهای از مشارکتها و معاملات شبهتجاری شود؟ و مهمتر از همه، آیا میتوان «قیمت پول» را با تغییر نام قراردادها از اقتصاد حذف کرد؟ توتونچیان پاسخ متفاوتی داشت. از نگاه او پول بهخودیخود نباید منشأ بازده تضمینشده، باشد. بازده باید از فعالیت واقعی، سرمایهگذاری و پذیرش ریسک حاصل شود. به همین دلیل تا پایان زندگی از امکان شکلگیری یک نظام مالی بدون بهره دفاع کرد و معتقد بود آنچه در بانکهای ایران شکل گرفته همان الگویی نیست که او و همفکرانش طراحی کرده بودند. درگذشت ایرج توتونچیان فرصتی برای بازخوانی یکی از مهمترین تجربههای سیاستگذاری اقتصادی پس از انقلاب است. میراث او را نمیتوان تنها با موافقت یا مخالفت با اقتصاد اسلامی سنجید. پرسش مهمتر این است که چگونه یک دغدغه فکری که از کلاس درس دانشگاهی در آمریکا آغاز شد چند سال بعد به قانون یک کشور تبدیل شد و زندگی مالی چند نسل را تحتتأثیر قرار داد. توتونچیان رفت اما قانونی که در تدوین آن نقش داشت همچنان باقی است. شاید مهمترین داوری درباره میراث او نیز در همین واقعیت نهفته باشد: بیش از چهار دهه پس از تصویب قانون عملیات بانکی بدون ربا هنوز این پرسش بیپاسخ مانده است که مشکل بانکداری ایران از اجرا نشدن آن ایده ناشی میشود یا از خود ایدهای که قرار بود، بانکداری را از نو بنا کند؟
