سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران از یک حفره امنیتی که باعث بمباران بیت رهبری و ترور رهبر شهید شد، سخن میگوید و تأکید دارد که این حفره هنوز هم از بین نرفته است. بهطوریکه فقط در نفوذ و گرفتن اطلاعات، فعال نیست، بلکه در جهتگیری تصمیمها و جهتدهی به فضای روانی ما نیز فعالیت میکند
گروه سیاسی:«بمباران بیت از طریق حفره امنیتی صورت گرفته و این حفره امنیتی همچنان وجود دارد. این حفره امنیتی در جهتگیری در تصمیمسازیها هم اثرگذار است»! این شاید مهمترین بخش از اظهارات سیدعباس عراقچی در گفتوگو با جواد موگویی در مستند «ماجرای جنگ ۲» باشد که برای نخستینبار، از زبان وزیر امور خارجه، پای «حفره امنیتی» را نهفقط به عملیات اطلاعاتی دشمن بلکه به فرآیند تصمیمسازی نیز باز میکند. عراقچی در این گفتوگو با مرور ساعات آغازین حمله به بیت رهبری و مراکز حساس کشور، روایتی از نحوه انتخاب اهداف، همزمانی جلسات مهم و احتمال وجود یک رخنه امنیتی ارائه میدهد که به گفته او هنوز هم بهطور کامل برطرف نشده است. او همچنین به تشریح پشتپرده مذاکرات پیش از جنگ، تصمیمات نظام در جریان جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه، ارزیابیهای امنیتی و نظامی، اهداف آمریکا و اسرائیل همچنین عملکرد دستگاه دیپلماسی پرداخت و تأکید کرد که تصمیم برای مذاکره و پایان جنگ، تصمیماتی جمعی بوده و جمهوری اسلامی همزمان با مذاکرات، خود را برای وقوع جنگ آماده کرده بود.
اظهارات عراقچی از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا میکند که در کنار روایت او از حمله به بیت رهبری، تصویری از ساعات نخست جنگ ۴۰ روزه نیز ارائه میشود؛ حملهای که به شهادت شماری از فرماندهان و مسئولان ارشد ازجمله علی شمخانی مشاور ارشد رهبر شهید و دبیر شورای دفاع، محمد پاکپور فرمانده کل سپاه پاسداران، عبدالرحیم موسوی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و عزیز نصیرزاده وزیر دفاع انجامید و یکی از پیچیدهترین عملیاتهای اطلاعاتی و نظامی علیه ایران را رقم زد. عراقچی میگوید، دشمن نهتنها از محل برگزاری جلسات مهم اطلاع داشت بلکه با شناخت دقیق از عادتهای روزانه رهبر انقلاب و تمرکز جلسات فرماندهان در محدوده بیت، زمان حمله را انتخاب کرده بود؛ موضوعی که به اعتقاد او بدون وجود یک حفره امنیتی، قابل تصور نیست.
از نفوذ اطلاعاتی تا نفوذ در تصمیمسازی
در بخش دیگری از گفتوگو، عراقچی توضیح میدهد که از همان روزهای قبل از جنگ، فضای منطقه را «کاملاً جنگی» ارزیابی کرده و حتی در جلسات متعدد این هشدار را منتقل کرده بود. او میگوید: «از جمعه ۸ اسفند، فضا به سمت جنگ رفته بود. من ۸ صبح شنبه با رئیسجمهور دیدار داشتم و به او گفتم که «فضا جنگی است». ما معمولاً گزارشها را به آقای حجازی میدادیم و ایشان به رهبری منتقل میکرد. من ساعت ۹ با آقای حجازی دیدار داشتم و گزارش مذاکرات را به ایشان منتقل کردم و وقتی داشتم به فضای سنگین جنگی اشاره میکردم، آنجا هدف حمله قرار گرفت. شورای راهبردی روابط خارجی همان ساعت، جلسه ثابت هفتگی داشت. رهبر شهید انقلاب در دفترشان حاضر بودند. شهید شمخانی هم جلسه شورای دفاع را تشکیل داده بود. جلسه شهید شمخانی با فرماندهان در شورای دفاع، دفتر شهید شیرازی، دفتر آقای حجازی و دفتر رهبر شهید اهداف دشمن در محدوده بیت رهبری بودند».
عراقچی در پاسخ به سوال موگویی درباره «غیرطبیعی بودن همزمانی این جلسات» تأکید کرد: «آن روزها در هر ساختمانی میرفتی یک جلسه درحال برگزاری بود. بهنظر من، مسئله مهم اطلاع داشتن دشمن از این جلسات است و احتمالاً علت آن حفره امنیتی است که ممکن است هنوز وجود داشته باشد و نیروهای امنیتی دنبال آن هستند. من معتقدم که این حفره امنیتی فقط در نفوذ و گرفتن اطلاعات فعال نیست بلکه در جهتگیری تصمیمها و جهتدهی به فضای روانی ما نیز فعالیت میکند. به باور من، آنها (آمریکا و رژیم صهیونیستی) میدانستند که آقا هر روز صبح در دفترشان هستند و هدف در دسترسی هستند. آقا اخلاقی داشتند که نمیرفتند در پناهگاه و دشمنان متوجه شدند که جلسه فرماندهان در نزدیکی ایشان برگزار میشود و به همین دلیل آن لحظه را برای حمله انتخاب کردند». او در ادامه اظهار کرد: «جلسه وزارت اطلاعات نیز بهطور همزمان درحال برگزاری بود اما آن جلسه در محل بسیار دورتری برگزار شد و این فاجعه رخ داد».
![]()
چرا جنگ ۱۲ روزه متوقف شد؟
یکی از محورهای این گفتوگو، پاسخ عراقچی به انتقادهایی بود که معتقدند اگر جنگ ۱۲ روزه ادامه پیدا میکرد، دیگر جنگ ۴۰ روزهای رخ نمیداد. او با رد این تحلیل گفت، تصمیم به پایان جنگ نه توسط دولت و نه وزارت خارجه بلکه در شورای عالی امنیت ملی و با جمعبندی همه نهادهای مسئول گرفته شد. وزیر امور خارجه همچنین با دفاع از تصمیم شورای عالی امنیت ملی برای پایان دادن به جنگ ۱۲ روزه، معتقد است همان تجربه، زمینه تقویت توان دفاعی ایران و آمادگی برای جنگ ۴۰ روزه را فراهم کرد.
او میگوید، دشمن با تحلیل اشتباه از وضعیت ایران، تصور میکرد میتواند در مدت کوتاهی، کار را تمام کند اما در ادامه ناچار شد، راهبرد خود را تغییر دهد. عراقچی در این باره گفت: «به همین دلیل آنها از رهبری شروع کردند و بعد سراغ مقامات سیاسی رفتند. ما در جنگ ۴۰ روزه غافلگیر نشدیم اما غافلگیریهای تاکتیکی داشتیم. یعنی از نظر راهبردی، از نظر مقابله با دشمن، توانمندیهای مقابله و تابآوری نظامی و دفاعی کاملاً آماده بودیم. غافلگیر نشدیم؛ نشانه آن هم این است که دو ساعت بعد از شروع حمله، پاسخ دادیم. اما در حفاظت از خودمان و بهخصوص مسئولان به نظرم مقداری غافلگیری وجود داشت».
با ۱۰ روز زودتر پذیرش آتشبس، الان لاریجانی، خطیب، عسلویه و فولاد مبارکه را داشتیم
عباس عراقچی، وزیرخارجه کشورمان گفت: «تمام سناریوها قبل جنگ بررسی شده بود. حتی یک سناریو این بود که اگر رهبر را زدند چه کنیم… در جلسه کسی دلش نمیآمد این را بگوید که مثلاً رهبری شهید میشود؛ حتی گفتنش هم سخت بود؛ لذا کد داشتیم؛ کد ۱۱۰ و همه میدانستند کد ۱۱۰ منظورش چیست… سناریوی بستن تنگه هرمز در صورت هدف قرار گرفتن رهبر انقلاب، طراحی شده بود… منطقه باورش نمیشد که ما منطقه را بزنیم و آنها نتوانند جواب دهند؛ قبل از جنگ تمام سناریوها بررسی شده بود…».
وزیرخارجه با تاکید بر اینکه ما نمیجنگیم مگر هزینه نجنگیدن از هزینه جنگیدن بیشتر باشد، افزود: منطقه هنگامی متوجه شد که جنگ جدی است که زیرساختهایش هدف قرار گرفت.
وزیر امور خارجه همچنین در پاسخ به دلیل پذیرفته شدن آتشبس و انتقادات برخی علیه آن، تأکید کرد: اگر آتشبس را ۱۰ روز زودتر پذیرفته بودیم، لاریجانی (شهید علی لاریجانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی ایران)، خطیب (شهید سیداسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات)، عسلویه و فولاد مبارکه را همچنان داشتیم.
عراقچی در پاسخ به گمانهزنی موگویی درباره نتایج احتمالی عدم پذیرش آتشبس و اینکه «شاید باعث میشد، دشمن تصمیم میگرفت دیگر حمله نکند» گفت: با شاید که نمیشود تصمیم گرفت. باید قطعی تصمیم گرفت. اگر و مگر ندارد و نمیشود با سرنوشت کشور و مردم قمار کرد.
وزیر امور خارجه همچنین در پاسخ به این سوال که پس «نظامیان (با آتشبس) موافق بودند» افزود: اصل کاری نظامیان هستند.
عراقچی درباره شرایط خودش در طول جنگ گفت: در مدت جنگ ۴۰ روزه، من و معاونین و همکارانم ساختمان وزارت امور خارجه را ترک نکردیم. جای امنی وجود نداشت و تونل هم مصائب خودش را داشت. شبها جاهای مختلف میرفتیم و به محافظینم میگفتم شما نیاید، دشمن موشک میزند و از شما کاری بر نمیآید، بیخودی شهید میشوید.
او افزود: همه مسئولین، تلفن همراه خود را کنار گذاشتند اما من نمیتوانستم تلفنم را کنار بگذارم. همه تماسهایم با وزرای خارجی، مصاحبهها، تماسها و حتی تماس با سفارتخانههای خودمان را باید انجام میدادم. تنها چیزی که یک مقدار ضریب خطر را پایین میآورد این بود که در طول روز، ساعتهایی را سوار ماشین میشدیم و در شهر میچرخیدیم.
عراقچی در پاسخ به اینکه تونل رفتید یا خیر، با مزاح گفت: یکی دو بار برای جلسات در تونل رفتم اما در تونل نماندم. تونل بسیار است. یک سری ساختمان مستحکم هم وجود دارد اما چون ممکن است بار دیگر جنگ شود، اجازه دهید اینها را نگه داریم برای آن موقع. ممکن نبود همه مسئولین را به تونلها دعوت کرد. به هر طریقی توانستیم، میزان شهادت مسئولان را پایین بیاوریم.
او در این گفتوگو، روایت رایج مبنی بر اینکه مذاکرات زمینهساز جنگ شد را رد کرد و گفت، آغاز جنگ تصمیم طرف مقابل بود، نه نتیجه عملکرد تیم مذاکرهکننده. به گفته او، ایران تلاش میکرد، مسیر طرف مقابل را از جنگ به سمت دیپلماسی تغییر دهد اما آمریکا و اسرائیل از ابتدا با هدف توقف کامل غنیسازی وارد مذاکرات شده بودند. وزیر خارجه با بیان اینکه ایران حاضر به پذیرش «غنیسازی صفر» نشد، گفت همین ایستادگی باعث شد، طرف مقابل به این جمعبندی برسد که از طریق مذاکره به خواسته خود نمیرسد و در نهایت گزینه نظامی را انتخاب کند. به اعتقاد او، جنگ نتیجه مقاومت ایران در برابر خواستههای حداکثری آمریکا بود نه محصول مذاکرات.
وزیر امور خارجه در بخش دیگری از گفتوگو برای نخستینبار اعلام کرد که پیش از آغاز جنگ تقریباً از وقوع آن مطمئن بوده است. او توضیح داد که هم دستگاه دیپلماسی و هم فرماندهان نظامی احتمال آغاز جنگ را بسیار بالا میدانستند و به همین دلیل ورود دوباره به مذاکرات، تنها با هدف «اتمامحجت» انجام شد؛ یعنی اگر جنگ آغاز میشد هیچکس نتواند، ایران را متهم کند که راه دیپلماسی را امتحان نکرده است. عراقچی گفت بارها به نیروهای مسلح تأکید کرده بود که نباید منتظر نتیجه مذاکرات بمانند و همه ذخایر، امکانات و برنامههای دفاعی باید از قبل آماده شود. به گفته او همین آمادگی باعث شد تنها دو ساعت پس از آغاز حمله، پاسخ ایران آغاز شود و حتی اقداماتی مانند بستن تنگه هرمز نیز از پیش در سناریوهای دفاعی پیشبینی شده باشد.
مذاکره برای حفظ منافع کشور
وزیر امور خارجه با رد این دیدگاه که تکرار مذاکرات، اعتبار تیم مذاکرهکننده را زیر سوال میبرد، گفت مأموریت وزارت خارجه حفظ منافع کشور است نه حفظ اعتبار شخصی وزیر. او تأکید کرد، حاضر است برای منافع جمهوری اسلامی حتی اعتبار سیاسی خود را هزینه کند و معتقد است، کسانی که تصمیمات ملی را براساس ملاحظات شخصی اتخاذ میکنند به کشور خیانت میکنند.
عراقچی همچنین برای نخستینبار جزئیاتی از روند تصمیمگیری درباره مذاکرات را تشریح کرد و از فعالیت «کمیته هستهای» در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی سخن گفت؛ کمیتهای که بعدها به «کمیته ۶ نفره» مشهور شد و مسئول بررسی همه ابعاد مذاکرات هستهای بود. به گفته او، ریاست این کمیته ابتدا برعهده علی شمخانی سپس علی لاریجانی بود و تمامی تصمیمات مربوط به مذاکره پس از بررسی در این کمیته و طی مراحل قانونی، اجرایی میشد.
یکی دیگر از محورهای این گفتوگو، پیشنهاد آمریکا برای تعلیق چندساله غنیسازی بود. عراقچی گفت در دور سوم مذاکرات، طرف آمریکایی خواستار تعلیق چندین ساله برنامه غنیسازی شد اما ایران این پیشنهاد را نپذیرفت. او معتقد است حتی اگر پذیرش این پیشنهاد میتوانست احتمال جنگ را کاهش دهد، باز هم خسارتی بسیار سنگینتر از جنگ به کشور وارد میکرد؛ زیرا بهمعنای واگذاری یکی از مهمترین حقوق هستهای ایران بود. به گفته وزیر امور خارجه، جمهوری اسلامی حاضر شد، هزینه جنگ را بپردازد اما حق غنیسازی را واگذار نکند؛ زیرا اگر این الگو شکل میگرفت که دشمن با تهدید نظامی بتواند ایران را وادار به عقبنشینی کند این روند در آینده بارها تکرار میشد.
عراقچی در ادامه به فضای روزهای منتهی به آغاز جنگ اشاره کرد و گفت پس از مذاکرات هفتم اسفند در ژنو، ناگهان فضای منطقه به سمت جنگ تغییر کرد. او با استناد به تماسهای خود با وزیران خارجه کشورهای منطقه گفت همه آنان از این تغییر ناگهانی متعجب بودند زیرا مذاکرات در ظاهر شکست نخورده بود. به اعتقاد عراقچی، آمریکا در همان مقطع به این نتیجه رسیده بود که از طریق مذاکره به اهداف خود نمیرسد و باید گزینه نظامی را اجرا کند. وزیر امور خارجه همچنین مدعی شد، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل با این تحلیل که ایران در ضعیفترین وضعیت خود قرار دارد، دولت آمریکا را متقاعد کرده بود که فرصت مناسبی برای پایان دادن به جمهوری اسلامی فراهم شده است؛ تحلیلی که به گفته عراقچی بعدها حتی باعث نارضایتی دونالد ترامپ شد زیرا برخلاف وعدههای اولیه، جنگ ظرف چند روز به پایان نرسید.
وزیر امورخارجه در بخش دیگری از این گفتوگو به موضوع جانشینی رهبری نیز اشاره کرد و با بیان اینکه «هنوز آقا مجتبی را در این دوره رهبری از نزدیک ندیدم و فقط چند نفر معدود با ایشان ملاقات کردند» در پاسخ به این پرسش که آیا احتمال رهبری آیتالله سیدمجتبی خامنهای را میداده است، گفت: «ایشان همیشه به عنوان یکی از افراد شایسته برای این سمت مطرح بوده است».
هشدار قبلی چهرهها درباره نفوذ
تنها چند روز پیش از انتشار گفتوگوی عراقچی، حسن روحانی نیز روایت تازهای از همان مقطع زمانی ارائه کرد؛ روایتی که بار دیگر حساسیت موضوع حفاظت از عالیترین مقامات کشور را برجسته کرد. رئیسجمهور پیشین میگوید، وقتی از برگزاری نشست مسئولان ارشد نظام با رهبر جمهوری اسلامی در ماه رمضان ۱۴۰۴ مطلع شد از همان ابتدا احساس خطر کرد و از مسیرهای مختلف برای لغو آن پیام فرستاد. او حتی از مسعود پزشکیان خواست شخصاً موضوع را با رهبر انقلاب در میان بگذارد و در ادامه چندین بار با علی لاریجانی و محمد حجازی نیز تماس گرفت تا مانع برگزاری جلسه شوند. روحانی در نهایت میگوید اگر آن نشست برگزار میشد، هدف اصلی ترامپ و نتانیاهو حمله به همان جلسه بود؛ جلسهای که تقریباً همه مسئولان عالی کشور در آن حضور داشتند و به گفته اومیتوانست کشور را فلج کند.
مرور مواضع مقامها و چهرههای سیاسی نشان میدهد که از ماهها قبل، هشدار درباره نفوذ و ضعفهای امنیتی بارها مطرح شده بود.
شهید علی لاریجانی، مشاور رهبر انقلاب و دبیر شورای عالی امنیت ملی از نخستین مقامهای بلندپایهای بود که پس از جنگ ۱۲ روزه صریحاً گفت، مسئله نفوذ در سالهای اخیر جدی شده و اگرچه دستگاههای امنیتی ضرباتی به شبکههای نفوذ وارد کردهاند اما نتوانستهاند، مانع همه رخنهها شوند. او همچنین با اشاره به ترور دانشمندان هستهای و برخی عملیاتهای اسرائیل، تأکید کرد کشف ابعاد نفوذ، مهمترین اولویت امنیتی کشور است.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس هم پس از جنگ ۱۲روزه از «غافلگیری» در ساعات نخست حمله سخن گفت و تأکید کرد که عملیات دشمن بر پایه اطلاعات حاصل از شنود، ماهواره و «قطعاً نفوذیها» طراحی شده بود؛ موضوعی که به تعبیر او، شوکی جدی به ساختار دفاعی کشور وارد کرد.
سردار غلامرضا سناییراد، معاون سیاسی دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی کل قوا نیز از وجود شبکههای خفتهای سخن گفت که حاصل سالها فعالیت اطلاعاتی دشمن بودهاند و معتقد بود، جنگ ۱۲ روزه فرصت آشکار شدن بخشی از این شبکهها را فراهم کرده است.
علی یونسی، وزیر اطلاعات دولت اصلاحات صریحاً از «نفوذ نگرانکننده موساد» در بخشهای مختلف سخن گفت و معتقد بود موازیکاری امنیتی و تمرکز بر کنترل منتقدان، مقابله با تهدید واقعی را تضعیف کرده است. محمود علوی، وزیر اطلاعات دولت روحانی نیز تأکید کرد، نفوذ دشمن یک واقعیت جدی است و مقابله با آن نیازمند بازنگری در شیوههای حفاظتی و اطلاعاتی کشور است. او خواستار بررسی دقیق رخنههای امنیتی و پرهیز از سادهانگاری در برابر شبکههای نفوذ شد.
سیدحسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران هم با اشاره به شهادت فرماندهان عالیرتبه در ساعات نخست جنگ ۱۲ روزه تأکید کرد این مسئله با چند عامل میدانی یا چند مهاجر، قابل توضیح نیست و باید بررسی شود که آیا دشمن به سطوح بالای اطلاعاتی نفوذ کرده است یا نه. محسن هاشمی، رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ایران نیز گفت، تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد برخلاف تصور رایج، نفوذ نه در رسانهها و جریانهای سیاسی بلکه در جاهای دیگری درحال وقوع بوده است و باید مقابله با آن در اولویت قرار گیرد.
اکنون اظهارات عراقچی این مجموعه هشدارها را وارد مرحله تازهای کرده است. اگر تا پیش از این بیشتر اظهارنظرها درباره نفوذ بر انتقال اطلاعات، شناسایی عوامل موساد یا ضعفهای حفاظتی متمرکز بود، وزیر امور خارجه از سطح دیگر و از «حفرهای» میگوید که ممکن است علاوه بر انتقال اطلاعات بر جهتگیری تصمیمها نیز اثر گذاشته باشد و همین تفاوت، اظهارات او را به یکی از مهمترین مواضع رسمی ماههای اخیر تبدیل میکند.

