رنگ‌زمینه

درباره زخم‌های تاریخی

گزارش رونمایی رمان به‌خاطر یک نخ سیگار نوشته مهدی فاتحی

مراسم رونمایی رمان «به‌خاطر یک نخ سیگار» نوشته مهدی فاتحی با حضور جمعی از نویسندگان، هنرمندان و علاقه‌مندان ادبیات، ازجمله محمد قائد و داریوش مودبیان، برگزار شد. در این مراسم مهدی یزدانی‌خرم، خوشه شایان، سعید ذهنی و مسعود بربر دربارۀ این رمان و جایگاه آن در کارنامۀ ادبی فاتحی سخن گفتند و نویسنده نیز بخشی از رمان را برای حاضران خواند. در ابتدای مراسم، مسعود بربر با اشاره به سوابق ادبی و فرهنگی مهدی فاتحی، استمرار فعالیت او در طول حدود دو دهه در داستان‌نویسی، روزنامه‌نگاری ادبی و سینمایی و آموزش را ارزشمند دانست و به جوایز ادبی، تألیف کتاب‌ها، ترجمه‌ها و مقالات او اشاره کرد. پس از آن فاتحی بخشی از «به‌خاطر یک نخ سیگار» را خواند؛ فصلی که شخصیت داستان پس از تولد در آبادان، در میان آشوب، جنگ و مهاجرت قرار می‌گیرد. او با اشاره به وضعیت امروز و زخم‌های تاریخی نسل خود گفت: «در این رمان، کابوس‌ها ریشه شخصی ندارند؛ آن‌ها از دل تاریخ بیرون می‌زنند. راوی داستان درست در روزی به دنیا می‌آید که سینما رکس آبادان در آتش سوخت. او میراث‌دار قحطی‌ها، جنگ‌ها، آوارگی‌ها و تروماهای جمعی است».

یزدانی‌خرم: «به‌خاطر یک نخ سیگار» رمان شقاوت است
مهدی یزدانی‌خرم، نویسنده، روزنامه‌نگار و منتقد، با اشاره به فضای ادبی سال‌های اخیر و رواج آثار فله‌ای و بی‌ارزش، «به‌خاطر یک نخ سیگار» را نمونه‌ای از ادبیات جدی و حقیقی دانست و انتشار آن را برای جامعۀ ادبی غنیمت توصیف کرد. او با اشاره به این‌که این رمان سال‌ها امکان انتشار در ایران را نداشته است، گفت حیف است آثاری از این دست در زمان خود منتشر نشوند. یزدانی‌خرم این اثر را «رمان شقاوت» نامید؛ رمانی که به اعتقاد او قابل خلاصه شدن نیست. او دربارۀ دو شخصیت اصلی رمان گفت: «می‌توان آن‌ها را دو شخصیت مستقل یا دو وجه از یک شخصیت واحد دانست؛ یکی از خوابیدن می‌ترسد و با مصرف قهوه تلاش می‌کند بیدار بماند و دیگری در پی خواب است». در میان این دو نیز پیرمردی قرار دارد که به تعبیر یزدانی‌خرم، یادآور پیرمرد خنزرپنزری «بوف کور» هدایت است و به شکلی بر فضای رمان حاکم است.
به گفتۀ یزدانی‌خرم، «به‌خاطر یک نخ سیگار» از شاخصه‌های رمان‌های اکسپرسیونیستی برخوردار است؛ جریانی که در ادبیات فارسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. او بی‌رحمی رمان نسبت به رئالیسم و واقعیت را یکی از ویژگی‌های آن دانست و گفت این اثر به خواننده امکان همذات‌پنداری آسان با شخصیت‌ها را نمی‌دهد و فضایی برای «گرم شدن» و آسوده شدن در اختیار او نمی‌گذارد. یزدانی‌خرم هم‌چنین به زبان ویژۀ فاتحی اشاره کرد و راوی رمان‌های او را «خون‌سرد» دانست؛ راوی‌ای که با وجود خونسردی، ضربات گزنده‌ای وارد می‌کند و در روایتش مانند حرکت قلم یک نقاش اکسپرسیونیست روی بوم، ضربه می‌زند. او پایان‌بندی رمان را استادانه و باشکوه توصیف کرد و گفت پایان اثر چیزی نیست که خواننده هنگام خواندن بتواند به‌راحتی حدس بزند.
او همچنین رمان‌نویسی فاتحی را به‌شدت ضدنوستالژی دانست؛ چه در مواجهه با مکان و چه در مواجهه با زمان. یزدانی‌خرم فضای ذهنی فاتحی را برآمده از فضای ملتهب دهۀ ۸۰ توصیف کرد و او را نویسنده‌ای جدی دانست که برخلاف جریانی که برای جلب مخاطب تلاش می‌کند، مسیر خود را دنبال می‌کند و به ساختار و روایت اکسپرسیونیستی وفادار است. به اعتقاد یزدانی‌خرم، فاتحی تاریخ زیسته خود را با شقاوت، بی‌رحمی و نفرت روایت می‌کند و از حقیقت گریزی ندارد. او هم‌چنین گفت‌وگوی مداوم فاتحی با هدایت، بهرام صادقی و دیگر نویسندگان جدی ادبیات پیش از خود را از عوامل اهمیت آثار او دانست و تأکید کرد ادبیاتی که با گذشته و پیشینه خود گفت‌وگو نکند، ادبیاتی ابتر است.

خوشه شایان: کابوس‌های مرا نوشته بود
خوشه شایان، نقاش و مجسمه‌ساز، با اشاره به آغاز متفاوت و خاص رمان گفت: «فاتحی در همان ابتدای اثر خواننده را در موقعیتی قرار می‌دهد که نمی‌داند خواب می‌بیند یا بیدار است، راوی کدام شخصیت است و اساساً با دو نفر مواجه است یا یک نفر». به گفتۀ او، راوی به شکلی خودآزارانه هم از رنج و کابوس خود لذت می‌برد و هم از آن می‌گریزد. شایان با اشاره به حضور مسائل اجتماعی و وقایع دهه‌های ۸۰ و ۹۰ در رمان گفت: «هنگام خواندن اثر احساس کردم نویسنده کابوس‌های مرا نوشته است». به گفتۀ او بسیاری از اتفاقات رمان چنان آشنا بوده‌اند که گویی برای خودش رخ داده‌اند. شایان با تأیید نظر یزدانی‌خرم دربارۀ پیوند رمان با تاریخ ادبیات ایران، از حضور و تأثیر آثاری چون «خوابگرد» گلشیری، «تاریکخانه» هدایت و «ملکوت» بهرام صادقی در جهان رمان سخن گفت. خوشه شایان هم‌چنین بی‌زمانی و بی‌مکانی اثر را از ویژگی‌های آن دانست. هرچند بخش‌هایی از داستان در تهران می‌گذرد و شخصیت در جایی از رمان به اندونزی می‌رود، اما به گفتۀ او، فضای وهم و خیال و نگاه راوی اجازه نمی‌دهد هیچ مکان و رویدادی کاملاً در شکل حقیقت بیرونی تثبیت شود. او فضای رمان را با برخی فیلم‌ها و رمان‌های وهم‌آلود معاصر و وضعیت‌های آخرالزمانی مقایسه کرد و گفت بسیاری از حوادثی که در رمان با لحنی رئال و خون‌سرد روایت می‌شوند، برای او یادآور تجربۀ موشک‌باران تهران در دوران کودکی و همچنین مصائب دوران کرونا بوده‌اند. شایان در پایان، «به‌خاطر یک نخ سیگار» را رمانی تلخ اما خواندنی توصیف کرد؛ اثری که به اعتقاد او حاصل رنج و عرق‌ریزان نویسنده است، به‌ویژه در دوره‌ای که آثار سطحی و ساده‌انگارانه به شهرت می‌رسند. او با اشاره به این دیدگاه ویرجینیا وولف که صداقت ستون فقرات نویسنده است، صداقت فاتحی در مواجهه با وقایع را از نقاط قوت اثر دانست. او همچنین طراحی جلد اکسپرسیونیستی کتاب، اثر حمید فاتح، و هماهنگی آن با فضای اکسپرسیونیستی رمان را اقدامی ارزشمند از سوی نشر هفت اقلیم هنر دانست.

سعید ذهنی: رمانی از جنس فیلم‌های دیوید لینچ
سعید ذهنی، آهنگ‌ساز و کارگردان تئاتر، سخنان خود را با تأکید بر این‌که منتقد ادبی نیست آغاز کرد و گفت «به‌خاطر یک نخ سیگار» را از منظر یک آهنگ‌ساز و کارگردان تئاتر خوانده است؛ کسی که جهان را با ریتم، صدا، سکوت، نور، حرکت و میزانسن تجربه می‌کند. او گفت هنگام خواندن رمان، بیشتر احساس کرده وارد یک فیلم شده است؛ فیلمی که قاب‌هایش او را به‌یاد جهان دیوید لینچ می‌اندازد؛ جهانی که در آن مرز خواب و بیداری، واقعیت و وهم، پیوسته جابه‌جا می‌شود. به گفتۀ ذهنی، شخصیت‌ها جهان را از زاویۀ دید خود تجربه می‌کنند و خواننده را نیز به همان جهان می‌برند؛ نه برای این‌که حقیقت را پیدا کند، بلکه برای این‌که آن را تجربه کند. ذهنی با مقایسه رمان با تئاتر گفت در این اثر نیز آن‌چه دیده نمی‌شود، گاه مهم‌تر از چیزی است که دیده می‌شود. ناگفته‌ها، سکوت‌ها، فاصله‌ها و حتی تاریکی بخشی از روایت‌اند و نویسنده با توضیح ندادن همه‌چیز، به خواننده اعتماد می‌کند. او فضا را در این رمان نه صرفاً پس‌زمینه، بلکه شخصیتی مستقل دانست و گفت گاهی احساس کرده شخصیت‌ها در دل تاریکی حرکت نمی‌کنند، بلکه خود تاریکی است که آن‌ها را با خود حرکت می‌دهد. ذهنی در پایان گفت برخی آثار را نمی‌توان فقط خواند، بلکه باید در آن‌ها زندگی کرد و «به‌خاطر یک نخ سیگار» برای او از همین جنس است؛ اثری که تجربه‌ای سینمایی، نمایشی و موسیقایی را در قالب رمان به وجود آورده است.

مسعود بربر: موفقیت در فرم و محتوا
مسعود بربر، نویسنده و منتقد، در بخش پایانی نشست، با تأکید بر اهمیت «به‌خاطر یک نخ سیگار» در ادبیات معاصر گفت می‌خواهد از چرایی اهمیت این رمان سخن بگوید. او چهار رکن را برای داستان برشمرد: جهان، شخصیت، حادثه و شیوۀ روایت حادثه. به اعتقاد بربر، بسیاری از آثار خوب ادبیات فارسی تنها در یکی از این ارکان موفق‌اند، اما «به‌خاطر یک نخ سیگار» در هر چهار زمینه حرفی برای گفتن دارد. بربر یکی از چالش‌های داستان‌نویسی معاصر را بی‌توجهی به «مکان» دانست و گفت در بسیاری از آثار، تمرکز اصلی بر فرم و زمان است، در حالی که این رمان توجه ویژه‌ای به مکان دارد. جابه‌جایی‌های مکانی، مکان‌زدودگی و تنوع مکان‌ها در اثر، به گفته او، با مهارت انجام شده و بر شخصیت‌ها تأثیر می‌گذارد. او شخصیت‌پردازی رمان را نیز پیچیده و چندوجهی توصیف کرد و گفت تجربه‌ای که شخصیت در طول داستان از سر می‌گذراند، چنان دهشتناک و در عین‌حال جذاب و تأثیرگذار است که تنها از طریق تجربۀ خواندن می‌توان ابعاد مختلف آن را دریافت. بربر در ادامه به دو جریان در تاریخ داستان‌نویسی ایران اشاره کرد: «جریانی در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ که بیش از فرم و تکنیک، بر ترویج تفکری خاص تأکید داشت و در مقابل، جریانی که بعدها در واکنش به آن شکل گرفت و گاه پیچیدگی و فرم را به هدفی مستقل تبدیل کرد؛ آثاری که هیچ‌کدام ماندگار نشدند. مهدی فاتحی با تجربه‌ای که از ادبیات پیش از خود دارد، رمانی نوشته که در هر دو سوی محتوا و فرم، موفق و پذیرفتنی است». بربر در پایان، «به‌خاطر یک نخ سیگار» را نمونه‌ای موفق از درهم‌تنیدگی فرم و محتوا دانست؛ رمانی که از یک‌سو در سطح تکنیک روایی لذت خواندن ایجاد می‌کند و از سوی دیگر دارای عمق هستی‌شناسانه و پدیدارشناسانه است؛ ویژگی‌ای که به گفته او در بسیاری از آثار منتشرشده امروز کمتر دیده می‌شود. رمان «به‌خاطر یک نخ سیگار» نوشته مهدی فاتحی، پیش‌تر با عنوان «سیگارپیچ» منتشر شده بود و اکنون با انتشار تازه توسط نشر هفت اقلیم هنر در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

sazandegi

پست های مرتبط

راه ناتمام آزادی

سخنرانی هاشم آقاجری در نشست بازخوانی مشروطه در افق ایران امروز نشست…

طنین وجدان جمعی

درباره نمایش فیلم ایرانی «ناتور دشت» در جشنواره بوربانک «ناتور دشت» ساخته…

نه قدیس و نه متهم

گفت‌و‌گو با حنیف شهپرراد، کارگردان مستند زندگی «ذبیح‌الله منصوری» در سال‌های اخیر،…

دیدگاهتان را بنویسید