ماجرای حمله علیرضا بیرانوند به علی دایی چیست؟

از همان روزی که تیم ملی به ایران بازگشت، از اولین مصاحبهها تا وقتی که علیرضا بیرانوند، علیرضا جهانبخش و هومن افاضلی (با چهرهای عصبی که گویی تازه از خواب بیدار شده) به تلویزیون آمدند، گامی که برای بیان حرفهایشان انتخاب شده بود، مشخص بود که کار را به اینجا میرساند. طلبکاران عصبانی با لباس تیم ملی با شمشیرهای آخته به جان منتقدانی افتادند که بازی تیم ملی، سبک و روش و شخصیت بازیکنان و اعضایش را به هر دلیلی نمیپسندیدند. از همان روزی که محمدحسین میثاقی، مجری برنامه فوتبال برتر، نوعی پروندهسازی برای مخالفان را کلید زد، میشد حدس زد که این روند با افزایش شتاب و سوخت، به جاهای باریک خواهد رفت. حالا این اتفاق افتاده است. چند انتقاد در برنامه عادل فردوسیپور که از نظر تلویزیونیها رقیب اصلی در مسیر پخش ویژه برنامههای جام جهانی بهحساب میآید از علی دایی و کریم باقری باعث شد تا دوستان علیرضا بیرانوند دست بهکار شده و برایش متنی تند را علیه علی دایی آماده کنند. درست بعد از برنامهای که علی دایی و کریم باقری میهمان فردوسیپور بودند، در یک پلتفرم دیگر خداداد عزیزی و علی کفاشیان، رئیس سابق فدراسیون فوتبال، ماجرای رسیدن دایی به نیمکت تیم ملی را محصول رانت عنوان کردند. البته که شاید خداداد بیراه هم نمیگفت و دایی در آنزمان همانطور که گفته شد، با دستور دفتر رئیسجمهور به نیمکت تیم ملی رسید اما مگر خداداد عزیزی با کارنامهای ضعیف در مربیگری، با رانت بارها هدایت تیمهای مختلف را بهعهده نمیگرفت؟! مگر امیر قلعهنویی از مسیری کاملاً فنی به تیم ملی رسیده است؟
ماجرای بیرانوند
در فوتبال دنیا نمیتوان نمونهای پیدا کرد که یک بازیکن فوتبال اینهمه بیانیه متناقض و متعدد صادر کند. علیرضا بیرانوند در متنی بسیار تند، اتهاماتی اساسی را به مردی وارد که اکنون در اوج محبوبیت قرار دارد. او برای آنکه بتواند در جنگ یکطرفهای که با دایی آغاز کرده برنده شود، مسائل مالی و سیاسی را با فوتبال ترکیب کرده و بهنوعی با سوءاستفاده از شرایط جنگی کشور، سعی دارد برای دایی نوعی پاپوش ضدامنیتی درست کند.البته که استوری بیرانوند خیلیزود در فضای مجازی تبدیل به مسئلهای برای حمله کاربران فضای مجازی به دروازهبان شماره یک تیم ملی شد. حالا کمتر کسی است که مهار پنالتی رونالدو و یا سیوهای نجاتبخش بیرو در بازیهای جام جهانی اخیر برابر بلژیک را بهیاد بیاورد، بلکه اکنون او آماج حمله کسانی قرار گرفته که بخشی حامی و هوادار دایی هستند و بخشی (آگاه یا ناخودآگاه) در انتظار فرصتی برای تسویهحساب با او بودند. بیرو بیتردید با این استوری به آینده حرفهای خودش شلیک کرد. البته که شاید شرایط فوتبال ایران، تعطیلی طولانیمدت، برگزاری بازیها بدون تماشاگر و… باعث شده که بیرانوند و دیگر عوامل فوتبال ایران تصور کنند در برج عاجشان نشستهاند و هر کاری دلشان بخواهد میتوانند انجام بدهند اما واقعیت این است که دیر یا زود فوتبال به میادین بازمیگردد و این بازیکنان و عوامل تیمها هستند که باید با هواداران زندگی کنند.
دوقطبیسازی شکست
قطبیسازی که تلویزیون پیش از آغاز جام جهانی به شکلی جدیتر طرحریزی کرد، امروز به جایی رسیده که بازیکنان تیم ملی و چند مجری تلویزیون در برابر اکثریت جامعه فوتبال و علاقهمندان به آن قرار گرفته است. رویهای که فوتبال ایران را دوپاره کرده است و کار بهحدی بالا گرفته که با اتهامات سنگین و ناجوانمردانه سعی دارند چهره رقیب را به هر شکل و شدتی مخدوش کنند. البته همانطور که رفتار میثاقی و حرفهایش درباره منتقدان تیم ملی نتیجه عکس برای او داشت، و محبوبیت اندکش را به احتمال زیاد کاملاً و برای همیشه از بین برد، بیرانوند و دیگر کسانیکه با رویه تهاجمی و ناجوانمردانه درصدد ضربه زدن و ساکت کردن تمام منتقدان بزرگ و کوچک هستند را به چنین چالش مشابهی روبهرو کرده است. پیشبینیاش سخت نیست که بیرانوند و دوستانش روزهای سختی را در ارتباط با هواداران و جامعه فوتبال خواهند داشت. موضوعی که باعث خواهد شد که تیم ملی و حتی فوتبال باشگاهی از آن آسیب بخورد. اینکه فدراسیون فوتبال نسبت به حرفهای این بازیکن ملیپوش هیچ واکنشی نشان نداده، میتواند حاکی از رضایت آنها بر ادامه این مسیر سخت باشد. زمان زیادی لازم نیست تا ببینیم بازتاب رفتاری که فدراسیون، تیم ملی و فوتبال برتر پیش گرفتهاند، در نهایت چه تصویری در جامعه فوتبال خواهد ساخت؟

