رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست و یاداشت روز : تفاهمی برای پایان منازعه

تفاهمی برای پایان منازعه

درباره اهمیت یک تصمیم و شنیدن صدای اکثریت
به‌قلم؛ فریدون مجلسی؛ تحلیلگر مسائل بین‌الملل

اعلام پایان جنگ و انتشار خبر نهایی شدن تفاهم میان ایران و آمریکا، که قرار است به‌زودی به امضای طرفین برسد، بار دیگر توجه افکار عمومی را به این پرسش اساسی جلب کرده که آیا این توافق می‌تواند، آغازگر فصل تازه‌ای در روابط دو کشور باشد یا صرفاً وقفه‌ای موقت در روند یک منازعه دیرینه و پیچیده به‌شمار می‌رود؟ واقعیت آن است که برخلاف بسیاری از تصورات رایج، تهران و واشنگتن با یک اختلاف حل‌ناشدنی و ذاتی مواجه نیستند. تجربه دهه‌های گذشته، نشان داده که هر زمان اراده سیاسی برای گفت‌وگو و کاهش تنش وجود داشته، امکان رسیدن به تفاهم نیز فراهم شده است. آنچه بیش از هر عامل دیگری بر روابط دو کشور سایه انداخته، مجموعه‌ای از نگرانی‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی است که در مرکز آن مسئله اسرائیل قرار دارد. تداوم ادبیات تهدیدآمیز و نگاه امنیتی متقابل، فضایی را ایجاد کرده که در آن هر اقدام یک طرف، تهدیدی علیه موجودیت طرف دیگر تلقی می‌شود و نتیجه چنین چرخه‌ای چیزی جز استمرار بحران و ناامنی نیست. اما فارغ از مباحث سیاسی و امنیتی، واکنش جامعه ایران به خبر تفاهم اخیر حامل پیامی روشن است. کاهش ناگهانی نرخ ارز پس از انتشار اخبار توافق صرفاً یک واکنش اقتصادی نبود؛ بازتاب امیدی بود که سال‌ها در انتظار روزنه‌ای برای کاهش تنش‌ها و خروج از بن‌بست تحریم‌ها باقی مانده بود. این امید را می‌توان در رفتار سیاسی مردم نیز مشاهده کرد. شهروندانی که در انتخابات به نامزدی رأی دادند که مهم‌ترین شعارش تلاش برای رفع تحریم‌ها، کاهش تنش‌های خارجی و بازگرداندن کشور به مسیر تعامل با جهان بود، در واقع خواسته‌ای مشخص را بیان کردند؛ خواسته‌ای که با صدای بلندترین گروه‌ها سنجیده نمی‌شود بلکه در اراده اکثریتی نهفته است که خواهان زندگی عادی، ثبات اقتصادی و آینده‌ای قابل پیش‌بینی هستند. در این میان نکته قابل توجه رفتار جریان‌هایی است که هر بار با نزدیک شدن به توافق و کاهش تنش به مخالفت برمی‌خیزند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که بلند بودن صدا لزوماً به‌ معنای نمایندگی افکار عمومی نیست. کسانی‌که امروز علیه تفاهم فریاد می‌زنند، همان‌هایی هستند که در سال‌های گذشته نیز نسخه تداوم تنش، تقابل و سیاست‌های پرهزینه را تجویز می‌کردند؛ سیاست‌هایی که نتیجه آن کاهش سرمایه‌گذاری، گسترش بیکاری، فرار سرمایه و از دست رفتن فرصت‌های توسعه بوده است. تجربه کشورهای دیگر نیز درس‌های مهمی در این زمینه دارد. چین پس از سال‌ها درگیری با سیاست‌های افراطی و ایدئولوژیک، سرانجام دریافت که توسعه اقتصادی و رفاه عمومی بدون تعامل با جهان ممکن نیست. سیاست «درهای باز» که در دهه‌های پایانی قرن بیستم توسط دنگ شیائوپینگ به اجرا درآمد نه‌تنها اقتصاد چین را متحول کرد بلکه جایگاه این کشور را در نظام بین‌الملل نیز ارتقا داد. البته هیچ تجربه‌ای را نمی‌توان عیناً به کشوری دیگر تعمیم داد اما اصل ماجرا بدیهی است: توسعه زمانی محقق می‌شود که منافع ملی بر هیجانات سیاسی و شعارهای پرهزینه غلبه کند. امروز نیز ایران در نقطه‌ای حساس قرار گرفته است. کشوری با ظرفیت‌های عظیم انرژی، موقعیت ممتاز ترانزیتی، نیروی انسانی توانمند و امکانات گسترده اقتصادی بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به مدار تعامل و همکاری بین‌المللی است. مردم ایران حق دارند، امیدوار باشند که با کاهش تنش‌ها، سرمایه‌گذاری افزایش یابد، فرصت‌های شغلی بیشتری ایجاد شود، تجارت رونق بگیرد و کشور از مزیت‌های طبیعی و ژئوپلیتیکی خود بهره‌مند شود. تفاهم احتمالی میان ایران و آمریکا اگرچه به تنهایی همه مشکلات را حل نخواهد کرد اما می‌تواند، نخستین گام در مسیری باشد که سال‌ها به تعویق افتاده است. شرط موفقیت این مسیر نیز آن است که تصمیم‌گیران کشور صدای اکثریت جامعه را بشنوند؛ اکثریتی که خواهان آرامش، توسعه و زندگی بهتر است و انتظار دارد، منافع ملی بر هرگونه افراط‌گرایی و ماجراجویی سیاسی ترجیح داده شود.

sazandegi

«پست قبلی

پست بعدی»

پست های مرتبط

دکترین توسعه یا تداوم فرسایش؟

بازتعریف منطق رابطه با جهان، شرط لازم گذار توسعه‌محور به قلم مهدی…

۲۶ خرداد ۱۴۰۵

چراغ سبز اروپا به ایران

انگلیس، فرانسه، آلمان و ایتالیا برای رفع تحریم‌های ایران اعلام آمادگی کردند…

۲۶ خرداد ۱۴۰۵

گام بلند توافق

به‌دنبال نهایی‌شدن تفاهم میان ایران و آمریکا، شورای عالی امنیت ملی با…

۲۶ خرداد ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید