بازسازی شهرهای جنوبی چند سال زمان و چقدر سرمایه نیاز دارد؟

شرایط دشواری که این روزها بر شهرهای جنوبی ایران میگذرد هر انسانی را نگران و اندوهگین میکند. مردمان بسیاری همزمان زیر فشار ناامنی، اختلال در زندگی روزمره و دشواریهای طبیعی قرار گرفتهاند و هر روز خبرهای تازهای از آسیب دیدن خانهها، تأسیسات و زیرساختها منتشر میشود. آنچه در جنوب میگذرد یک تراژدی انسانی است. خانوادههایی که ناچار به ترک خانه شدهاند، کسبوکارهایی که تعطیل شدهاند و مردمی که با نگرانی از آینده روزگار میگذرانند. اما در کنار این وجه انسانی، پرسش مهم اقتصادی نیز مطرح است. جنوب ایران چه ارزشی برای اقتصاد کشور دارد؟ اگر دامنه تخریب زیرساختها گسترش پیدا کند، ایران دقیقاً چه چیزی را از دست میدهد؟ بازسازی بنادر، پالایشگاهها، مجتمعهای پتروشیمی، خطوط لوله، نیروگاهها و شبکههای آب و برق چقدر سرمایه میخواهد و چند سال زمان میبرد؟
پاسخ به این پرسشها اصلاً ساده نیست. دور سوم جنگ تازه شروع شده و هنوز هیچ ارزیابی جامع و مستقلی از میزان خسارت وارد شده به زیرساختهای جنوب وجود ندارد و تا زمانی که تصویری دقیق از تأسیسات آسیبدیده منتشر نشود هر عددی درباره هزینه بازسازی صرفاً برآوردی سناریویی خواهد بود. با این حال حتی بدون محاسبه دقیق خسارت نیز میتوان یک واقعیت را با اطمینان مطرح کرد. اینکه جنوب یکی از اصلیترین کانونهای تولید ثروت در اقتصاد ایران است و آسیب گسترده به آن میتواند، پیامدهایی بهمراتب فراتر از محدوده جغرافیایی چند استان داشته باشد. به بیان ساده جنوب را میتوان موتورخانه اقتصاد ایران دانست.
جغرافیای تولید ثروت
اقتصاد ایران به شکل قابلتوجهی به جغرافیای جنوب وابسته است. بخش مهمی از منابع نفتی کشور در خوزستان و مناطق جنوبی قرار دارد. شبکه گستردهای از میدانهای نفتی، واحدهای بهرهبرداری، تأسیسات فرآورش، مخازن و خطوط انتقال در این منطقه شکل گرفته که طی دههها و با هزینههای بسیار زیاد ایجاد شدهاند. در بوشهر نیز پارس جنوبی قرار دارد؛ یکی از مهمترین مراکز تأمین گاز ایران. وابستگی شبکه انرژی کشور به تولید گاز این منطقه چنان گسترده است که هر اختلال جدی و طولانی در تأسیسات آن میتواند تولید برق، فعالیت صنایع، مصرف خانگی و حتی تولید برخی فرآوردههای نفتی را تحتتأثیر قرار دهد. هرمزگان یکی دیگر از نقاط کلیدی اقتصاد ایران است. بندر شهید رجایی، پالایشگاههای نفت و میعانات گازی و زیرساختهای حملونقل دریایی در این استان نقش اساسی در تجارت و انرژی ایران دارند. بخش قابلتوجهی از جابهجایی کالاهای وارداتی و صادراتی کشور از همین منطقه عبور میکند. در خوزستان و بوشهر نیز مجموعه بزرگی از صنایع پتروشیمی شکل گرفته است. ماهشهر و عسلویه تنها دو شهر صنعتی نیستند؛ این مناطق حلقههای مهمی از زنجیره تولید مواد اولیه صنعتی ایران بهشمار میروند. محصولات تولید شده در مجتمعهای پتروشیمی خوراک بسیاری از صنایع پاییندستی را تأمین میکنند و بخش مهمی از صادرات غیرنفتی ایران نیز به فعالیت همین مجموعهها وابسته است. در کنار همه اینها باید بنادر، نیروگاهها، خطوط ریلی، جادهها، فرودگاهها و تأسیسات آب و برق را قرار داد. نتیجه روشن است: آنچه در جنوب ساخته شده، مجموعهای پراکنده از تأسیسات اقتصادی نیست. یک شبکه بههم پیوسته است که بخش بزرگی از اقتصاد ایران را به حرکت درمیآورد.
ارزش اقتصادی خسارت
یکی از خطاهای رایج در محاسبه خسارت جنگ یا حوادث طبیعی این است که ارزش دارایی تخریب شده را با هزینه واقعی خسارت برابر بدانیم. اگر یک کارخانه یک میلیارد دلار ارزش داشته باشد و تخریب شود، زیان اقتصادی الزاماً همان یک میلیارد دلار نیست. خسارت واقعی دستکم سه بخش دارد:
بخش نخست، ارزش دارایی فیزیکی تخریبشده است. ساختمان، ماشینآلات، تجهیزات، خطوط انتقال و سامانههای فنی باید تعمیر یا از نو ساخته شوند.
بخش دوم، تولید از دسترفته است. پالایشگاهی که ۶ ماه تعطیل باشد، در این مدت محصول تولید نمیکند. بندری که ظرفیت آن کاهش یافته، باعث کند شدن تجارت میشود. میدان نفتی آسیبدیده درآمد صادراتی کشور را کاهش میدهد.
بخش سوم، آثار زنجیرهای خسارت است. اگر یک مجتمع پتروشیمی خوراک تولیدکننده دیگری را تأمین کند، تعطیلی آن میتواند دهها کارخانه پاییندستی را نیز با مشکل مواجه کند. قطع گاز یک منطقه صنعتی ممکن است تولید فولاد، سیمان یا مواد شیمیایی را در نقاط دیگر کشور مختل کند. به همین دلیل هزینه اقتصادی تخریب زیرساختها معمولاً بسیار بیشتر از هزینه ساخت دوباره یک ساختمان یا تأسیسات است. در جنوب کشور این مسئله اهمیت بیشتری دارد زیرا بسیاری از زیرساختها به یکدیگر وابستهاند. پالایشگاه به خط لوله، خط لوله به میدان نفتی، پتروشیمی به خوراک گازی و بندر به شبکه جادهای و ریلی وابسته است. آسیب به یک حلقه میتواند، کل زنجیره را مختل کند.
چرا بازسازی جنوب گران درمیآید؟
در ظاهر ممکن است تصور شود هر چیزی که یک بار ساخته شده دوباره نیز قابل ساخت است. اما بازسازی زیرساختهای انرژی و صنعتی کار سادهای نیست. بخش مهمی از تجهیزات مورد استفاده در پالایشگاهها، تأسیسات گازی و مجتمعهای پتروشیمی تجهیزات تخصصی هستند. طراحی، تولید و نصب برخی از این تجهیزات ماهها یا حتی سالها زمان میبرد. در شرایط عادی نیز ساخت یک پالایشگاه یا مجتمع بزرگ صنعتی پروژهای چند ساله است. مشکل دیگر افزایش هزینه ساخت است. بسیاری از تأسیسات جنوب در دهههای گذشته ساخته شدهاند. ساخت دوباره همان تأسیسات با قیمتهای امروز به سرمایه بسیار بیشتری نیاز دارد. افزایش قیمت فولاد، تجهیزات صنعتی، ماشینآلات و خدمات مهندسی هزینه بازسازی را بالا میبرد. محدودیتهای خارجی نیز میتواند، فرآیند بازسازی را دشوارتر کند. تحریمها دسترسی ایران به برخی فناوریها و تجهیزات تخصصی را محدود کردهاند. حتی در مواردی که خرید تجهیزات امکانپذیر باشد هزینه مبادله، حملونقل و تأمین مالی میتواند به شکل قابلتوجهی افزایش پیدا کند. از سوی دیگر مسئله تأمین مالی مطرح است. اقتصاد ایران سالهاست با محدودیت سرمایهگذاری روبهروست. دولت با کسری بودجه مواجه است، نظام بانکی توان محدودی برای تأمین مالی پروژههای بسیار بزرگ دارد و جذب سرمایه خارجی نیز با موانع سیاسی و اقتصادی فراوانی روبهروست. بنابراین پرسش این است که چه کسی قرار است این هزینه را پرداخت کند؟ البته بدون ارزیابی دقیق خسارت، نمیتوان رقم قطعی ارائه کرد. اما برای درک ابعاد مسئله میتوان سه سناریوی فرضی در نظر گرفت. در سناریوی نخست، تخریب محدود و نقطهای است. بخشی از بنادر، تأسیسات انرژی و زیرساختهای شهری آسیب دیدهاند اما ساختار اصلی شبکه اقتصادی جنوب حفظ شده است. در چنین شرایطی، هزینه بازسازی ممکن است به چند ده میلیارد دلار برسد. در سناریوی دوم، آسیب گستردهتر است و بخشی از پالایشگاهها، مجتمعهای پتروشیمی، خطوط انتقال، نیروگاهها و بنادر نیاز به بازسازی اساسی دارند. در این شرایط هزینه میتواند از ۵۰ میلیارد دلار عبور کند و حتی به حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیارد دلار نزدیک شود. سناریو سوم، بدترین حالت ممکن است؛ یعنی تخریب سیستماتیک زیرساختهای انرژی، حملونقل و شهرهای جنوبی. در این سناریو مسئله دیگر تعمیر چند مجموعه صنعتی نیست. کشور ناچار خواهد بود، بخش مهمی از ظرفیت تولید نفت، گاز، پالایش و تجارت دریایی خود را بازسازی کند. هزینه چنین پروژهای میتواند به صدها میلیارد دلار برسد. این ارقام برآورد رسمی خسارت نیستند و نباید بهعنوان عدد قطعی تلقی شوند. اما مقایسه با تجربه بازسازی کشورهای جنگزده نشان میدهد که هزینه احیای زیرساختهای تخریبشده میتواند، بخش بزرگی از تولید ناخالص داخلی یک کشور را بهخود اختصاص دهد. برای اقتصادی مانند ایران تأمین حتی ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه برای بازسازی پروژهای بسیار دشوار خواهد بود. این رقم تنها هزینه ساخت زیرساختهاست و هزینههای اجتماعی، اسکان مردم، بازسازی خانهها، حمایت از کسبوکارها و جبران تولید از دست رفته را دربر نمیگیرد. از سوی دیگر باید مدت زمان مورد نیاز برای بازسازی را هم در نظر گرفت. زمان بازسازی به شدت خسارت بستگی دارد. بازگرداندن آب، برق و خدمات اولیه ممکن است از چند ماه تا چند سال زمان ببرد. تعمیر جادهها و برخی زیرساختهای شهری نیز در صورت دسترسی به منابع مالی میتواند نسبتاً سریع انجام شود. اما بازسازی تأسیسات پیچیده صنعتی داستان دیگری دارد. ساخت یک پالایشگاه یا مجتمع پتروشیمی بزرگ ممکن است ۵ تا ۷ سال زمان نیاز داشته باشد. پروژههای گازی دریایی، سکوهای تولید و خطوط انتقال نیز پروژههایی بسیار پیچیدهاند. حتی اگر منابع مالی بدون محدودیت در دسترس باشد، طراحی، خرید تجهیزات و اجرای پروژه زمانبر است. بنابراین میتوان گفت در یک سناریوی خوشبینانه، بازگرداندن خدمات ضروری جنوب ممکن است یک تا سه سال زمان ببرد. بازسازی زیرساختهای اصلی اقتصادی احتمالاً ۵ تا ۱۰ سال طول خواهد کشید و بازگرداندن کامل ظرفیت اقتصادی منطقه به شرایط پیش از تخریب ممکن است بیش از یک دهه زمان نیاز داشته باشد. البته این برآورد یک فرض مهم دارد: جنگ پایان یافته باشد و فضای سیاسی و اقتصادی کشور برای سرمایهگذاری مناسب شود. اگر نااطمینانی ادامه پیدا کند، بازسازی بهشدت کند خواهد شد. سرمایهگذاران در منطقهای که خطر تخریب دوباره وجود دارد، پروژههای بزرگ آغاز نمیکنند. بانکها تمایلی به تأمین مالی ندارند و شرکتهای مهندسی نیز با احتیاط بیشتری وارد پروژهها میشوند. در چنین شرایطی ممکن است، بازسازی برخی مناطق نه ۱۰ سال بلکه چند دهه طول بکشد.

