با اینکه وزیر نیرو از پایان خاموشیها سخن گفته بود اما همچنان برق منازل قطع میشود

فقط ۲۴ ساعت طول کشید تا وعده پایان خاموشیهای برنامهریزیشده با واقعیت «برقمن» روبهرو شود. یک روز پس از آنکه وزیر نیرو از عبور کشور از پیک مصرف و توقف قطعیهای برنامهریزیشده گفت، جدول خاموشیها همچنان مقابل چشم شهروندان قرار داشت؛ روایتی که خیلی زود با توضیح تازه وزیر و هشدار معاون او درباره احتمال خاموشی در زمستان تکمیل شد.
یکشنبه ۱۵ شهریور عباس علیآبادی، وزیر نیرو، مقابل دوربینهای تلویزیونی از عبور کشور از پیک مصرف برق و توقف قطعیهای برنامهریزیشده، سخن گفت. برای جامعهای که هفتهها با خاموشیهای منظم و نامنظم دستوپنجه نرم کرده بود این سخنان معنای روشنی داشت: تابستان سخت برق پشت سر گذاشته شده و قرار است خاموشیها متوقف شوند.
اما دیروز، مراجعه به سامانه «برقمن» تصویر دیگری نشان میداد. جدول خاموشیها حذف نشده بود و قطعی برق در برخی مناطق نیز ادامه داشت.
توضیح وزیر نیرو این بود که او نگفته، خاموشیها تمام شدهاند؛ تنها گفته، کشور از تابستان عبور کرده است. در ادامه، مصطفی رجبیمشهدی، معاون وزیر نیرو و مدیرعامل توانیر، صریحتر سخن گفت: تاریخی برای پایان خاموشیها اعلام نمیشود و حتی احتمال دارد در زمستان نیز برق قطع شود.
در فاصله ۲۴ ساعت، یک وعده، به یک توضیح و سپس به یک هشدار تبدیل شد. اما اهمیت ماجرا فقط در تناقض میان دو اظهارنظر نیست. مسئله مهمتر این است که چرا عبور از تابستان، برخلاف تصور معمول، بهمعنای عبور از بحران برق نیست؟
بحران برق با زمستان تمام نمیشود
برای سالها، تصویر غالب از بحران برق در ایران ساده بود: هوا گرم میشود، کولرها روشن میشوند، مصرف بالا میرود و شبکه تحتفشار قرار میگیرد. بنابراین طبیعی بهنظر میرسید که با کاهش دمای هوا، فشار از روی شبکه نیز برداشته شود. اما ساختار انرژی ایران چنین رابطه سادهای ندارد.
بخش عمده برق کشور در نیروگاههای حرارتی تولید میشود و این نیروگاهها به گاز وابستهاند. در زمستان، درست زمانی که نیاز به برق برای سرمایش کاهش پیدا میکند، مصرف گاز خانگی و تجاری افزایش مییابد. در نتیجه نیروگاهها برای دریافت گاز با محدودیت مواجه میشوند. اینجاست که ناترازی گاز خود را در شبکه برق نشان میدهد.
نیروگاههایی که با کمبود گاز مواجه میشوند، میتوانند به سمت سوختهای مایع مانند گازوئیل و مازوت بروند اما این راهحل نیز ظرفیت نامحدود ندارد. تأمین، ذخیرهسازی و انتقال سوخت مایع برای تمام نیروگاهها به سادگی امکانپذیر نیست و محدودیت در هر بخش میتواند، بخشی از ظرفیت تولید را از مدار خارج کند. به این ترتیب، خاموشی زمستانی لزوماً نتیجه افزایش مصرف برق نیست؛ ممکن است نتیجه کمبود سوخت نیروگاهها باشد.
این تنها مشکل نیست. نیروگاههای فرسوده، راندمان پایین بخشی از واحدهای تولید، کمبود سرمایهگذاری برای ایجاد ظرفیت جدید، مشکلات شبکه انتقال و توزیع و کاهش تولید برقآبی در نتیجه خشکسالی همگی حاشیه اطمینان شبکه را کاهش دادهاند. آسیبهای وارد شده در جنگ ۴۰ روزه و جنگهای اخیر نیز به زیرساختهای انرژی نیز در برخی نقاط بر دشواری بازگشت شبکه به وضعیت پایدار اضافه کرده است.
حتی توسعه نیروگاههای خورشیدی نیز به تنهایی پاسخ این مسئله نیست. برق خورشیدی در طول روز تولید میشود اما با غروب آفتاب این منبع از مدار تولید خارج میشود و در ساعات شب، بار بیشتری بر منابع حرارتی و سایر منابع قابل اتکا قرار میگیرد.
بنابراین شبکه برق ایران نه با یک مشکل منفرد بلکه با زنجیرهای از محدودیتها مواجه است؛ زنجیرهای که از تأمین سوخت نیروگاه شروع میشود و تا تولید، انتقال و توزیع برق ادامه پیدا میکند.
خاموشی چگونه وارد زندگی روزمره شده است؟
برای شهروندان، اما، این پیچیدگیهای فنی در نهایت به یک اتفاق ساده تبدیل میشود: برق میرود.
پشت هر قطعی چند ساعته، میتواند یک کارگاه کوچک متوقف شود، یک نانوایی از ادامه فعالیت باز بماند، فروشگاهی با اختلال در تجهیزات مواجه شود یا کسبوکاری که به اینترنت وابسته است عملاً از کار بیفتد.
برای کسبوکارهای بزرگ، خاموشی ممکن است یکی از هزینههای عملیاتی باشد؛ اما برای بسیاری از واحدهای کوچک همان چند ساعت میتواند به معنای از دست رفتن درآمد یک روز، آسیب به تجهیزات یا تحمیل هزینه تعمیر و تعویض باشد. این هزینه زمانی سنگینتر میشود که قطعیها تکرار شوند و زمان آنها نیز قابل پیشبینی نباشد.
خاموشی همچنین محدود به وسایل برقی خانه نیست. در مناطقی که سیستم آبرسانی به پمپها و ایستگاههای فشار وابسته است، قطع برق میتواند به اختلال در آب منجر شود. آسانسورها از کار میافتند و خدماتی که به تجهیزات الکتریکی وابستهاند، دچار اختلال میشوند. در زمستان نیز قطع برق میتواند برای خانوارهایی که به سیستمهای گرمایشی برقی وابستهاند، مسئلهای جدیتر باشد.
خاموشیها چقدر عادلانه توزیع میشوند؟
مسئله دیگری که در تجربه خاموشیها برجسته شده، تفاوت میان مناطق است. مدت و تعداد قطعیها در تهران و دیگر شهرها الزاماً یکسان نیست. مسئولان وجود فیدرهای حساس، مراکز حیاتی و زیرساختهای خاص در پایتخت را یکی از دلایل تفاوت الگوی خاموشی عنوان میکنند. اما از نگاه شهروندی که در شهرستان یا منطقهای کمبرخوردار با قطعیهای طولانیتر مواجه است، نتیجه عملی تفاوتی نمیکند: بخشی از زندگی او بیشتر از دیگری متوقف شده است. همین تفاوت میتواند خاموشی را از یک مشکل فنی به مسئلهای اجتماعی تبدیل کند؛ بهویژه زمانی که شهروندان احساس کنند، هزینه ناترازی به شکل یکسان میان مناطق مختلف توزیع نمیشود.
مسئله فقط برق نیست؛ مسئله «اطمینان» است
شاید مهمترین آسیب خاموشیهای مکرر چیزی نباشد که هنگام قطع برق خاموش میشود بلکه چیزی باشد که به تدریج در ذهن مردم خاموش میشود: اطمینان به برنامهای که اعلام شده است. وقتی یک روز گفته میشود، قطعیهای برنامهریزیشده متوقف شدهاند و روز بعد جدول خاموشی همچنان در سامانه رسمی دیده میشود، شهروند نمیداند کدام روایت را مبنا قرار دهد. برای یک خانواده، این یعنی ناتوانی در برنامهریزی کارهای روزانه. برای یک فروشنده یا صاحب کارگاه یعنی ندانستن اینکه فردا چه ساعتی میتواند، کار کند. برای کسبوکاری که به اینترنت و برق وابسته است یعنی دشوار شدن برنامهریزی حتی برای چند ساعت آینده. به همین دلیل، مسئله خاموشی فقط «چند ساعت بیبرقی» نیست. قابل پیشبینی نبودن آن، هزینه دیگری است که روی دوش جامعه قرار میگیرد.
