رنگ‌زمینه

صفحه اصلی > سیاست : مخفیانه تا جشنواره

مخفیانه تا جشنواره

درباره سینمای زیرزمینی ایران به بهانه انتشار فیلم «بی‌داد»

با انتشار فیلم «بی‌داد» ساخته سهیل بیرقی در یوتیوب، این کارگردان بار دیگر مسئله ساخت و انتشار فیلم‌های زیرزمینی در ایران را به بحث اول محافل هنری تبدیل کرد. فیلم «بی‌داد» مانند فیلم‌هایی از این دست، بدون دریافت مجوزهای رسمی از وزارت ارشاد و نهادهای مربوطه، تولید و ساخته شد و طی یک عملیات ماجراجویانه برای پخش در جشنواره‌ کارلووی واری جمهوری‌چک، از کشور خارج شد. حالا این فیلم که اجازه نمایش در سینماهای ایران و پلتفرم‌های رسمی داخلی را ندارد، روی کانال یوتیوب سهیل بیرقی، برای تماشای مخاطبان آپلود شده، آن‌هم در حالی‌که کارگردانش به اتهام تخلف در ساخت فیلم، به چهار سال و سه ماه حبس محکوم شده است.

فیلم‌های زیرزمینی
فیلم زیرزمینی در ایران، به فیلمی گفته می‌شود که بدون مجوزهای دولتی ساخته شده و در بسیاری از مواقع فیلم‌سازانی که اقدام به ساخت چنین فیلم‌هایی کرده‌اند نیز با احکام قضایی روبه‌رو شده‌اند. در این میان، برخی نام‌های سرشناس هم دیده می‌شوند، از‌جمله جعفر پناهی که از همان اولین تجربه‌های فیلم‌سازی‌اش با چالش توقیف و عدم صدور مجوز پخش مواجه شد. پناهی در سال ۱۳۷۸ و بعد از توقیف فیلم «دایره» این فیلم را برای نمایش، به جشنواره‌های خارجی فرستاد. درواقع، دایره یکی از اولین فیلم‌های ایرانی دوره مؤخر است که بدون اکران رسمی در ایران، در دنیا نمایش داده شده است. با این‌وجود، پناهی در سال‌های اخیر که با احکام قضایی مانند ممنوعیت فیلم‌سازی و خروج از کشور مواجه بود نیز دست از کار نکشید و چند فیلم را بدون مجوز و به‌صورت پنهانی ساخت. اما در همان دوران هم فیلم‌هایی بدون مجوز ساخته شدند، از‌جمله فیلم «کسی از گربه‌های ایرانی خبر ندارد» ساخته بهمن قبادی در سال ۱۳۸۷ که اکرانی در ایران به‌دست نیاورد اما در جشنواره کن و در بخش نوعی نگاه به نمایش درآمد. فیلم «تهران من حراج» که در سال ۱۳۸۸ توسط گراناز موسوی ساخته شد نیز یکی دیگر از اولین فیلم‌های زیرزمینی ایرانی بود که اجازه نمایش را نگرفت اما در جشنواره‌های متعدد بین‌المللی حضور پیدا کرد و البته نسخه ویدئویی آن توسط مخاطبان ایرانی دیده شد.

«تاکسی» و «خرس نیست»
دو فیلم آخر جعفر پناهی که هر دو در جشنواره‌های معتبر برلین و ونیز به نمایش درآمدند، در ایران و بدون مجوز ساخته شدند. او «تاکسی» را که یک مستند درباره خودش بود را بعد از دو فیلم «پرده» و «این فیلم نیست» ساخت که آنها نیز بدون مجوز ساخته شده و به‌طور مخفیانه از ایران خارج شدند. جالب است که هر چهار فیلم پناهی که در دوران محرومیت و محکومیتش ساخته شدند، در جشنواره‌های معتبر جهانی با اقبال مواجه شدند اما این فیلم‌ها که اکنون دیگر بسیاری از علاقه‌مندان به سینما آنها را از طریق فضای اینترنتی دیده‌اند، هیچگاه در ایران به نمایش رسمی در نیامدند و بعید است تا زمانی‌که ساختار سینمایی حال حاضر وجود دارد، چنین شانسی را پیدا کند. پناهی «خرس نیست» را هم به‌طور مخفیانه در یک روستای نزدیک مرز کشور ساخت. فیلم جایزه ویژه هیأت داوران جشنواره ونیز را گرفت. تاکسی نیز در سال ۲۰۱۵ در جشنواره برلین برنده جایزه خرس طلایی شد. «این فیلم نیست» نامزد دریافت بهترین فیلم مستند اسکار شد و در جشنواره کن سال ۲۰۱۱ به نمایش درآمد. «پرده» در سال ۲۰۱۲ در بخش مسابقه جشنواره برلین حضور داشت و خرس نقره‌ای بهترین فیلم‌نامه را هم گرفت.

فیلم‌های بدون مجوز
محمد رسول‌اف نیز یکی از کارگردانانی است که برخی از مهم‌ترین فیلم‌هایش را در ایران و بدون مجوز ساخته است. آخرین ساخته او «دانه انجیر معابد» را بدون دریافت هیچ مجوز قانونی و با حضور بازیگران زن ایرانی و بدون حجاب ساخت. فیلم در جشنواره کن ۲۰۲۴ به نمایش درآمد و جایزه ویژه هیأت داوران را هم به‌دست آورد. «من، مریم، بچه‌ها و ۲۶ نفر دیگر» ساخته فرشاد هاشمی، «کیک محبوب من» به نویسندگی و کارگردانی مریم مقدم و بهتاش صناعی‌ها، «منطقه بحرانی» ساخته علی احمدزاده، «آیه‌های زمینی» ساخته علیرضا خاتمی و علی عسگری، «تابستان امید» ساخته صدف فروغی، «تورهای خالی» ساخته بهروز کرمی‌زاده، «کافه» ساخته نوید میهن‌دوست، «بی‌پایان» ساخته نادر ساعی‌ور، «ماده تاریک» ساخته کریم لک‌زاده و «شاهد» نادر ساعی‌ور، تنها تعدادی از فیلم‌هایی هستند که طی سال‌های اخیر به‌شکل زیرزمینی و بدون دریافت مجوزهای لازم دولتی ساخته شدند. البته تمام فیلم‌هایی که خطوط قرمز و محدودیت‌های سانسوری سینمای ایران را دور می‌زنند، به‌طور پنهانی و بدون مجوز ساخته نمی‌شوند. برخی از فیلم‌سازان در دهه‌های اخیر دست به روش‌های غیرمعمول و گاه فریبنده‌ای می‌زنند تا بتوانند فیلم‌هایشان را بامجوز و البته بدون رعایت خطوط قرمز بسازند. برخی از فیلم‌سازان، فیلم‌نامه ابتدایی را براساس قوانین و آئین‌نامه‌های مدنظر نهادهای صدور مجوز می‌نویسند اما در فیلمی که می‌سازند در نهایت محدودیت‌ها را دور زده و خب نتیجه هم مشخص است؛ این فیلم‌ها مجوز اکران داخلی نمی‌گیرند اما اغلب با بازیگران و عوامل حرفه‌ای ساخته شده و سپس برای نمایش به جشنواره‌های بین‌المللی می‌روند. از این نمونه‌ها می‌توان به فیلم «آشیل» ساخته فرهاد دل‌آرام اشاره کرد.

سینمای زیرزمینی علیه سینمای رسمی
در دهه‌های گذشته به‌خصوص دهه‌های شصت و هفتاد، فیلم‌سازان برای ساخت فیلم‌‎هایشان به نگاتیو نیاز داشتند و باید آن ‌را از دولت می‌گرفتند. خب مشخص است که دولت هم نگاتیو را به فیلمی می‌دهد که قوانین و محدودیت‌ها و شرایطش در آن کامل اعمال شده باشد. اما بعد از ورود دوربین‌ها و امکانات دیجیتال به سینمای ایران، بسیاری از فیلم‌سازان که در لابیرنت سانسور و محدودیت‌ها و قوانین سرگردان بودند، روش دیگری را برای ساخت فیلم‌هایشان در نظر بگیرند. حالا و در سال ۱۴۰۵ و با وجود دوربین‌‍‌ها و امکانات بسیار کوچک‌تر و سبک‌تر دیجیتال، فیلم‌سازان می‌توانند بدون دریافت مجوزهای لازم، کم سر‌و‌صدا و دور از سانسور و محدودیت‌ها، اقدام به ساخت و تولید فیلم کنند. آمار نشان می‌دهد که تعداد فیلم‌های زیرزمینی ساخته شده در ایران رو به افزایش است و نکته قابل ذکر این است که تا امروز تنها بخشی از سرشناس‌ترین این فیلم‌ها از طریق رسانه‌ها برای عموم شناخته شده‌اند و به‌نظر تعداد بسیار بالاتری از فیلم‌های زیرزمینی که بدون مجوز ساخته شده‌اند در انبار فیلم‌سازان وجود دارد. به نظر می‌رسد، حالا سینمای رسمی با یک خطر جدی برای از دست دادن بخشی از مخاطبان و بازار مواجه است. واقعیت این است که تهیه‌کنندگان و کارگردانان مطرح سینمای ایران، همواره از فشار روزافزون و دشواری‌های کسب مجوز و سپس اکران فیلم‌هایشان عصبانی و ناراضی بوده‌اند و اکنون تعداد زیادی از بهترین فیلم‌های سینمای ایران، با وجود گذشت سال‌ها و دهه‌ها از ساخت‌شان، هنوز ممنوع هستند. عباس کیارستمی برای فرار از تله سانسور و محدودیت با وجود زندگی در ایران اما دوربینش را به خارج از ایران برد و برخی از فیلم‌های آخرش را بیرون از وطنش ساخت. اما این امکان برای تمام کارگردانان ایرانی به‌خصوص کارگردانان جوان وجود ندارد و به همین دلیل تولیدات به‌جای روی زمین به زیرزمین منتقل شدند تا دور از چشم سانسورگران و آزادانه ساخته شوند. البته که بخش مهمی از این فیلم‌ها، تنها به‌واسطه نمایش تصویری واقعی از جامعه امروز ایران، به این شکل و بدون دریافت مجوز ساخته شدند. با این‌وجود، به‌نظر می‌رسد سینمای ایران در مقابل یک مسیر تازه و یا به بیان بهتر، یک شرایط جدید قرار گرفته است؛ حالا در کنار فیلم‌هایی که مجوزهای لازم را برای اکران دارند و سینمای رسمی را تشکیل می‌دهند، یک سینمای دیگر هم در زیرزمین هست؛ سینمایی که امروز برخلاف سال‌ها و دهه‌های قبل که به تولید انگشت‌شمار فیلم دست می‌زد، اکنون با سبدی پر و پیمان از فیلم‌ها، در گونه‌های متنوع روبه‌رو‌ست. فیلم‌هایی که توانستند به‌واسطه همین عبور از سانسور و محدودیت‌های جدی، بسیاری از بازیگران و چهره‌های مطرح سینمای ایران را نیز به حضور در این آثار ترغیب کنند. شاید این فیلم‌ها دست‌کم فعلاً! در ایران اجازه نمایش رسمی پیدا نکنند اما جشنواره‌های بین‌المللی نشان داده‌اند که علاقه زیادی به چنین فیلم‌هایی دارند؛ نه به‌خاطر کیفیت و سطح فنی این فیلم‌ها، بلکه احتمالاً برای اینکه تصویری متفاوت و شاید به‌زعم آنها واقعی‌تر از ایران را نشان می‌دهد.

sazandegi

پست های مرتبط

ترامپ و سرنوشت کارتر

نشریات آمریکایی نوشتند ترامپ به‌دنبال خروج آبرومندانه از جنگ است گروه بین‌الملل:…

۲۰ مرداد ۱۴۰۵

بندر خالی، سفره کوچک

کاهش واردات کالا، چه اثری روی سفره‌های فردای مردم می‌گذارد؟ در روزهای…

۲۰ مرداد ۱۴۰۵

پیمان نیم‌بند

واکنش‌ها به توافق مکه افزایش یافت امضای «توافق‌نامه دفاع مشترک مکه» میان…

۲۰ مرداد ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید