ایران برای اداره اقتصاد خود به فروش چه مقدار نفت در روز نیاز دارد؟

گزارشهای تازه منتشر شده از سوی مؤسسات رصدکننده بازار نفت، نشان میدهد صادرات نفت ایران به چین در ماههای اخیر با افت محسوسی مواجه شده است؛ موضوعی که میتواند نشانهای از کاهش تقاضا برای نفت ایران در مهمترین بازار صادراتی آن باشد. با این حال کارشناسان معتقدند برای قضاوت قطعی درباره روند نزولی صادرات نفت ایران باید مجموعهای از عوامل ازجمله وضعیت ذخایر شناور، شرایط بازار جهانی نفت، سیاستهای پالایشی چین و رقابت نفت روسیه را بهطور همزمان مورد توجه قرار داد. بر اساس گزارشی که بلومبرگ منتشر کرده، جریان صادرات نفت ایران به چین در ماه مه به حدود ۱۶۰ هزار بشکه در روز سقوط کرده است. این رقم در مقایسه با ماه فوریه که صادرات نفت ایران به چین حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز برآورد شده بود، کاهش بسیار چشمگیری را نشان میدهد. اگر این ارقام دقیق باشند، صادرات روزانه نفت ایران به چین، ظرف کمتر از سه ماه بیش از ۹۰ درصد کاهش یافته است. در کنار آمار صادرات، دادههای شرکت ردیابی نفتکشها «کپلر» نیز تصویری متفاوت از وضعیت بازار نفت ایران ارائه میدهد. این دادهها نشان میدهد در مجموع حدود ۱۳۲ میلیون بشکه نفت در نفتکشهای مستقر در داخل و خارج از خلیجفارس ذخیره شده است. از این میزان دستکم ۵۷ میلیون بشکه در کشتیهایی قرار دارد که در نزدیکی سواحل چین همچنین تنگههای سنگاپور و مالاکا مستقر هستند. وجود چنین حجم بزرگی از نفت ذخیره شده در دریا معمولاً به این معناست که عرضه از تقاضا پیشی گرفته یا خریداران به دلایل مختلف از تخلیه سریع محمولهها خودداری کردهاند. با این حال نکته قابل توجه آن است که حجم نفت ذخیره شده در نفتکشهای شناور نسبت به دوره اوج تنشها و محدودیتهای حملونقل در خلیجفارس حدود ۵۵ درصد کاهش یافته است. این موضوع میتواند، نشانهای از تخلیه تدریجی ذخایر و مصرف بخشی از نفت انبارشده، باشد. از اینرو برخی تحلیلگران معتقدند، کاهش صادرات ثبتشده در یک ماه الزاماً بهمعنای افت پایدار فروش نفت ایران نیست و ممکن است بخشی از نیاز پالایشگاههای چینی از طریق ذخایر موجود تأمین شده باشد. یکی از عوامل مهمی که بر تقاضای نفت ایران اثر گذاشته، سیاستهای اخیر چین در حوزه سوخت است. در ماههای گذشته، دولت چین محدودیتهایی را بر صادرات فرآوردههای نفتی اعمال کرده است. این سیاست باعث شد بخشی از تولید پالایشگاههای این کشور در بازار داخلی باقی بماند و سطح ذخایر سوخت افزایش یابد. در نتیجه بسیاری از پالایشگاهها دیگر نیازی به فعالیت با ظرفیتهای بالا ندارند و در نتیجه تقاضای آنها برای خرید نفتخام نیز کاهش یافته است. مؤسسه مشاوره انرژی «انرژی اسپکتس»(Energy Aspects) پیشبینی کرده که پالایشگاههای چینی در ماه ژوئن تولید خود را حدود ۲۰۰ هزار بشکه در روز کمتر از ماه مه خواهند کرد. کاهش فعالیت پالایشگاهی معمولاً بهمعنای کاهش خرید نفتخام است و میتواند بر واردات نفت از تأمینکنندگان مختلف، ازجمله ایران، تأثیر منفی بگذارد. عامل دیگری که بر موقعیت نفت ایران در بازار چین فشار وارد کرده، افزایش رقابت با نفت روسیه است. پس از اعمال تحریمهای غرب علیه روسیه، بخش بزرگی از نفت این کشور با تخفیفهای قابل توجه راهی بازارهای آسیایی شده است. در شرایطی که پالایشگاههای مستقل و خصوصی چین عمدتاً بهدنبال خرید نفت ارزانتر هستند، نفت روسیه در بسیاری از مقاطع توانسته، مزیت قیمتی بیشتری نسبت به نفت ایران داشته باشد. همین موضوع میتواند، بخشی از تقاضای سنتی برای نفت ایران را به سمت نفت روسیه سوق داده باشد. با وجود این باید توجه داشت که آمار صادرات نفت ایران همواره با درجهای از عدم قطعیت همراه است. بخش قابل توجهی از صادرات نفت ایران از طریق شبکههای پیچیده حملونقل و با استفاده از روشهایی انجام میشود که ردیابی دقیق آن را دشوار میکند. به همین دلیل تفاوت قابل ملاحظهای میان برآوردهای مؤسسات مختلف درباره میزان صادرات نفت ایران وجود دارد و ارقام ماهانه لزوماً تصویر کاملی از وضعیت واقعی فروش نفت ارائه نمیکنند. در مجموع، دادههای اخیر حاکی از آن است که صادرات نفت ایران به چین در کوتاهمدت با فشارهایی ناشی از کاهش فعالیت پالایشگاههای چینی، افزایش ذخایر سوخت و رقابت نفت روسیه مواجه شده است. با این حال برای نتیجهگیری درباره آغاز یک روند نزولی پایدار در فروش نفت ایران باید عملکرد صادرات در ماههای آینده و تغییرات تقاضای چین با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گیرد. آنچه در شرایط کنونی روشن بهنظر میرسد این است که بازار اصلی نفت ایران با تحولات جدیدی روبهرو شده و حفظ سهم بازار در چین بیش از گذشته به شرایط رقابتی و تحولات ژئوپلیتیک وابسته خواهد بود.
نیاز حیاتی به فروش نفت
چند سال پیش مسعود نیلی و همکارانش گزارشی تهیه کرده بودند که نشان میداد، دولتها برای اداره اقتصاد، دستکم به فروش یک میلیون و ۱۰۰ هزار بشکه نفت در روز نیاز دارند البته میزان وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی در طول دهههای گذشته همواره در نوسان بوده و به عواملی مانند سطح هزینههای دولت، قیمت جهانی نفت، درآمدهای مالیاتی، وضعیت صادرات غیرنفتی همچنین شرایط تحریم بستگی داشته است. با این حال بررسی بودجههای سالانه و ساختار مالی دولت نشان میدهد که نفت همچنان یکی از مهمترین منابع تأمین درآمدهای عمومی کشور بهشمار میرود. در سالهای پیش از تشدید تحریمهای نفتی، ایران روزانه بیش از دو میلیون بشکه نفت صادر میکرد و بخش بزرگی از منابع ارزی و درآمدهای بودجهای خود را از این محل بهدست میآورد. اما با محدود شدن صادرات نفت، دولت ناچار شد سهم بیشتری از منابع خود را از طریق مالیات، فروش اوراق بدهی و واگذاری داراییها تأمین کند. با وجود این تغییرات هنوز هم درآمدهای نفتی، نقش مهمی در تأمین هزینههای دولت و مدیریت بازار ارز دارند. برای برآورد میزان نفت مورد نیاز اقتصاد ایران، میتوان از ارقام مندرج در بودجههای سالانه استفاده کرد. دولت معمولاً بخشی از هزینههای خود را بر مبنای صادرات روزانه حدود ۱.۳ تا ۱.۸ میلیون بشکه نفت و میعانات گازی تنظیم میکند. البته همه درآمد حاصل از فروش نفت مستقیماً وارد بودجه عمومی نمیشود و بخشی از آن به شرکت ملی نفت، صندوق توسعه ملی و سایر تعهدات قانونی اختصاص مییابد. اگر قیمت نفت را بهطور متوسط ۷۰ دلار برای هر بشکه در نظر بگیریم، صادرات روزانه یک میلیون بشکه نفت ،میتواند سالانه حدود ۲۵ میلیارد دلار درآمد ناخالص ایجاد کند. صادرات ۱.۵ میلیون بشکه در روز نیز درآمدی حدود ۳۸ میلیارد دلار در سال به همراه خواهد داشت. با توجه به حجم واردات کالاهای اساسی، مواد اولیه، تجهیزات صنعتی و نیازهای ارزی کشور، بسیاری از کارشناسان معتقدند، صادرات روزانه کمتر از یک میلیون بشکه نفت، فشار قابل توجهی بر منابع ارزی کشور وارد میکند. در عین حال باید میان «اداره اقتصاد» و «اداره بودجه دولت» تفاوت قائل شد. اقتصاد ایران حتی در شرایط کاهش شدید صادرات نفت نیز به فعالیت خود ادامه داده است. بخش خصوصی، صنایع داخلی، کشاورزی، خدمات و صادرات غیرنفتی سهم مهمی در تولید ناخالص داخلی دارند. اما کاهش درآمدهای نفتی معمولاً خود را در کسری بودجه دولت، رشد بدهیهای عمومی، افزایش استقراض، فشار بر نرخ ارز و در نهایت افزایش تورم نشان میدهد. از این منظر نفت نهفقط یک منبع درآمدی بلکه ابزاری برای حفظ ثبات اقتصادی محسوب میشود. هرچه درآمدهای نفتی کاهش یابد، دولت برای تأمین هزینههای خود بیشتر به منابع جایگزین متوسل میشود. در بسیاری از موارد این منابع جایگزین شامل استقراض از شبکه بانکی، فروش اوراق بدهی یا استفاده از منابع بانک مرکزی است که میتواند، آثار تورمی به همراه داشته باشد. در سالهای اخیر تلاشهایی برای کاهش وابستگی بودجه به نفت انجام شده است. افزایش درآمدهای مالیاتی، توسعه صادرات غیرنفتی و اصلاح برخی ساختارهای بودجهای ازجمله این اقدامات بوده است. با این حال واقعیت آن است که اقتصاد ایران هنوز به سطحی از تنوع درآمدی نرسیده که بتواند بهطور کامل جایگزین درآمدهای نفتی شود. بر این اساس میتوان گفت اگرچه اقتصاد ایران برای ادامه فعالیت خود الزاماً به صادرات چند میلیون بشکه نفت در روز نیاز ندارد اما برای تأمین منابع ارزی، حفظ تعادل بودجه و کاهش فشارهای تورمی، فروش روزانه دستکم یک تا یکونیم میلیون بشکه نفت همچنان اهمیت بالایی دارد. هرچه صادرات نفت از این سطح فاصله بگیرد، تأمین مالی دولت دشوارتر شده و فشار بیشتری بر سایر بخشهای اقتصاد وارد خواهد شد. به همین دلیل نفت همچنان یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده در ثبات مالی و اقتصادی ایران بهشمار میرود.

