چرا برکناری موسی نجفی از پژوهشگاه علوم انسانی حاشیهساز شد

چند روز پس از صدور حکم سرپرست جدید «پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی» توسط حسین سیماییصراف، وزیر علوم دولت وفاق ملی، امواج برخاسته از این تصمیم همچنان فضای رسانهای و دانشگاهی کشور را تحتتأثیر قرار داده است. جابهجایی صندلی ریاست در یکی از دیرپاترین و استراتژیکترین نهادهای نظری کشور از یک روال اداری و قانونی فراتر رفته و به تازهترین زمین بازی برای دوقطبیسازان سیاسی تبدیل شده است؛ جایی که پایان دوره چهارساله مدیریت موسی نجفی از سوی جریان مخالف دولت بهعنوان «حذف میراث رهبر شهید» تعبیر شد و در مقابل، بدنه علمی پژوهشگاه، آن را آغازی بر پایان «روابط محفلی» و بازگشت به «عقلانیت» نامیدند.
از نظریهپردازی بومی تا صندلی پرحاشیه پژوهشگاه
برای درک ابعاد این جنجال ابتدا باید ایستگاه قبلی این قطار مدیریتی را شناخت. موسی نجفی، چهرهای نامآشنا در جبهه فکری نیروهای اصولگرا و دلبسته به کلانپروژههایی چون «تحول در علوم انسانی» و «تمدنسازی نوین اسلامی» است. او که تألیفات متعددی در حوزه تاریخ معاصر ایران و اندیشه سیاسی دارد، در دوران دولت سیزدهم سکان هدایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی را به دست گرفت. نجفی در طول دوران مدیریت خود تلاش کرد تا جهتگیری این نهاد نسبتاً مستقل و منتقد را به سمت الگوهای مدنظر جریان انقلابی و بومیسازی مطلق علوم انسانی سوق دهد. اما این نگاه تکساحتی در کالبد نهادی که تنوع دیدگاههای علمی اصل اول بقای آن است، رفتهرفته به ایجاد انشقاق، دوقطبیسازی و انزوای بخشی از بدنه نخبگانی و پیشکسوت پژوهشگاه منجر شد. منتقدان او معتقد بودند که در این دوره، مصلحتهای محفلی و وفاداریهای جناحی، جایگزین ضوابط سفت و سخت شایستهسالاری علمی شده بود.
شیپور جنگ رسانهای؛ بومیسازی مفهوم «برکناری»
ماجرا از روزی آغاز شد که وزیر علوم در حکمی سیدمحمدرضا امیریطهرانیزاده را بهعنوان سرپرست جدید این نهاد منصوب کرد. بلافاصله پس از انتشار این خبر، ارکستر هماهنگ رسانههای مخالفت دولت وفاق ملی، سازهای خود را کوک کردند. ترجیعبند این خط رسانهای در شبکههای اجتماعی بهویژه ایکس(توئیتر سابق) کلیدواژه «برکناری شتابزده» و «سیاسیکاری» بود. مخالفان با فرار رو بهجلو و پیوند زدن این تغییر به نام و میراث رئیسجمهور شهید (آیتالله رئیسی) سعی کردند، وزنه این جابهجایی را سنگینتر از یک تصمیم درونوزارتخانهای نشان دهند. تعابیری چون «نگرانی جامعه دانشگاهی از حذف چهرههای انقلابی» به سرعت پمپاژ شد تا به جامعه اینگونه القا شود که دولت جدید در حال تسویهحساب سیاسی با بازماندگان دولت قبل است.
پاسخ قاطع وزارت علوم
این هجمه سنگین با واکنش صریح و مستدل وزارت علوم مواجه شد. محمدعلی دادگسترنیا، دستیار رسانهای و مدیرکل روابط عمومی وزارت علوم با ورود به میدان تبیین، آب پاکی را روی دست شایعهسازان ریخت. او با شفافسازی این نکته که «هیچ برکناری در کار نبوده بلکه دوره قانونی مدیریت دکتر نجفی به پایان رسیده بود»، تلاش کرد تا غبار سیاستزدگی را از روی این پرونده پاک کند. دادگسترنیا به یک مغالطه بزرگ دیگر مخالفت نیز پاسخ داد؛ موضوع منسوب کردن این انتصابات جزیی به توصیهها یا میراث رئیسجمهور شهید. او با صراحت نوشت که شأن رهبر شهید اجل از ورود به این دست جابهجاییهای خرد مدیریتی است و تاکید همیشگی ایشان، تمرکز بر اصول کلی و راهبردهای کلان علوم انسانی بوده است نه تحمیل اشخاص. این پاسخ، تلاش جریانهای خاص برای هزینه کردن از نام شهدا جهت حفظ صندلیهای مدیریتی را با بنبست مواجه کرد.
پیام بهارستان اندیشه
اما قویترین سیگنال نه از راهروهای ساختمان شاهینویلا (وزارت علوم) بلکه از بطن خود پژوهشگاه صادر شد. جمعی از اعضای هیأت علمی و پژوهشگران پیشکسوت این مرکز با انتشار بیانیهای قاطع و شجاعانه از تصمیم وزیر علوم حمایت کردند. در لابهلای خطوط این بیانیه، میتوان عمق دلخوری و فرسایش روحی بدنه علمی پژوهشگاه در سالهای گذشته را لمس کرد. اساتید با به کار بردن عباراتی چون «دمیدن روح تازه در کالبد این نهاد دیرپا»، «پرهیز از هیجانات و دوقطبیسازیها» بهویژه تأکید بر اینکه «ضوابط قانونی بر روابط محفلی ارجحیت یابد» بهطور ضمنی کارنامه دوران نجفی را به نقد کشیدند. این بیانیه نشان داد که برخلاف ادعای رسانههای بیرونی، دانشگاهیان نهتنها نگران این تغییر نیستند بلکه آن را بازگشت به ثبات و عقلانیت میدانند.
طهرانیزاده و ابرچالشهای پیشرو
با فروکش کردن نسبی هیاهوهای جناحی، نگاهها به سمت سیدمحمدرضا امیری طهرانیزاده معطوف شده است؛ چهرهای که برخلاف سلف خود، از درون ساختار خود پژوهشگاه رشد کرده، دانشیار همین مجموعه است و سوابق تحصیلی درخشانی از دانشگاه امام صادق(ع) تا دانشگاه وین در حوزه فلسفه علم و فناوری دارد. انتخاب او نشاندهنده یک مدل اصیل از «نظرسنجی استمزاجی» و توجه به خواست واقعی بدنه دانشگاهی است. طهرانیزاده در مراسم معارفه خود که با حضور معاون پژوهشی وزارت علوم برگزار شد، دست روی نقطه حساسی گذاشت: «اعتماد متقابل میان مدیران و بدنه، بزرگترین سرمایه سازمان است». او علوم انسانی وارداتی از غرب را واجد ارزشهای غربی دانست و تأکید کرد که رویکرد جدید پژوهشگاه، بررسی ربط و نسبت این علوم با فرهنگ و ارزشهای ایرانی و اسلامی خواهد بود؛ رویکردی که بهعنوان «نخ تسبیح»، فعالیتهای پراکنده پژوهشکدهها را بههم پیوند میدهد. پژوهشگاه علوم انسانی از امروز وارد فصلی جدید میشود. فصلی که در آن باید بهجای تبدیل شدن به بوق تبلیغاتی یک جریان خاص به اتاق فکر حل ابرچالشهای کشور- از اصلاح رفتارهای فرهنگی در مصرف انرژی تا افزایش تابآوری اجتماعی- تبدیل شود. جنجالهای هفته گذشته نشان داد که علوم انسانی در ایران چقدر مظلوم و در عین حال چقدر برای سیاستبازان وسوسهانگیز است؛ اما ایستادگی وزارت علوم و بدنه اساتید در این پرونده میتواند، طلیعهای بر استقلال دوباره عقلانیت دانشگاهی از فشارهای محفلی باشد.

