سفرههای خالی ماه رمضان؛ افطاری ساده برای یک خانواده، ۳ میلیون تومان!

درحالی امروز نخستین سحرگاه رمضان فرا رسید که امسال، غبار سنگین تورم چنان بر چهره بازار نشسته که بوی افطار بیش از آنکه یادآور معنویت باشد، بوی محاسبات بیآغاز و انجام ریاضی را میدهد. بررسیهای میدانی ما در آخرین روز بهمن نشان میدهد که «جراحی اقتصادی» حالا به استخوان رسیده است. جایی که سادهترین نماد سفره افطار، یعنی یک کاسه آش رشته، با قیمتی فراتر از نیم میلیون تومان رسماً از فهرست خریدهای روزمره طبقه کارگر و بازنشسته خارج شده و به جرگه کالاهای لوکس پیوسته است.
آش رشته؛ خروج نماد سادگی از سفره محرومان
ماه رمضان که نزدیک میشد، آش رشته از یک غذای ساده به نماد سفره افطار تبدیل میشد؛ غذایی که هم سنتی بود و هم نسبتاً اقتصادی. اما گزارشهای میدانی از سطح شهر تهران حکایت از یک شوک قیمتی بیسابقه دارد. براساس قیمتهای نهایی شده روز ۲۹ بهمن، آش رشته یکونیم کیلویی با تزئین کامل ۵۵۰ هزار تومان قیمتگذاری شده و برای خرید یک سطل دو کیلویی باید ۷۴۰ هزار تومان هزینه کرد. این ارقام در مقایسه با درآمد بخش بزرگی از خانوارهای شهری، بهویژه کارگران و بازنشستگان، فراتر از «تأمل» و در مرز «تراژدی» است. افزایش قیمت حبوبات در یک سال اخیر، عامل اصلی این پرواز قیمتی است. وقتی لوبیا چیتی ۹۰۰ گرمی از مرز ۶۵۰ هزار تومان عبور میکند و نخود به نزدیک ۳۰۰ هزار تومان میرسد، دیگر نمیتوان انتظار داشت که آش رشته، غذای مردمی باقی بماند. این تغییر نه بهدلیل تغییر ذائقه بلکه نتیجه مستقیم افزایش هزینه مواد اولیه و افت قدرت خرید است؛ تغییری که باعث شده بسیاری از خانوادهها امسال این نماد سنتی را از سفرههای خود حذف کنند.
آناتومی یک افطار ساده؛ ۳ میلیون تومان برای چهار نفر
بیایید با چرتکه واقعبینی، هزینه یک سفره افطار بسیار ساده را برای یک خانواده چهار نفره در شب اول رمضان ۱۴۰۴ محاسبه کنیم. اگر این خانواده بخواهد سنتیترین شکل افطار را داشته باشد (یعنی نان، پنیر، سبزی، خرما و یک کاسه آش یا حلیم) با اعداد هولناکی مواجه میشود: یک بسته خرمای مضافتی که سال گذشته ۱۶۰ هزار تومان بود، امسال با برچسب قیمت ۳۱۰ تا ۴۱۰ هزار تومانی (برای ۷۰۰ گرم) عرضه میشود. پنیر ۴۰۰ گرمی که پارسال ۶۰ هزار تومان بود حالا ۱۶۵ هزار تومان قیمت خورده است. به اینها اضافه کنید نان بربری ۳۰ هزار تومانی، سبزی خوردن کیلویی ۲۰ هزار تومانی و البته زولبیا و بامیهای که نرخ مصوبش برای واحدهای درجه یک ۴۹۵ هزار تومان تعیین شده است. مجموع این اقلام بهظاهر ساده، بدون احتساب وعده سحری، رقمی نزدیک به ۲ میلیون تومان میشود. اگر خانواده بخواهد مطابق سنت، یک کیلو آش یا حلیم هم تهیه کند، هزینه یک افطار به مرز ۳ میلیون تومان میرسد. این یعنی هر وعده افطار ساده، معادل یکسوم حقوق ماهانه یک کارگر حداقلبگیر است. در واقع، یک خانواده چهار نفره برای گذراندن ۳۰ روز ماه رمضان با همین منوی ساده به بودجهای معادل چندین برابر حداقل دستمزد نیاز دارد؛ واقعیتی که نشان میدهد، سفرههای رمضانی امسال زیر سایه سنگین تورم به کوچکترین حد خود در دهههای اخیر رسیدهاند.
سقوط آزاد قدرت خرید در چاله «جراحی اقتصادی»
آنچه امروز در ویترین مغازهها بهچشم میخورد، نه یک نوسان قیمتی ساده که یک «شوک ساختاری» است. آمارهای بازار نشان میدهد قیمت برنج، حبوبات، گوشت، مرغ و لبنیات در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال گذشته تا ۲۵۰ درصد افزایش یافته است. برنج هاشمی از ۱۹۰ هزار تومان به ۴۴۵ هزار تومان رسیده و گوشت گوسفندی که قرار بود پروتئین سفرهها را تأمین کند حالا با قیمت ۱ میلیون و ۴۰۰ هزار تومانی برای هر کیلو ران به رویایی دوردست تبدیل شده است. شقه نیمه گوسفندی نیز با جهش ۲۳۰ درصدی به حدود ۶ میلیون تومان رسیده است. سیاستهای اقتصادی که تحت عنوان «جراحی» و حذف ارزهای ترجیحی اجرا شد حالا در آستانه ماه مبارک، کارنامه خود را با سفرههای تهی به قضاوت گذاشته است. دستمزدها که سالهاست از هزینهها عقب ماندهاند، در سال ۱۴۰۴ به کلی از کورس رقابت با تورم خارج شدهاند. تجربه اقتصادی ماههای اخیر نشان میدهد که نهتنها سفره افطار بلکه امنیت غذایی ایرانیان تحتفشار سیاستهای ناکارآمد به شدت تهدید میشود.
لبنیات و بحران سلامت؛ هشدار وزارت بهداشت
در این میان، وضعیت محصولات لبنی نگرانکنندهتر است. قیمت پنیرهای سنتی به سطحی رسیده که حتی تصور خرید آن برای بسیاری ناممکن است؛ پنیر لیقوان گوسفندی ۶۰۰ گرمی با قیمت نزدیک به ۲ میلیون تومان، بیشتر به یک کالای موزهای شبیه است تا یک قلم غذایی. وزارت بهداشت رسماً هشدار داده است قیمت محصولات لبنی طوری است که میزان مصرف بهشدت کاهش یافته و مبالغ کالابرگ فعلی به هیچ وجه کفاف مصرف استاندارد روزانه را نمیدهد. حذف لبنیات از سفره رمضان، یعنی واگذاری سلامت نسل آینده به دست تورم؛ زخمی که اثرات آن سالها بعد در سیستم درمانی کشور خود را نشان خواهد داد.
شیرینی تلخ؛ زولبیا در کام طبقه متوسط
حتی شیرینیهای سنتی این ماه هم دیگر کام کسی را شیرین نمیکند. رئیس اتحادیه قنادان، قیمت زولبیا و بامیه را تا ۴۹۵ هزار تومان اعلام کرده و علت این گرانی را افزایش ۴ برابری قیمت روغن در دو ماه اخیر میداند. وقتی مواد اولیه با چنین شتابی گران میشوند، نظارتهای بازرسی تنها میتوانند از گرانفروشی مضاعف جلوگیری کنند اما نمیتوانند، جلوی حذف این شیرینی از سبد خرید مردم را بگیرند. رمضان درحالی آغاز میشود که شکاف میان «قیمتهای مصوب» و «توان خرید مردم» به عمیقترین حد خود رسیده است.
ضرورت سیاستهای حمایتی فوری
کارشناسان اقتصادی هشدار میدهند که ادامه این روند، امنیت غذایی کشور را بهطور جدی تهدید میکند. رمضان امسال برای بسیاری از ایرانیان، نه ماه ضیافت، که ماه ریاضت اجباری است. دولت باید بداند که با شعار و آمارسازی نمیتوان شکمهای گرسنه را سیر کرد. در نبود اقدام عاجل برای کنترل قیمتها و افزایش واقعی مبالغ کالابرگ برای دهکهای پایین، وعده «افطار همگانی» تنها روی کاغذ معنا خواهد داشت. واقعیت زندگی خانوارهای ایرانی بسیار تلختر از تبلیغات رسانهای است؛ واقعیتی که در آن حتی برای باز کردن روزه با یک نان و پنیر و آش ساده باید نگران فردای خالی از بودجه بود. امشب در بسیاری از خانهها، بیش از آنکه دعای سحر طنینانداز شود، صدای شکستن استخوانهای طبقه متوسط زیر بار تورمی شنیده میشود که گویی هیچ پایانی برای آن متصور نیست.

